کل من علیها فان

   دکتر رضائی شریف آبادی که معمولا بانی خیر و خوش خبر است، این بار بد خبر بود و با پیامک کوتاهش ، خبر درگذشت اسف بار استاد کم نظیر جامعه کتابداری ایران را داد. نمی دانم چند درصد از اساتید فعلی کتابداری ایران، شاگرد آن عزیز از دست رفته بوده اند؛ ولی بی شک رقم قابل توجهی است. دست کم با توجه به آثار او همگی به نوعی در محضرش تلمذ کرده اند.

من این اقبال را داشتم که از همان ترم اول دوره کارشناسی در دانشکده علوم تربیتی همراه با دوستان خوبم که برخی از ایشان چون احسان الله شکراللهی و کوروش نوروزمرادی در کتابخانه مجلس مشغولند و منشا خیر ، شاگردی دکتر حری را کردیم. آن ایام ایشان به ما درس گزارش نویسی می داد و بی اغراق چقدر آن درس برای ما مفید بود. بهره گیری از درس و بحث ایشان در آینده نیز ادامه یافت و در مقطع ارشد دانشگاه تهران هم باز در کلاس درس ایشان که الحق نمونه و مثال زدنی بود، با شوق و رغبت حضور داشتم.

توفیق باز هم قرین بود که در کتابخانه ملی هم از نظرات او بهره گرفتیم. در تدوین جلد نخست دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی با آغوش باز از همکاری ما که چندان سابقه ای در تالیف و ترجمه نداشتیم، استقبال کرد و برای امثال من، اولین تجربه در تدوین یک دایره المعارف معتبر را رقم زد.

هر چند دکتر حری در کارهای اجرایی نظیر معاونت پژوهشی کتابخانه ملی سابقه داشت. آن هم در زمانی که شخصيتي چون سید محمد خاتمی رئیس آنجا بود و هر چند ید طولایی در کارهای پژوهشی نظیر تالیف و ترجمه مقالات و کتابها، نه صرفا در حوزه کتابداری بلکه در منابعی چون دانشنامه جهان اسلام را در کارنامه خود داشت ؛ ولی به اعتقاد من پر اهمیت ترین وجه زندگی 77 ساله او ، معلمی بود که با عشق و علاقه آن را انجام می داد. کلاس او نمونه کاملی از یک کلاس دانشگاهی بود که نظم و انضباط در عین تنوع و قابل تحمل بودن درس و دقت و نکته بینی همراه با احترام متقابل بین معلم و شاگرد  در آن وجود داشت.

آخرین دیدار ما در روزهای پایانی سال 139۱ و در خانه کتاب بود. در مراسم بزرگداشت قرآن پژوه برجسته، استاد مهدوی راد. در آن جمع که به مناسبت زادگاه تجلیل شونده، اهالی خراسان حضوری پر رنگ داشتند، در بین صحبت های مجری مراسم، استاد محمد حسین ساکت ، متوجه شدم که دکتر حری هم در جمع حضور دارد. پس از اتمام مراسم او را دیدم و مفصل با هم صحبت کردیم که بیشتر ایشان از بیماری و روند درمان آن سخن گفت. ولی مانند همیشه نگاه نافذ و طبع بذله گو را حفظ کرده بود. آن دیدار و آن صحبت ها هیچ شباهتی به واپسین ملاقات نداشت. چند روز بعد كه يكي از دوستان پيشنهاد سفري به قم  براي ديدار با يكي از علما،  كه متمايل به ديدار با دكتر حري بود، را مطرح كرد، متوجه شدم بيماري ايشان شدت يافته و ...

به هر حال دکتر حری از میان ما رفت با کوله باری از خاطرات و درس ها و جملاتی که از او در یادها مانده. از خدا می خواهیم که اساتید فعلی این رشته هم با نام جدیدش ؛ از خصوصیات آموزگاری امثال دکتر حری برخوردار باشند .