آیا معتقدید که در کتابداری ایران گروه های غیر رسمی وجود دارند ؟ اگر پاسختان مثبت است به نظر شما تا کنون این گروه ها در این حوزه چه تاثیری داشته اند؟
برای پاسخ دادن به این پرسش که جناب آقای دکتر خسروی به ایمیل اعضای وبلاگ ارسال کرده اند نیاز به مقدمه دارم .
مقدمه
منابع علم مدیریت گروه را اینگونه تعریف کرده اند:
مجموعه ای از انسان ها که به منظور حصول به هدفی خاص گردهم آمده اند و با یکدیگر دارای روابط متقابل هستند.
این منابع گروه ها را به دو دسته عمده گروه های رسمی و غیر رسمی تقسیم کرده و عنوان کرده اند که گروه های رسمی رابطه نزدیکی با ساختار رسمی سازمان دارند و گروه های غیر رسمی به میزان زیادی از این ساختار گریزان هستند. بر خلاف گروه های رسمی که معمولا علنی، آگاهانه و با برنامه ریزی متولد می شوند و رشد می کنند گروه های غیر رسمی (که در برخی منابع از آنها به عنوان سازمان های سایه یاد شده است) در اغلب موارد غیرعلنی متولد شده و از نظم و ساختار طبیعی خود پیروی می کنند. گروه های غیر رسمی معمولا همزمان و یا پس از تشکیل سازمان رسمی به وجود می آیند. چرایی و چگونگی بوجود آمدن این گرو ه ها ارتباط زیادی با وسعت، عمق و ساختار سازمان رسمی دارد که در آن زاده می شوند و می بالند. معمولا در سازمان های رسمی بزرگ که ساختار هرمی دارند و در مدیریت آنها سه ویژگی :حاکمیت رابطه به جای ضابطه، حاکم بودن سیستم های اطلاعاتی غیر رسمی، گرایشهای قومیتی و خویشاوندی در آنها مشهود است شکل گیری گروه های غیر رسمی (از نظر تعداد و تنوع) از درجه احتمال بیشتری برخوردار است. در این سازمانها به دلیل فقدان فرهنگ شایسته سالاری افراد می دانند که زمینه ارتقاء و پیشرفت آنها تنها بر پایه ایجاد ارتباط است و نه توانمندی، نوآوری و خلاقیت. بنابر این تلاش می کنند تا با عضویت در گروه های غیر رسمی هم سو با منافع مدیران ارشد زمینه لازم را جهت پیشرفت و بقای خود و اعضای گروه فراهم سازند.
از سوی دیگر در این سازمان ها که اعتماد به سلسله مراتب وجود ندارد و مدیریت سلیقه ای حاکم است، افرادی که از رضایت شغلی کافی برخوردار نیستند و در گروه های غیر رسمی هم سو با منافع مدیران نیز جایی ندارند به تلافی حقوق تضعیع شده خود، و یا به منظور ایجاد تغییر، و حتی کودتای خزنده در سازمان رسمی و غیره تشکیل گروه می دهند و به مبارزه ای پنهان برای رسیدن به اهداف خود که ممکن است کاملا با اهداف سازمان در تضاد باشد ادامه می دهند. حتی افراد خلاق و توانمندی که در جایگاه شغلی مناسب خود قرار ندارند نیز ممکن است (در اثر بی اعتنایی سازمان رسمی به توانمندی های آنان) برای اعلام اعتراض خود در گروه های غیر رسمی مخالف عضو شوند. لازم به ذکر است به دلیل تنوع انگیزه ها و شیوه های شکل گیری گروه های غیر رسمی و عملکرد آنها ، شاید بتوان گفت گونه شناسی کامل این گروه ها امری است بس دشوار، اما برای سازمان های رسمی که بخش اساسی آنها را منابع انسانی تشکیل می دهد ضرورتی است انکار ناپذیر. زیرا عدم شناخت و کنترل سازمان های غیر رسمی بویژه در صورتی که بین اهداف آنها و سازمان رسمی مغایرت وجود داشته باشد می تواند بیشترین لطمه را به سازمان رسمی وارد سازد زیرا زیستگاه گروه های غیر رسمی درون سازمان است جایی که امکان دستیابی به اطلاعات طبقه بندی شده و ارتباطات بسیار میسر است.
در نهایت باید گفت بهترین حالت شرایطی است که مغایرتی بین اهداف گروه های غیر رسمی و سازمان رسمی وجود نداشته باشد.
با این مقدمه می پردازم به پاسخ پرسش: