عبدالهادي حايري: انسان زنده به اميد

 به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت او

زماني كه دكتر عبدالهادي حايري فهميد بيماري سرطان خونش فرصت چنداني به او نمي‏دهد تا بهره بيشتري به دانش ايراني بيافزايد، به توصيه برخي شاگردانش نوشتن زندگينامه‏اش را آغاز كرد و مانند كوپرنيك در روزهاي آخر زندگي جسماني و در بيمارستان نسخه چاپي آن را در دست گرفت. اكنون بيست سال از آن روز مي‏گذرد.

پيشتر بطور مفصل نوشته‏ام كه زندگي علمي دانشمندان مانند كوه يخي است كه آثار منتشر شده شان تنها بخش بيروني و ديدني آن است. و متاسفانه تنها از همين بخش است كه در ارزيابي كارنامه علمي دانشمندان بهره گرفته مي‏شود. بخش عمده تاريخ علم هرگز نوشته نمي‏شود. اگر دانشمند خود ننويسد، ديگران بايد با تلاش‏هايي چون مصاحبه و خاطره نويسي يا تحريك و تشويق دانشمند به خود زندگينامه نويسي، يا سرانجام مصاحبه با شاگردان و بازمانندگان و بررسي آثار و اسناد و دست نوشته اي بجاي مانده از استاد، شايد به بخشي از بخش پنهان كوه يخ دست يابند و شايد نيابند. و چه خوب كه خودشان بنويسند كه كمتر مي‏نويسند و عبدالهادي حايري از معدودترين آنها بود و آن هم با استفاده از انواع نام‏هاي مستعار و مختصر و ... .

ادامه نوشته

حكومت كارگري بر كشور پژوهشستان (1)

سالها پيش كه بر اثر انقلاب كارگري، حكومت كشور پژوهشستان بدست نيروهاي كارگري افتاد، دستور داده شد كه كارگران در همه امور كشور حاكم باشند. يكي از اين كارگران مدير يكي از واحدهاي پژوهشي شد. تصميم گرفت بر كارهاي پژوهشي پژوهشگران زيردست نظارت بيشتري داشته باشد. گمان او اين بود كه پژوهشگران نيز مانند كارگران از زير كار در ميروند، گزارش كار را بموقع نميدهند، از كار ميدزدند، در اداره كار ميكنند و نتايج آن را به همايش هاي ديگران ميدهند، حاصل پژوهش را براي ديگران سخنراني ميكنند، مقاله براي نشريات علمي ديگر مينويسند. و ... و ... و ... . تصميم گرفته شد هر هفته گزارش كار پژوهشي به همراه اصل مواد تهيه شده براي پژوهش، شامل فيشهاي پژوهشي پر شده، پرينتهاي گرفته شده، قايلهاي دانلود شده، شماره تلفن تماسهاي علمي، فايل مكالمات علمي با ديگر همكاران پژوهشگر، فاكتور خريد كاغذ A4 براي پژوهش، فيش غذاهاي خورده شده هنگام پژوهش، رسيد آژانس رساننده پژوهشگر به كتابخانه ها و مراكز پژوهشي، و بالآخره همه و همه ارائه گردد.

  

ادامه نوشته

رسم دوستی

رسول جعفریان در نمایشگاه کتاب تهران مرا دید و گفت: این بود رسم دوستی؟

اینک تلاش میکنم کمی از رسم دوستی را اجرا کنم و از حق دوستی دفاع.

در قفس امروز بلبل مست گفتار خود است

کبک در کهسارها دربند رفتار خود است

سرو مغرور قد و گل محو رخسار خود است

هر که را بينم در اين عالم گرفتار خود است

زمانی که نادر مطلبی کاشانی در سال 1379 همایش بزرگ نسخه شناسی را برپا، و برخلاف معهود نام کوچک "پیش همایش نسخه شناسی" را بر آن نهاد، کسی گمان نمیکرد حاصل آن مجله ای باشد پربار که در جهان نامدار گردد. او در پرباری "نامه بهارستان"، در ابتدا مدیون دو تن بود: استاد ایرج افشار که دخالت کرد و آقای ابهری که دخالت نکرد. هرچند با رفتن آقای ابهری، جانشینانش دکتر جلالی و دکتر جعفریان نیز دست او را باز گذاشتند و اینک "نامه بهارستان" درخت پرباری شده که بزرگانی چون مرحومان اصغر مهدوی، علی نقی منزوی، اولگ آکیموشکین، و بویژه استاد ایرج افشار آبش دادند و بزرگانی دیگر دربرش گرفتند.

اینک کشتیبان را سیاستی دیگر آمده: نمیدانیم آیا جانشین نادر کاشانی چه کسانی را در آستین حمایت علمی دارد و درخواهد آورد، (نتیجه اش را بزودی خواهیم دید) اما تردید ندارم نشریه علمی پژوهشی "نامه بهارستان" هرگز جای "نامه بهارستان" بی گرید پیشین را نخواهد گرفت.

آیا کمی از رسم دوستی را بجا آورده ام؟     

ما حقوق بگیران آمریکا

در ویژه نامه یکی از نهادهای کتابداری کشور که بمناسبت نمایشگاه کناب تهران منتشر شد خبری آمد با عنوان "کتابخانه های مهم دنیا". در بخش پایانی خبر آمده:

"در میان کتابخانه های دانشگاهی، بزرگترین کتابخانه های قاره آمریکای شمالی به ترتیب عبارتند از :

کتابخانه ملی ایران

کتابخانه دانشگاه ییل

کتابخانه دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین

کتابخانه دانشگاه برکلی

کتابخانه دانشگاه تگزاس در آستین"

(مشرق، 18 اردیبهشت 1391، ص 8)

 

نه اشتباه نخواندید. ما خودمان هم نمی دانستیم که در دانشگاههای آمریکایی کار میکنیم و از آمریکا حقوق میگیریم. فقط نمیدانم چرا به ما حقوق دلاری نمیدهند. 

