جایگاه خرد در ادبیات فارسی

در آخرین ساعت از آخرین روز اردیبهشت ماه، در حالی که باران بهاری می‌بارد، به رخدادهای فرهنگی اردیبهشتی می اندیشم. در کنار همهء این رخدادها، خوشبختانه ماه اردیبهشت با بزرگداشت دو تن از خردمندان عرصهء ادب و فرهنگ این سرزمین کهن پیوند خورده است؛ یکی فردوسی حکیم و دیگری حکیم عمر خیام نیشابوری. در یادبود این دو خردمند فرزانه دو یادداشت مختصر و پریشان نوشته ام که یکی با عنوان «سخن چون برابر شود با خرد» در سایت لیزنا منتشر شده و دیگری با عنوان «به لفظ اندک و معنی بسیار» در مجله الکترونیکی عطف. 

رسم دوستی

رسول جعفریان در نمایشگاه کتاب تهران مرا دید و گفت: این بود رسم دوستی؟

اینک تلاش میکنم کمی از رسم دوستی را اجرا کنم و از حق دوستی دفاع.

در قفس امروز بلبل مست گفتار خود است

کبک در کهسارها دربند رفتار خود است

سرو مغرور قد و گل محو رخسار خود است

هر که را بينم در اين عالم گرفتار خود است

زمانی که نادر مطلبی کاشانی در سال 1379 همایش بزرگ نسخه شناسی را برپا، و برخلاف معهود نام کوچک "پیش همایش نسخه شناسی" را بر آن نهاد، کسی گمان نمیکرد حاصل آن مجله ای باشد پربار که در جهان نامدار گردد. او در پرباری "نامه بهارستان"، در ابتدا مدیون دو تن بود: استاد ایرج افشار که دخالت کرد و آقای ابهری که دخالت نکرد. هرچند با رفتن آقای ابهری، جانشینانش دکتر جلالی و دکتر جعفریان نیز دست او را باز گذاشتند و اینک "نامه بهارستان" درخت پرباری شده که بزرگانی چون مرحومان اصغر مهدوی، علی نقی منزوی، اولگ آکیموشکین، و بویژه استاد ایرج افشار آبش دادند و بزرگانی دیگر دربرش گرفتند.

اینک کشتیبان را سیاستی دیگر آمده: نمیدانیم آیا جانشین نادر کاشانی چه کسانی را در آستین حمایت علمی دارد و درخواهد آورد، (نتیجه اش را بزودی خواهیم دید) اما تردید ندارم نشریه علمی پژوهشی "نامه بهارستان" هرگز جای "نامه بهارستان" بی گرید پیشین را نخواهد گرفت.

آیا کمی از رسم دوستی را بجا آورده ام؟     

نشست‌هاي تخصصي كتابداري در بازار مسگرها!

چند تا كار با هم دارم كه هيچكدام را نمي شود منتفي كرد. يكي از آن‌ها هم شركت در نشست تخصصي كتابداري و اطلاع رساني با موضوع "خواندن" است. اين برنامه جزو سلسله نشست‌هاي سراي اهل قلم است كه مطابق معمول هر سال در جنب نمايشگاه كتاب تدارك ديده شده است. قرار است برنامه با حضور دكتر زين‌العابديني، دكتر سالاري و سيامك محبوب و با مديريت دكتر خندان برگزار شود. با لطايف‌الحيل وقت ها را جابه‌جا و تنظيم مي‌كنم و خيلي سريع خودم را به نمايشگاه كتاب مي‌رسانم. قبل از حركت با دكتر زين‌العابديني تماس مي‌گيرم تا از عدم تغيير برنامه و زمان آن مطمئن شوم. امسال محل برگزاري نشست‌ها تغيير كرده ولي با محيط نمايشگاه آشنا هستم و خيلي زود محل را پيدا مي‌كنم.

ادامه نوشته

درگذشت دکتر عباس حری

کل من علیها فان

   دکتر رضائی شریف آبادی که معمولا بانی خیر و خوش خبر است، این بار بد خبر بود و با پیامک کوتاهش ، خبر درگذشت اسف بار استاد کم نظیر جامعه کتابداری ایران را داد. نمی دانم چند درصد از اساتید فعلی کتابداری ایران، شاگرد آن عزیز از دست رفته بوده اند؛ ولی بی شک رقم قابل توجهی است. دست کم با توجه به آثار او همگی به نوعی در محضرش تلمذ کرده اند.

