هشت خطای استدلالی در مواجهه با نظریههای علوم انسانی
به قول قدیمیها، روزی ظریفی میگفت: این نظریه جدید جامعهشناسی چیست، که تازه مطرح شده و همه از آن حرف میزنند؟ وقتی دلیل اشتیاق او را برای اطلاع از محتوای این نظریه پرسیدند در جواب گفت: میخواهم با آن مخالفت کنم! به سخنی دیگر پیش از آنکه از ماهیت و پیام سخن اطلاع یابد، قصد مخالفت با آن داشت. البته این یک طنز است، اما نمونههای مشابه آن در شرایط واقعی هم چندان کمیاب نیست، که به نمونههایی از آن در ادامه اشاره خواهد شد. در این نوشتار هشت شکل نسبتاً متداول از خطاهای استدلالی در مواجه با نظریههای علمی مطرح میشود، امید آنکه به کار آید. ضمن آنکه تاکید این یادداشت بر حوزهء علوم انسانی است. زیرا پیچیدگیهای علوم انسانی بر کارکردها و توان نظریههای این حوزه تاثیر میگذارد که در مواجه با آنها باید به این ویژگیها توجه داشت. ضمن آنکه در ابتدای این یادداشت باید تعریف خود را از نظریه نیز بنویسم، تا بر شفافیت بحث افزوده شود.ادامه در مجله عطف.