شكر نعمتهاي ناخواسته

گاه ميشود انسان از حوادث ناخواسته و حركتهاي ظاهرأ نادانسته ديگران متضرر شده و كمي هم عصباني ميگردد. اما پس از مدتي ميفهمد كه چه نعمتهايي در آن حادثه و حركت قرار داشته است كه شكرش واجب مينمايد.

دوستي ميگفت: تا مدتي پيش با اتوموبيل شخصي به محل كارم مي آمدم و كيف بزرگي حامل اوراق بسيار قديمي كه قرار بود روزي بدانان برسم و اولويت كاريشان را مشخص كنم، ...

ادامه نوشته

اتحاديه اعضاي كتابخانه و قرائتخانه عمومي شبانه روزی عباس آباد

دوست کتابدارم خبر داد که:

پس از تصرف بخشهاي ستادي و پژوهشي سازمان ما توسط دانشجويان و اعضاي كتابخانه و قرائتخانه عمومي شبانه روزی عباس آباد، اينك اعضاي مزبور كه خود را صاحب سازمان ما ميدانند اتحاديه تشكيل داده و وبگاهي ساخته و فرمايشات؟ خود را به رئيس سازمان ما ابلاغ فرمودند. مهمترين مشكلات اعضاي كتابخانه و قرائتخانه عمومي شبانه روزی عباس آباد كه بر سايتشان آمده چنين است:

·        کمبود منابع و کتاب­های مختلف و مرجع که چنانکه می­دانید گردآوری آنها از اهم وظایف کتابخانه ... است

·        مشکلات مربوط به مکان رستوران و بالا بودن قیمت­های اغذیه ارائه شده در رستوران و بوفه

·        مشکلات مربوط به گیت­های ورودیِ مطلقاً بی‌کاربرد نصب شده در جلو درب­های تالار تخصصی، تالار عمومی و تالار ایران شناسی

·        شیوه برخورد کارکنان محترم حراست با مراجعین

·        مشکلات دسترسی به شبکه اینترنت

·        وضعیت نابسامان سرویس­های بهداشتی

·        مشکلات مربوط به نمازخانه

و البته عكسهايي از مستنداتشان را نيز گذاشته اند. آيا زمان آن نرسيده كه رئيس سازمان ما فكري كلي براي حل كلي اين مشكلات بنمايد. البته اگر معاونين و مشاورين بگذارند.

روز دانشجو مبارك

پيرو يادداشتهاي كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد و كتابخانه و قرائتخانه عمومي شبانه روزي عباس آباد، باطلاع ميرساند: دانشجويان گرامي توانستند با شكايات متعدد خود، كاركنان را از محل كار خود اخراج، و پيروزمندانه كتابخانه و قرائتخانه عمومي شبانه روزي عباس آباد را در اختيار گيرند. روز دانشجو مبارك

ابراهيم متفرقه و نخستين چاپخانه اسلامي

نخستين چاپخانه اسلامي در كشور عثماني، در 11 جمادي الاول 1140 قمري/ 14 دسامبر سال 1727 ميلادي، بدست ابراهيم متفرقه، اسیر زادة مجاري مسلمان شده باز شد. بين سالهاي1142 تا 1155 قمري/ 1729 تا 1742 ميلادي جمعا 16 كتاب چاپ كرد. وسایل چاپخانه از فرانسه، گراورها از هلند، و پرسنل از اتريش مي آمدند.

هرچند دانشمندان تركيه توجه خاصي به ابراهيم متفرقه و آثار او داشته اند، اينك دانشمندان مجاري نيز او را مورد توجه قرار داده اند. سايت ابراهيم متفرقه زندگي و آثار او را بزبان انگليسي و مجاري مورد بررسي قرار ميدهد.

روز كتابدار پيشاپيش مبارك

هرچند هنوز دو سه هفته اي به روز كتابدار مانده، اما ما كه باستقبالش رفتيم. شنيديم يكي از بزرگان كتابكاري درباره اينكه چرا از كتابداران براي كتابخانه ها استفاده نمي كنند گفته:

"دانش کتابداری دانش خیلی وسیعی نیست و تعدادی از همکارانمان را که در سالهای گذشته استخدام کردیم و کتابدار نبودند، با یک دوره کتابداری که گذراندند خیلی خوب کتابخانه را اداره می کنند. به هر حال اولویت با رشته کتابداری است و بعد رشته های نزدیک به کتابداری مثل ادبیات فارسی و معارف."

ادامه نوشته

نشریات فارسی زبان خارج از کشور

 شاید باورش سخت باشد که تعداد عناوین نشریات فارسی زبان خارج از کشور از تعداد عناوین نشریات فارسی زبان داخل کشور ایران چندان کمتر نباشد. شاید کمتر کسی باور کند که یک شخص توانسته باشد بیشتر از نهادهای دولتی و عمومی این نشریات را شناسایی، گردآوری و کاتالوگ کرده باشد. کتابهای:

ادامه نوشته

اندر وظايف متولي امامزاده

از قديم گفته اند "احترام امامزاده بعهده متولي آن است".

درشماره بهار و تابستان 1389 خبرنامه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران، منتقدي از نشاني دادن نادرست انجمن كتابداري گله كرده كه انگار مسئولين برخي نهادهاي اطلاع رساني، هنوز سري به آرشيو ملي و كتابخانه ملي نزده اند كه نشاني نادرست آنها را ميدهند. امروز پوستر همايش ماهانه شهريور 1390 انجمن را ديدم كه هنوز همان نشاني نادرست پيشين را در آن نوشته اند. يعني مسئولين تهيه و تأئيد و انتشار پوستر انجمن، خبرنامه پارسال انجمن خود را نديده اند؟ يا آن يادداشت را شوخي پنداشته اند؟ بهرصورت، ظاهرأ هنوز مسئوليت حفظ احترام امامزاده كتابداري و اطلاع رساني با متولي آن است.