من این اقبال را داشتم که از همان ترم اول دوره کارشناسی در دانشکده علوم تربیتی همراه با دوستان خوبم که برخی از ایشان چون احسان الله شکراللهی و کوروش نوروزمرادی در کتابخانه مجلس مشغولند و منشا خیر ، شاگردی دکتر حری را کردیم. آن ایام ایشان به ما درس گزارش نویسی می داد و بی اغراق چقدر آن درس برای ما مفید بود. بهره گیری از درس و بحث ایشان در آینده نیز ادامه یافت و در مقطع ارشد دانشگاه تهران هم باز در کلاس درس ایشان که الحق نمونه و مثال زدنی بود، با شوق و رغبت حضور داشتم.

توفیق باز هم قرین بود که در کتابخانه ملی هم از نظرات او بهره گرفتیم. در تدوین جلد نخست دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی با آغوش باز از همکاری ما که چندان سابقه ای در تالیف و ترجمه نداشتیم، استقبال کرد و برای امثال من، اولین تجربه در تدوین یک دایره المعارف معتبر را رقم زد.

هر چند دکتر حری در کارهای اجرایی نظیر معاونت پژوهشی کتابخانه ملی سابقه داشت. آن هم در زمانی که شخصيتي چون سید محمد خاتمی رئیس آنجا بود و هر چند ید طولایی در کارهای پژوهشی نظیر تالیف و ترجمه مقالات و کتابها، نه صرفا در حوزه کتابداری بلکه در منابعی چون دانشنامه جهان اسلام را در کارنامه خود داشت ؛ ولی به اعتقاد من پر اهمیت ترین وجه زندگی 77 ساله او ، معلمی بود که با عشق و علاقه آن را انجام می داد. کلاس او نمونه کاملی از یک کلاس دانشگاهی بود که نظم و انضباط در عین تنوع و قابل تحمل بودن درس و دقت و نکته بینی همراه با احترام متقابل بین معلم و شاگرد  در آن وجود داشت.

آخرین دیدار ما در روزهای پایانی سال 139۱ و در خانه کتاب بود. در مراسم بزرگداشت قرآن پژوه برجسته، استاد مهدوی راد. در آن جمع که به مناسبت زادگاه تجلیل شونده، اهالی خراسان حضوری پر رنگ داشتند، در بین صحبت های مجری مراسم، استاد محمد حسین ساکت ، متوجه شدم که دکتر حری هم در جمع حضور دارد. پس از اتمام مراسم او را دیدم و مفصل با هم صحبت کردیم که بیشتر ایشان از بیماری و روند درمان آن سخن گفت. ولی مانند همیشه نگاه نافذ و طبع بذله گو را حفظ کرده بود. آن دیدار و آن صحبت ها هیچ شباهتی به واپسین ملاقات نداشت. چند روز بعد كه يكي از دوستان پيشنهاد سفري به قم  براي ديدار با يكي از علما،  كه متمايل به ديدار با دكتر حري بود، را مطرح كرد، متوجه شدم بيماري ايشان شدت يافته و ...

به هر حال دکتر حری از میان ما رفت با کوله باری از خاطرات و درس ها و جملاتی که از او در یادها مانده. از خدا می خواهیم که اساتید فعلی این رشته هم با نام جدیدش ؛ از خصوصیات آموزگاری امثال دکتر حری برخوردار باشند .



عقل و بحث

نشر هرمس در سال 1387 کتاب مختصر و مفیدی با عنوان «عقل و بحث: اشاراتی در تفکر نقادانه» منتشر کرده، که برای علاقه‌مندان به مبانی استدلال و تفکر منطقی سودمند است. نویسنده این کتاب پروفسور پیتر تامس گیچ است؛ که اکنون در سن 97 سالگی دوران بازنشستگی خود را می‌گذارند. مترجم این اثر نیز خانم فاطمه مینایی است. گزیده‌هایی از این کتاب در ادامه آمده است:

منطقی که کار هر روزه است، یعنی عادت منطقی فکر کردن، مسئله‌ای است جدی‌تر از آنکه به منطق‌دانان حرفه‌ای سپرده شود.

