در سایه ارغوان و با طراوت باران

اگر شما هم مثل من مجبور بودید هفته‌ای هشت تا ده ساعت را در مترو بگذرانید، حتماً برای استفاده از این وقت فکری می‌کردید. آنچه من تا امروز برای این منظور انجام داده‌ام، انتخاب همسفران باتجربه و خوش‌صحبت بوده است. یکی از این همسفرانِ نادیده جناب «پرویز دوائی» است، که در یکی دو سال اخیر چند اثر ایشان را در همین مسیر خوانده‌ام. جدیدترین آن‌ها «به خاطر باران» است که دومین مجموعه از نامه‌های پراگ محسوب می‌شود. کتاب نخست «درخت ارغوان» بود که پارسال مشتاقانه خواندم و از آن بسیار آموختم. البته اغلب – یا شاید همهء – این نامه‌ها پیش از این در «جهان کتاب» منتشر شده‌اند. اما گردآوری ‌آنها در یک مجلد ابتکار خوبی بود و خواننده می‌تواند همگی را یکجا در اختیار داشته باشد. آنچه این کتابها را برایم جذاب ساخته، سادگی و صمیمیتی است که در نثر پاکیزهء آن‌ها موج می‌زند. متن و روایتی روان که بی شتاب و همراه با آرامشی خاص بیان شده است. آنچنان که گویی نویسنده در مترو کنارت نشسته و با حوصله و اشتیاق برایت داستان تعریف می‌کند. این گفتگو آنقدر واقعی است که …. ادامه در این نشانی.

هشت خطای استدلالی در مواجهه با نظریه‌های علوم انسانی

به قول قدیمی‌ها، روزی ظریفی می‌گفت: این نظریه جدید جامعه‌شناسی چیست، که تازه مطرح شده و همه از آن حرف می‌زنند؟ وقتی دلیل اشتیاق او را برای اطلاع از محتوای این نظریه پرسیدند در جواب گفت: می‌خواهم با آن مخالفت کنم! به سخنی دیگر پیش از آنکه از ماهیت و پیام سخن اطلاع یابد، قصد مخالفت با آن داشت. البته این یک طنز است، اما نمونه‌های مشابه آن در شرایط واقعی هم چندان کمیاب نیست، که به نمونه‌هایی از آن در ادامه اشاره خواهد شد. در این نوشتار هشت شکل نسبتاً متداول از خطاهای استدلالی در مواجه با نظریه‌های علمی مطرح می‌شود، امید آنکه به کار آید. ضمن آنکه تاکید این یادداشت بر حوزهء علوم انسانی است. زیرا پیچیدگی‌های علوم انسانی بر کارکردها و توان نظریه‌های این حوزه تاثیر می‌گذارد که در مواجه با آن‌ها باید به این ویژگی‌ها توجه داشت. ضمن آنکه در ابتدای این یادداشت باید تعریف خود را از نظریه نیز بنویسم، تا بر شفافیت بحث افزوده شود.ادامه در مجله عطف.