سهم ناداده چاپ

امسال هجري (1432) كه دو سه ماهي از آن باقي مانده دويستمين سال ورود صنعت چاپ فارسي به ايران است.

در نظام كتابخانه اي ما، كتاب كه توليد نهايي و محصول يك فرايند دراز است چنان اهميتي يافته كه سهم توليدكنندگان آن را ادا نمي كند: نويسندگان، مترجمان، مصححان، ويراستاران، و بطور كلي پديدآورندگان برسميت شناخته شده اند اما كساني كه كتاب را توليد ميكنند و بدست كتابداران و خوانندگان ميرسانند از حروفچينان و چاپخانه داران و چاپچيان و صحافان و كتابفروشان و ... اصلأ بچشم نمي آيند. حتي سانسورچيان بيشتر مورد توجه بوده اند.

ادامه نوشته

ايرانشناسي در اسپانيا

دکتر خوزه فرانسيسكو كوتياس فرر José Francisco Cutillas Ferrer (استاد مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه الیکانته اسپانیا)، بدعوت مركز پژوهشهاي ايرانشناسي و اسلامشناسي سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، از ساعت 11 تا 1۲:30 روز دوشنبه 7 شهريور ۱۳۹۰، در تالار 80 نفره کتابخانه ملی درباره ايرانشناسي در اسپانيا سخنرانی خواهند کرد. وضعيت ايرانشناسي در اسپانيا، پژوهشگران ايرانشناسي، كرسي هاي زبان فارسي، نسخه هاي خطي فارسي، و اسناد روابط ايران و اسپانيا، موضوع سخنراني ايشان خواهد بود. خانم منطقي (همسر ايشان و دانشجوي ايرانشناسي دانشگاه اكستر) نيز نيم ساعت درباره ايرانشناسي دانشگاه اكستر صحبت خواهند كرد.

سراي ايرانشناسي

كتابخانه و قرائتخانه عمومي شبانه روزی عباس آباد

دوستی که داستان "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" را برایم تعریف کرده و من هم بشما گزارش داده بودم تماس گرفت که بتوچه که داستان "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" را برای دیگران تعریف کردی؟ از روزی که مسئولان "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" یادداشت ترا خواندند، نه تنها اقدامی در حل مسئله نکردند بلکه هر روز بر زمان خدمات "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" نیز افزوده اند. بتازگی هم ميخواهند آن را شبانه روزی کنند. ترا بروح و خاک مادرت دست از سر "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" بردار تا بدتر از این نشده. نمیدانم بدتر از شبانه روزی شدن چه خواهد بود اما، دیگر (تا اطلاع ثانوی) درباره "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" و مراکز مشابه آن نخواهم نوشت و خاطره هم تعریف نخواهم کرد.

استعفاي‌ قيصر و تعطيلي‌ كتابخانه‌ ملي‌ آلمان‌ (بازنشر)

باز هم تابستان شد و تعطيلات طول و دراز كتابخانه هاي بزرگ كشور آغاز.

ماه رمضان هم در راه. كتابخانه اي بزرگ در قم ۳۸ روز (تا پايان ماه رمضان) تعطيل.

كتابخانه اي در دانشگاه مركزي تهران تنها يك نيمروز در هفته باز.

پژوهشگراني كه باميد تابستان نشسته تا كارهاي خود را بانجام رسانند دست از پا دراز.

مملكت هم گويي از علم و دانش بي نياز.

....

بد نمي بينم يادداشتي قديمي را بازنشر نمايم:

 

استعفاي‌ قيصر و تعطيلي‌ كتابخانه‌ ملي‌ آلمان‌   

 

ادامه نوشته

كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد

يكي از دوستان ميگفت:

چند سال پيشتر، در نزديكي محل كارم دستگاهي درست شد كه من آن را "كتابخانه و قرائتخانه عمومي عباس آباد" مي نامم. در داخل سازماني كه براي كار ديگري ساخته شده بود كتابخانه و قرائتخانه اي برپا شد كه عضو ميپذيرد، حق عضويت ميگيرد، كتاب امانت ميدهد، اعضا ميتوانند مواد مورد مطالعه خود را از بيرون بياورند و در آنجا بخوانند. فضاي بزرگ و آرام حاضر، رستوران و كافي شاپ حاضر، فضاي باز و سبز و صندلي حاضر، دوستان گرد هم مشغول تعريف خاطرات، ... . خلاصه مگر اينكه مرگ بخواهي كه بايد بروي گيلان. مسئولين تشكيل هم كاملأ صلاحيت اداره يك كتابخانه و قرائتخانه عمومي را دارند و تنها بفكر اين اعضاي عزيز كتابخانه و قرائتخانه عمومي.

ادامه نوشته

آنگاه خورده شديم كه ...

داستان ادغام، الحاق يا ... سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران (يا شايد تنها كتابخانه ملي) با نهاد كتابخانه هاي عمومي را شنيده ايم. برخي نگران شده اند و تصميمات ابتدايي را بچالش كشيده اند و از مشكلات كار ميگويند. داستان عمومي شدن كتابخانه ملي آن زماني آغاز شد كه مسئولين سازمان براي بالا بردن آمار مراجعان، انواع و اقسام روشها را بكار بردند و افراد گوناگوني را فله اي بعضويت سازمان درآوردند و كتابخانه ملي را به "قرائتخانه ملي" تبديل كردند. حتمأ داستان آن شير را  شنيده ايد كه با سه گاو رفيق شده بود. با دوتاي آنها رفيق شد و سومي را خورد سپس با يكي از آن دو رفاقتي بهم زد و دومي را خورد. زماني كه به گاو سوم پيشنهاد خورده شدن داد جواب شنيد كه "آنگاه خورده شدم كه گاو اول خورده شده بود"!