اگر همیشه درست می‌گفتیم همهء نظراتمان سازگار بود ... نمی شود که حقایق با هم تعارض داشته باشند. ولی ما همیشه درست نمی‌گوییم، و همیشه نمی‌دانیم حقیقت کجاست.

ما می‌توانیم یاد بگیریم که در ذهن خودمان از فرقی که بین دو نوع یقین احساس می‌کنیم، آگاه باشیم: یک نوع از یقین‌هایی که احساس می‌کنیم هیچ وقت گمراه کننده نیست، و معرفت واقعی است. نوع دوم صرفِ «چیزی را مسلم فرض کردن» است، که ممکن است اشتباه باشد.

ما درجاتی از یقین و بی‌یقینی را از سر می‌گذرانیم، که از یقین بی‌دغدغه کامل تا تردید کامل در تغییر است. حتی کاملترین یقین ممکن است اشتباه از آب درآید.

نتیجه استدلال ممکن است به صورت مقدمه در استدلال دومی به کار بیاید و نتیجه آن استدلال به صورت مقدمه در استدلال سوم و الی آخر، که آن را زنجیرهء استدلال می‌نامند. زنجیره استدلال می‌تواند خیلی بلند باشد، اما هر زنجیره فقط به اندازهء ضعیف‌ترین حلقه‌اش قدرت دارد.

نتیجه‌ای که به صورت معتبر استنتاج شده است، چیزی را روشن می‌کند که منطقاً در مقدمه‌ها پنهان است؛ بنابراین استدلال معتبر هیچ وقت نمی‌تواند از مقدمه‌های صادق به نتیجهء کاذب برسد. اگر نتیجه‌ای کاذب از آب دربیاید میدانیم یا در مقدمه‌ها کذب هست یا استدلال نامعتبر بوده، جوری که نتیجه واقعاً استنتاج نشده است.

پژوهش خردمندانه

دیروز (31/1/92) نشستی در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد که در آن جناب آقای دکتر حسین لطف‌آبادی استاد روان‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی - دربارهء امیدها و آسیب‌های آموزش روش تحقیق سخنرانی کردند. محور بحث ایشان جایگاه خرد مینوی در فرایند تحقیق بود که بر سه اصل دانش عینی، عقلانیت و تعالی استوار است؛ که هر یک بحث مفصلی دارد و برای تبیین این مباحث باید آثار ایشان را مطالعه نمایید.

اما در مجموع، به نظرم آنچه در جلسهء دیروز مطرح شد، گواه دیگری بر این واقعیت بود که پژوهش مولد و ماندگار باید در کنار صورت آراسته، پشتوانه‌ای از شور عاشقانه و شناخت خردمندانه داشته باشد. به سخنی دیگر، پژوهش فقط مجموعه‌ای از فنون و دستورالعمل‌های مشخص نیست که در گام‌هایی معین انجام شود و همواره به نتیجه‌ای یکسان بیانجامد.

البته پژوهش در ذات خود منسجم و روش‌مند است، اما این فقط ابزار و روش نیست که پژوهشگر را به شناخت بهتر می رساند. به سخنی دیگر، همواره پژوهش به عناصر و مولفه‌های دیگری نیاز دارد که اغلب آنها در ذهن و زبان پژوهشگر نهفته است. بخشی از ویژگی‌های شخصی و شخصیتی اوست. مهارت‌هایی همچون تفکر منطقی و منتقدانه است، که همراه با ذهن کنجکاو و پرسشگر و در کنار شوق دانستن و شور زندگی مسیر پژوهش را ترسیم می کند. در واقع مجموع این عناصر است که به فرایند پژوهش طراوتی تازه می بخشد و آن را ممتاز و متمایز می سازد. به زبانی ساده، موفقیت پژوهش در گرو نگرشی کل‌نگر و همه‌جانبه است که در آن محقق پدیدهء مورد مطالعه را در بافت و بستری چندلایه و چندوجهی می‌بیند و با تمام وجود می‌خواهد به پرسش‌های خود پاسخ گوید و گره‌ای از مسئلهء مورد بررسی بگشاید.