پیوند رشته و حرفه کتابداری و اطلاع
روزی که دکتر شریف تلفنی از من دعوت کردند به مشهد بیایم، به ایشان گفتم که چرا دعوتشان را می پذیرم و حالاهم که از 5/7 صبح تا 22 امروز در مملکت خراسان شما مهمان هستم، تصمیم دارم درباره انگیزه سفرم توضیحی بدهم چون این توضیح با موضوع سخنم یعنی پیوند رشته و حرفه مربوط است.
شاید بدانید دوسه سالی است که به قول تاجیکی ها سبکدوش شده ام و در منزل کار می کنم. یک پروژه بزرگ دارم و تعدادی پروژه کوچک. پس از اصطلاحنامه، کتاب فلسفه کتابداری و اطلاع رسانی بود و امسال هم تهیه محتوای 16 جلسه درس مبانی برای دوره الکترونیکی. پروژه های کوچک هم مطالبی است که برای مجله زیباشناخت می نویسم و کارهای داوری مجلات و متفرقه.
بدیهی است وقتی کسی مجبور نباشد هر روز به طور موظف از خانه بیرون برود و با نهادهای اجتماعی بیرون درگیری نداشته باشد، دایره ارتباط های اجتماعی اش محدود می شود. و این خطر هست که ناخواسته، در یک فضای انتزاعی محبوس شود. این محبوس شدن در فضائی که به آن عادت داریم ، عوارض بدی دارد و کمترینش این است که رابطه ما با واقعیت های اجتماعی و حرفه ای مان قطع می شود. به همین دلیل، من سعی می کنم معمولا در انجمن ها حضور فیزیکی داشته باشم و با تعدادی از کتابداران در شهرستانها ارتباط دارم. و اینها باعث می شود رابطه من با جامعه حرفه ای ام قطع نشود، و مطالعات نظری ام مرا از واقعیات جاری محیط کتابخانه های کشورم و وضعیت کتابداران آن دور