كتابخانه ملي مجلس

 زماني كه آقاي رسول جعفريان در میانه سال 1387 بریاست کتابخانه مجلس رسید سخنانی گفت و مصاحبه هایی فرمود که حرفهای جدیدی داشت و ... . برخی اشتباههای شاید لپی درباره کتابخانه ملی فرمود که باعث شد کسانی مانند من در مقام دفاع از کتابخانه ملی ایران، برخی یادداشتها درباره آن سخنان بنویسیم و بر ایشان بتازیم. برخی گزارشها درباره نحوه دیجیتال کردن منابع آنجا نیز بر تشویشها افزود. حتی یکی از مدیران ایشان افتخار میکرد که منابع را دیجیتال میکنیم حتی اگر تا 50 درصد آسیب ببینند. اینک پس از دو سال و نیم که کارنامه كتابخانه مجلس شورای اسلامی را میبینم و دوستانی که از خدمت رسانی آنجا راضیند، گمان دارم باید این یادداشت را بنویسم.

ادامه نوشته

پيامبران متواضعند

"رییس کل بانک مرکزی گفت: ... یک ریال جدید (که برابر ۱۰ هزار ریال کنونی است)‌ از نظر ارزشی با یک دلار برابر می‌شود. وی افزود: با توجه به اینکه ریال واحد پول کشور است و تغییری نمی‌کند،‌ با تحقق این برنامه، واحد پول خرد بعد از ریال همانند سال‌های گذشته دینار خواهد بود که در این صورت یک ریال برابر با ۱۰۰ دینار خواهد شد."

ميگويند يكي ادعاي پيامبري كرد از او معجزه خواستند بدرختي اشاره كرد و گفت: درخت بيا! و درخت نيامد. دوباره گفت: درخت بيا! باز هم نيامد. خود بسوي درخت رفت و گفت: پيامبران متواضعند.

اكنون كه نتوانستيم لباس ريال بر تن دلار كنيم، از بس كه متواضعيم لباس دلار بر تن ريال ميكنيم!

جاي خالي قورباغه ها و لاك پشتها

چندي بود كه در تپه چمني ورودي حياط محل كارم چند قورباغه و لاك پشت سعي داشتند از تپه بالا روند و شايد به يك جايي برسند. نمي دانم طراحان نصب اين قورباغه ها و لاك پشتها چه فكر ميكردند كه آنها را در چمن گذاشتند. هرچند در همان روزهاي اول و با خوردن اولين باران همه شان زنگ زدند و زرد شدند، اما براي من آرامش خاصي القا مينمود و هر روز كندي حركت لاك پشتها و قور قور قورباغه ها را تداعي ميكرد. هيچ يك از مراجعان نيز مزاحم ايشان نمي شد و شايد فكرشان گرفتار كارهاي مهم تر بود. چندي بود ستون هايي فلزي برپا كرده بودند شايد براي محافظت از اين قورباغه ها و لاك پشتها. اما همينكه زنجيرها را نصب كردند قورباغه ها و لاك پشتها ناپديد شدند. اينك قورباغه ها و لاك پشتهاي آزاد در چمن ناپديد شده و ستون ها و زنجيرها نمايان. روزگار عجيبي است.  

حال استاد ايرج افشار خوب نيست

ايرج افشار منت فراواني بر گردن اهل اطلاع رساني، كتابداري و تاريخ و فرهنگ اين كشور دارد. از آنجا كه بعدأ متهم به مرده پرستي نگرديم، اينك كه حال آقاي ايرج افشار چندان خوب نيست، بد نيست حالي از او پرسيد و براي سلامتش دعايي كرد.

جا داريم، چيز ديگر نداريم

لطيفه اي است كه كسي در مكان مقدسي كار خلافي ميكرد. متولي آن مكان از متخلف پرسيد: مگر تو دين و ايمان و ناموس و خواهر مادر و .... نداري؟ متخلف گفت همه را دارم، جا ندارم.

امروز يكي از آشنايان زنگ زد كه اين جشنواره نسخ خطي و نفيس در كدام تالار سازمان شما برگزار ميگردد؟ نميدانستم. گفتم ميپرسم و ميگويم. پرسيدم و چيزي نيافتم. چند دقيقه ديگر همان آشنا زنگ زد كه خودمان يافتيم: تالار فلان و ساعت فلان. تشكر كردم.

سازمان ما كه ادعاي متولي گري انواع و اقسام مواد مكتوب و غيرمكتوب، نوشته و نانوشته، مجازي و حقيقي، و ... ... ... ... ... ... ... ... را دارد، تالارهاي خوبي هم دارد كه براي انواع اقسام همايشها و جشنها و ... بكار مي آيد و وسيله درآمدزايي براي سازمانمان نيز هست. از همايش بانكداري گرفته تا ...

ادامه نوشته

سايت فارسي شاندور كيگل

دكتر ميكلوش شاركوزي ايران شناس و استاديار دانشگاه بوداپست، دربار‌ة آغاز ايرانشناسي در مجارستان و با عنوان "الكساندر كيگل شاگرد آرمينيوس وامبري و آغاز ايرانشناسي در مجارستان" در روز دوشنبه 15مرداد 1386، در كتابخانه ملي ايران سخنراني كرد. مختصري از آن منتشر شد. قرار است متن كاملش در ايران منتشر شود.
اكنون سايت فارسي شاندور كيگل تاسيس شده و زندگي نامه و آثار كيگل نيز بر آن قرار گرفته است.
 

احتمال بخشش دستنوشته های مدرس؟!؟

خبرگزاری فارس در خبری تحت عنوان اهداي دفترچه خاطرات چه‌گورا به دولت ايران" نوشت:

"در نشست خبري يوگا رزولما وزير فرهنگ بوليوي و سيد محمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در آخرين روز از چهارمين نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال، ....... دفترچه خاطرات و دست‌نوشته‌هاي چه‌گورا در دوران زندان را به دولت جمهوري اسلامي ايران تقديم كرد"

نگارنده احتمال نمیدهد که دولت بولیوی این اندازه کم عقل باشد که اصل دفترچه یادداشت دوره زندان چه گوارا را به كشور دوست و برادر ايران اهدا کند. حتمأ در آنجا هم یک شبه سازمان میراث فرهنگی، یک شبه کتابخانه ملی، یا یک شبه آرشیو ملی وجود دارد که اجازه چنین کم عقلی را ندهد. احتمالأ

ادامه نوشته

بياد شادروان روز اسناد ملي

بمناسبت چهلمين سال تاسيس آرشيو ملي، و

بياد حذف روز اسناد ملي از تقويم فرهنگي كشور،

بنگريد بيادداشتي قديمي.

رحم الله من يقرا الفاتحه مع الصلوات 

هیزمی برای گرم شدن وبلاگ

هفته پيش با دكتر لودويگ پل قرار گذاشتيم كه در ساعت 14 روز دوشنبه اين هفته گزارشي از وضعيت ايرانشناسي در دانشگاه هامبورگ به ما بدهد و پذيرفت. قرار بود سفري به همدان رود و اوايل اين هفته به تهران بازگردد. روز دوشنبه شد و از ايشان خبري نشد. نه با من تماسي گرفت و نه هتل محل اقامت سابق ايشان نشاني از ايشان داشت. به ايميل من هم پاسخ نداد و آشنايان نيز خبري از ايشان نيافتند. تا ساعت 13 صبر كردم و سپس خبر لغو نشست را بر اينترانت سازمان منتشر كردم. جواب تلفن چند نفر علاقمند درباره لغو ناگهاني را هم يكجوري دادم. ساعت 14 در اتاقم باز و ايشان وارد شد كه كجا بايد برويم. چه بايد ميكردم؟ خبر لغو سخنراني را دادم. گفت مگر قرارمان ساعت 14 امروز نبود؟ قرار شد در سفر سال آينده ايشان برنامه مفصلتري داشته باشيم. هنوز نميدانم تقصير كيست؟ آيا يك لحظه ترديد من در آلماني بودن او جايز بود؟ آيا عادت به لغو ناگهاني هر قول و عملي از سوي خودمان مرا گرفتار ساخت؟

نودمين سال جمهوريت در ايران

نود سال پيش نخستين جمهوري ايران در رشت تأسيس شد. بي ترديد نام جمهوري شورايي ايران، شنونده را به جمهوري هاي ساخته و پرداخته پس از انقلاب اكتبر روسيه در كشورهاي حاشيه براي در خطر انداختن منافع انگلستان مي اندازد، كه البته در مورد جمهوري شورايي ايران نيز بي مورد نيست.

مركز پژوهشهاي ايرانشناسي و اسلامشناسي كتابخانه ملي، به همين مناسبت ميزگردي تحت عنوان "نودمين سال جمهوريت در ايران" برگزار مينمايد. تالار اجتماعات كتابخانه عمومي ميزبان حضور علاقمندان است. ساعت ۱۰ تا ۱۲ روز چهارشنبه ۲ تير ۱۳۸۹ منتظر شما هستيم.

بردگي فكري در هزاره سوم

در يكي از سازمانهاي مثلأ فرهنگي و اطلاع رساني به جوان آشنايي برخوردم و از تجارب او در زمينه كاريش، مطلبي براي انتشار در نشريه اي خواستم. خود سوژه اي نداشت. پيشنهاد كردم گزارشي درباره كارش دهد: چه ميكند؟ ديگران چه ميكنند؟ در كشورهاي ديگر چه ميكنند؟ آخرين روش پيشرفت و رسيدن به اهداف كدام است؟ از چه مواد و تجهيزاتي استفاده ميكند؟ آخرين وسايل ساخت كجاست؟ قيمتش چند است؟ نمايندگيش در تهران و ايران كجاست؟ كدام يك از مواد و وسايل ارزانتر و كدام يك كاراتر است؟ ... و ازين قسم پرسشها. گفت كه مديرش اجازه نميدهد. گفتم يعني اجازه نميدهد در اين زمينه ها كار كني يا بينديشي؟ گفت نظر مديرمان اين است كه درباره هركاري كه با سازمان ما ارتباط دارد بايد اول با او صحبت و كسب اجازه كنيم. نمي دانم وجدانم بود يا كسي ديگر كه اجازه نداد فحشي به او و مديرش بدهم. شايد به مديرش بد گفته باشم اما به خود او نه. گفتم مگر برده خريده اند؟ ادامه نداد. من هم پس از خروج از سازمان نامه اي به رئيس آن سازمان نوشتم كه مختصر آشنايي با او داشتم كه با حذف برخي مطالب برايتان ذكر ميكنم:

 

ادامه نوشته

موزه گنجینه تاریخ

عضو هيت مديره يكي از انجمنهاي علمي تاريخي در گزارش خود به مجمع عمومي انجمن گفت:

"با وجود دشواری های ثبت انجمن در اداره ثبت شرکت ها، انجمن پس از شش ماه، رسما تاسیس شده وخبر آن در روزنامه رسمی کشور اعلام شد. سپس وزارت علوم، محلی در خیابان ویلا را به انجمن اختصاص دادند. اخیرا با تفاهم نامه ای که با کتابخانه ملی امضاء شد، مکانی در موزه گنجینه تاریخ به انجمن واگذار شد. استقرار انجمن در این مکان، باعث سهولت کار اعضای انجمن و دسترسی آسان آن ها به مرکز اسناد و کتابخانه ملی خواهد شد."

از كاركنان محترم كتابخانه ملي درخواست ميگردد تا محل استقرار دفتر اين انجمن در موزه گنجينه تاريخ را شناسايي و باينجانب اطلاع دهند.

آتشي بين سند و كتاب

اكنون كه اين يادداشت را مينويسم (ساعت 14:29) از طبقه نهم ساختمان گنجينه اسناد، آتشي را در در دويست متري سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران ميبينم كه حدود 5 دقيقه پيشتر آغاز شده بود. آتشي در بخش شمالي هتل 4 ستاره ارم در تقاطع بزرگراه همت و بزرگراه حقاني. بفاصله يك اتوبان از آرشيو ملي (در شرق) و يك تپه از كتابخانه ملي (در غرب). البته اكنون آتش، بياري آتش نشانان خاموش شده است. واقعأ كتابخانه ملي و آرشيو ملي چقدر از خطر آتش سوزي دورند؟

خصوصي: وارد نشويد: نوشته هاي شخصي و متن شناسي

دانشگاه ليسبون در تاريخ 20 تا 22 نوامبر 2008/ 29مهر تا اول آبان 1387، ميزبان دانشمنداني بود كه انجمن اروپايي متن شناسي گرد هم آورده بود تا به مسائل فني، اخلاقي، و قانوني تصحيح آثار شخصي بپردازند. اين همايش در واقع پنجمين كنفرانس انجمن اروپايي متن شناسي بود.

متون شخصي نوشته هايي هستند كه نويسنده براي خود يا افراد نزديك بخود مينويسد و از نظر مواد مانند نامه ها و خاطرات اند اما شامل دستنويس آثار، دفتر يادداشت، تذكاريه مي گردند كه در نامه ها و آثار منتشره آينده بكار مي روند. توجه به اين معني، چند پرسش ايجاد مي كند كه برخي شان بيشتر ادبي و برخي در محدوده اخلاق و قانون جاي ميگيرند:

ادامه نوشته

ضرورت حق شناسی

دیروز در حرم حضرت عبدالعظیم سراغ مزار ستارخان رفتم که غریبانه در انبوه گورها پنهان شده است.

یکصد سال پیش که محمد علی شاه قاجار مجلس شورای ملی را بتوپ بست و بساط مشروطیت را برچید، مشروطه خواهان برجسته ای کشته شدند و برخی به خارج گریختند و بیشتری ساکت و تسلیم و اسیرشدند. مدت کمی گذشت و جنبش مقاومتی در تبریز آغاز شد که سردمداران آن دو تبریزی بظاهر عوام و بی سواد بودند که پرچم مقاومت را برپا کردند و مایه دلگرمی دیگر مبارزان شده و درست یکصد سال پیش بسوی محو استبداد حرکت کرده و در همین زمانها بود که مبارزان شمال که از رشت حرکت کرده بودند شهر قزوین را گرفته و مبارزان بختیاری که از ...

ادامه نوشته

مظلومتر از خليج هميشه فارس

اين روزها نام خليج فارس ورد زبان ايرانيان و بلكه خط قرمز سياستمداران است. نوشته هاي گوناگون، همايشهاي رنگارنگ، حتي لغو بازيهاي كشورهاي اسلامي به بهانه تأكيد كشورهاي عرب بر حذف نام فارس از نقشه و لوگو و مدال و ديپلمهاي بازيهاست. هيچ ايراني شريفي در حقانيت و پارسي بودن آن دريا ترديد ندارد، اما شايد عجيب بنمايد كه بدانيم كه از خليج هميشه فارس مظلومتر هم داريم.

ادامه نوشته

مراتب بطور یکجا به نویسنده ابلاغ خواهد بود

مراتب بطور یکجا به نویسنده ابلاغ خواهد بود

اشتباه نخوانده ايد. همينطور است كه نوشته اند.

يكي از دانشگاههاي كشور ميخواهد در روزهاي 30 و 31 ارديبهشت امسال همايشي با عنوان "نقش علوم انسانی در توسعه ملی" برگزار كند. در سايت رسمي همايش، و در فراخوان همايش، زمان بندي همايش اينگونه آمده است:

ادامه نوشته

سخنراني سالروز درگذشت علامه دهخدا   

بمناسبت سالروز درگذشت علامه دهخدا، در ساعت 14 روز دوشنبه 5/12/1387 جناب آقاي حجت الله اصيل درباره انديشه هاي سياسي و آرمانهاي فكري علامه علي اكبر دهخدا از مشروطه تا كودتاي 28 مرداد 1332 صحبت خواهند كرد.
محل برگزاري سخنراني، تالار اجتماعات طبقه ۷ ساختمان گنجينه اسناد در بزرگراه حقاني است.

سالروز وفات دکتر مهدی بیانی

امروز 17 بهمن سالروز وفات دکتر مهدی بیانی دانشمند کتابشناس و نسخه شناس مشهور ایرانی است. او که موسس کتابخانه ملی ایران و چند موسسه دیگر در زمینه کتاب و خط و خوشنویسی است، بدلایلی واهی از دایره قدردانی موسسات دولتی بیرون مانده است. سالهاست در تلاشیم که بنوعی از زحمات او قدردانی نماییم. بدلایلی در کتابخانه ملی ممکن نیست. بتازگی برخی کوششها جواب داده است.


ادامه نوشته

اطلاعيه همايش ملي آرشيوي ايران

 

به اطلاع دوستان مي رساند چكيده مقاله هاي «همايش آرشيو براي همه» داوري گرديده و نتايج داوري از طريق پست الكترونيكي براي ارائه دهندگان مقالات ارسال شده است. اطلاعات بيشتردر آدرس زير آمده است:

http://www.nlai.ir/Default.aspx?tabid=231&ctl=Details&mid=847&ItemID=1657

 

از ماشين دودي اسناد تا متروی ارتباطات

اوایل امسال بود که نمايشگاه عكس حمل و نقل شهري تهران قديم تحت عنوان «از ماشين دودي تا مترو» در محل پل موزه پونه به نشاني خيابان كريم خان، تقاطع خيابان حافظ برگزار شد. بر روی پل موزه پونه آگهی زیر بچشم می خورد (و البته هنوز هم می خورد) :

از ماشين دودي تا مترو «نخستين نمايشگاه حمل ونقل شهري تهران قديم»

از روز اسناد ملی (17 اردیبهشت) تا روز ارتباطات (25 اردیبهشت)

جالبتر آنکه، ...

ادامه نوشته

بيچاره كتابخانه ملي

رئيس جديد كتابخانه مجلس شوراي اسلامي در نخستين مصاحبه مفصل خود پس از انتخاب گفته بود:

"كتابخانه مجلس قرار بوده كتابخانه ملي كشور باشد، چيزي شبيه كتابخانه كنگره آمريكا. اما بعدها به دلايلي اين سياست‌گذاري‌ها عوض شد و دولت خودش با تأسيس كتابخانه‌ ملي در دهه 40 به فكر جاي ديگري افتاد"

اگر سال 1316 را كه سال رسمي تأسيس ساختمان (و نه نهاد) كتابخانه ملي ايران  هم در دهه 40 (شمسي يا قمري بودنش مهم نيست) بپذيريم، بنظر ميرسد ملي نشدن كتابخانه مجلس شوراي اسلامي (پيشتر ملي)، مهمترين دغدغه آقاي جعفريان است. ايشان چند بار از كتابخانه ملي و بصورتهاي گوناگون انتقاد گرده اند، كه مثلأ:

ادامه نوشته

اسناد فارسي و ايراني در آلمان

شايد كمي دير شده باشد، شايد هم نه. اما:
 خانم دكتر ايرنه اشنايدر (استاد تاريخ ايران در دانشگاه گوتينگن آلمان) بدعوت پژوهشكده اسناد، درباره اسناد فارسي و ايراني در آلمان، در ساعت 30/14 روز دوشنبه 4/9/87 در تالار طبقه هفتم، ساختمان گنجينه اسناد ملي ايران سخنراني خواهد كرد.

لهستانيان و ايران

 لهستانيان و ايران عنوان كتاب عليرضا دولتشاهي است كه قرار است يكشنبه آينده همين ساعتها در خانه كتاب نقد و بررسي گردد. در اين مراسم چند نفر صحبت خواهند كرد:

سركار خانم مونيكا ناوراتسكا (Monika Nawracka ): ايرانشناس لهستاني. دانشجوي دوره دكتري ادبيات فارسي. 

جناب آقاي رضا نيكپور: كارشناس ارشد تاريخ و پژوهشگر در حوزه لهستان، بويژه حضور لهستانيان در ايران در طي جنگ دوم جهاني.

عليرضا دولتشاهي: نويسنده آثاري چند درباره لهستان و كتابدار كتابخانه ملي ملك.

و خودم ...

ساعت ۱۷ تا ۱۹ ، يكشنبه ۳ آذر ۱۳۸۷

از علاقمندان درخواست دارم خود را به نشاني زير برسانند:

خيابان انقلاب،فلسطين جنوبي،كوچه خواجه نصير، شماره ۱۰، خانه كتاب. 

حداقل و حداكثر آگاهي از مشخصات كاربر (2)

سيزده ماه قبل يادداشتي نوشتم ، و اينك پاسخ و بخش دوم آنرا مينويسم:

در فرم تقاضاي تصحيح نسخ خطي يكي از كتابخانه هاي بزرگ كشور، در كنار درخواست ثبت نام و نام خانوادگي و نام پدر و شماره شناسنامه و محل و تاريخ تولدو .... اطلاعات ديگري نيز خواسته شده است:

ادامه نوشته

هزاره سلجوقیان

سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، بعد از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که بعد از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با کفار صادر کرد.

میکاییل سه پسر داشت به نامهای یبغو، چغری و طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر بعد از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند.

ادامه نوشته

انتقال تجربه به همكاران: گوشه اي از خاطرات سازماني

انتشار عكس هاي نشست كميته قيمت گذاري بر خريد اسناد ‍(كذا) ...، مرا بياد سال هاي مياني دهه پيش انداخت كه نشست كميته قيمت گذاري نسخ خطي كتابخانه ملي در ساختمان 30 تير برگزار مي شد. زماني به حاج آقا متالهي رئيس وقت كميته پيشنهاد كردم كه من هم به عنوان يك كارشناس در كميته شركت كنم (حداقل در نشست هاي خريد اسناد و مواد غير كتابي كه مثلأ مسئولش بودم) تا از تجربيات استادان و قيمت گذاران آن بهره برم و زماني شايد بكار كتابخانه ملي آيم. مدت ها از پاسخ روشن ابا مي كرد. پس از اصرار فراوان علت استنكاف خود را اينگونه گفت كه : " زماني يكي از همكاران چنين خواسته اي داشت و ايشان را دعوت كرديم.

ادامه نوشته

نام مخترع چاپ سنگي

خشت اول

 

"از زمانی که آلوئيس رنه فلدر[1] نمایش نامه نويس آلمانی در سال 1796م. صنعت چاپ سنگی را اختراع نمود و... "

Aloeas ReneFelder

 مشكل زماني آغاز شد كه نام آلويس زنه فلدر Aloeas Senefelder در برگه دست نويس مقاله چاپ سنگي در دائره المعارف كتابداري بصورت رنه فلدر ثبت شد و شايد ويراستار محترم دائره المعارف كتابداري (كه از نحوه قرائت حرفS در زبان آلماني بصورت صداي ز بي خبر بود) زنه فلدر Senefelder (و نه  SeneFelder) را حتي در پانويس لاتين دائره المعارف به ReneFelder برگرداند مشكل آغاز شد. رسم دائره المعارف كتابداري آن بود كه مقاله صفحه بندي شده را براي تأئيد نويسنده ميفرستادند و بنظر ميرسد كه اين مقاله ...

ادامه نوشته

سايت اطلاع رساني كتب چاپ سنگي

سايت اطلاع رساني كتب چاپ سنگي با هدف:

* ساماندهی و معرفی پژوهش های انجام شده در حوزه کتب چاپ سنگی

* شناسایی  و معرفی کتب چاپ سنگی فارسي و عرفي منتشره در جهان

* شناسایی و معرفی چاپخانه های کتب چاپ سنگی در جهان

* شناسایی و معرفی ناشران کتب چاپ سنگی در جهان

* شناسایی و معرفی مصححان کتب چاپ سنگی در جهان

* شناسایی و معرفی خطاطان این عرصه

* شناسایی و معرفی نفایس عصر چاپ سنگی در جهان

* نمایاندن سیر تحول چاپ در جهان

* یکسان سازی اطلاعات موجود از کتب چاپ سنگی منتشره در جهان

* حفظ  و نگهداری کتب چاپ سنگی منتشره در ایران بوسيله ذخیره سازی دیجیتال

* سهولت و تسریع در دست یابی به اطلاعات و کتب چاپ سنگی منتشره در جهان

* تهیه استانداری واحد برای فهرست نویسی کتب چاپ سنگی

براه افتاد. براي دوست عزيزم جناب غلامي جليسه آرزوي موفقيت دارم. در اين سايت اطلاعات حدود 25 هزار كتاب چاپ سنگي در دسترس است كه در صورت درخواست فايل ديجيتال آنها را ميتوان خريد. از كتابخانه هاي بزرگ كشور ظاهرأ تنها كتابخانه مجلس شوراي اسلامي با اين بانك ياري كرده است. اميدوار ياري ديگران هستيم. امروز يادداشت مهمي براي غلامي جليسه فرستادم و بزودي بر همين وبلاگ هم خواهد آمد. براي دسترسي http://www.lithografi.ir

کارگاه آموزشی مديريت رنگ

ديروز در "کارگاه آموزشی مديريت رنگ" شركت كردم. در آگهي برگزاري گارگاه آمده بود:

"با گسترش توليد تصاوير ديجيتال توسط عکاسان، گرافيست ها و ساير کاربران، دستیابی به تصاويری که از ايده تا چاپ، رنگ يکسان داشته باشند به يک رويای دست نيافتنی تبديل شده است. همه ما بارها شاهد بوده ايم که رنگ عکس بر روی LCD دوربين، مانيتور کامپيوتر، چاپ به وسيله پرينتر خانگی و چاپ در لابراتوار عکاسی نه تنها با خود سوژه بلکه با يکديگر هم تفاوت های بسياری دارند.

آيا راه حلی هست که بتوانيم در طول اين مسير نه تنها رنگ های يکسانی داشته باشيم بلکه بتوانيم رنگ دلخواه و ايده آل را به دست آوريم؟ بدون شک آری.

ادامه نوشته

مترجم سازی در جایزة جهانی کتاب سال

منتخب التواريخ یکی از تواریخ ماوراءالنهری سدة 13 هجری است که توسط محمد حكيم خان، از وابستگان حکومتی آن منطقه نوشته و پیشتر بخشهایی از آن منتشر شده بود و در سال 2006 بدست پروفسور كوئيچي هانه ‌دا و دكتر يايوئي كاواهارا تصحيح و در توکیو منتشر شده بود. معرفی این کتاب پیشتر در گزارش میراث منتشر شده بود.

از خوش حادثه این کتاب امسال برگزیدة جایزة جهانی کتاب سال هم شد. ...

ادامه نوشته

وجین کتاب از همین امروز

در نشست "وجین کتاب در کتابخانه ها" در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، اعلام کردم که وجین کتاب را باید از همین امروز آغاز کرد و مقصود من از امروز، روزهای نمایشگاه بین المللی کتاب بود که میعاد و اوج خرید کتاب برای کتابخانه هاست. برخی از حاضران در نشست کمی اعتراض داشتند که شايد مقصود من نخریدن کتاب است. قصد دارم مقصود خود را آشکارتر بنویسم.

وجین در کتابخانه ها بدلایلی انجام می پذیرد که به همان دلایل باید از زمان انتخاب و خرید کتاب بفکر آن بود:

* کهنه شدن مطالب: به همین دلیل باید در خرید کتاب، از خرید کتاب چاپ پیشتر و کهنه خودداری کرد.

ادامه نوشته

حال و هول در سیستم سنتی

در يك امر علمي با شهروز نباتي پيامهاي الكترونيكي پياپي رد و بدل ميشد:

 

ميل شهروز نباتي 29/11/1386 :

...

آقا يه گوگل تاك بگو برات نصب كنن ما رو از ارسال ايميل راحت كن، بتونيم در صورت لزوم چت كنيم. NLAI هم پول تلفن اضافي نميده اينجوري

...

ادامه نوشته