تاریخ تکرارشد به شیوه ای واپس گرایانه !
وقتی در دهه 1360 برنامه کارشناسی کتابداری پزشکی تصویب شد، عده ای چون من بر این باور بودند که این برنامه مشکلات بنیادی دارد، و عده ای هم فکر می کردند برنامه خوبی است. اما صرفنظر از خوب یا بد بودن این برنامه، افراد مجرب و باسوادی آن را تهیه کرده و بسیار هم وقت و انرژی صرف آن کرده بودند. سالها گذشت و تعداد زیادی از آموزشگران کارشناسی و کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، تدوین کنندگان برنامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی را به دلیل این که در تدوین یک برنامه ملی از مدرسان با سابقه تر از خود بازخورد نگرفته و آنان را در این مهم مشارکت نداده بودند، مورد انتقاد قرار دادند.
در دهه 1380 وزارتخانه طرح بازنگری کارشناسی را به دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی محول کرد. پس از چند ماه کار گروهی پیگیر، برنامه تهیه شد و قرار بود اشتباه پیشین تکرار نشود و ما دست کم از مدیران گروه بازخورد بگیریم. اما سیلی از همان سیل ها که می دانید به دانشکده سرازیر شد! مدیر گروه هجرت کرد. سرنوشت بازنشستگی برای مدرسان باسابقه رقم خورد، و در همین آشوب، مدیر گروه جانشین، برنامه خام را بدون گرفتن بازخورد به وزارتخانه تحویل دادند و درنتیجه ما که منتقد برنامه قبلی بودیم، مسول برنامه ای معرفی شدیم که با آن موافق نبودیم!
این بار در اواخر دهه 1380، تاریخ تکرار شد منتها به شیوه ای بسیار نامبارک تر! به این معنا که چند ماه پس از ارائه طرح عجیب و غریب کتابداری دیجیتالی پزشکی که به هدف نرسید، تصمیم به راه اندازی دوره کارشناسی جدیدی با نام "فناوری اطلاعات سلامت"، (با قید حذف کاردانی مدارک پزشکی و کارشناسی کتابداری پزشکی) گرفته می شود و بی آن که برنامه ای تدوین شود و مشخص شود که فلسفه، هدف، چشم انداز، وظایف، نقش ها و محتوای این دوره چیست، تصمیم گرفته شده، مورد تایید تنها متخصص کتابداری در کمیته علوم پایه وزارتخانه قرار می گیرد! و به همت معاونت آموزشی، در یک نشست، به برخی از مدیران گروه کتابداری پزشکی ابلاغ می شود!
این شیوه ابلاغ تصمیم بدون ارائه برنامه و محتوا، گذشته از این که غیراصولی، غیرعلمی، و غیردموکراتیک است، به دلایل زیر با اخلاق ، و اخلاق حرفه ای (که قرار است در جامعه ما و جامعه علمی ما نهادینه شود) به شدت بیگانه است:
1. اخلاق حکم می کند که حرفه مندان و مسولان آموزشی برای آموزش حرمت قائل شوند، و تدوین برنامه آموزشی کاری است علمی که اصول و فنون و ملزومات خود را دارد و حتی موضوع تدریس در محیط های دانشگاهی است. اگر می خواهند برنامه ای را حذف و برنامه دیگری را جانشین آن کنند، زحمت بکشند وقت بگذارند، درباره اصول برنامه ریزی آموزشی مطالعه کنند، بخوانند و بنویسند، با صاحبنظران مشورت کنند و برنامه ای با توجه به فلسفه، چشم انداز، نقش ها، وظایف، و باتوجه به امکانات تدوین کنند، و وقتی از کارآئی آن تاحدی مطمئن شدند، نظر مدیران گروه و کسانی را که عمر آموزشی گرانباری داشته اند، جویا شوند و آن گاه با سربلندی اعلام کنند که دارند تحول ایجاد می کنند.
2. اخلاق حکم می کند که به انسانها احترام بگذاریم. اگر می خواهیم گامی برای تحول آموزش برداریم، آموزشگران را در جریان قرار دهیم، و قیم مآبانه و از بالا برایشان تصمیم گیری نکنیم. تدوین برنامه آموزشی تولید کالائی خوراکی نیست که تشکیلاتی آن را تهیه و بسته بندی کند و تحویل مصرف کنندگان بدهد.
3. اخلاق حکم می کند که قائل به حق دسترس پذیری انسانها به اطلاعات باشیم. کسانی که قرار است مجریان تحولات آموزشی در آینده باشند، حق دارند بدانند که این تحول چرا و به چه دلیل و بر اساس کدام هدف و چشم انداز و با چه ویژگی هائی قرار است عملی شود. تدوین کنندگان برنامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی که ما گناهشان را نمی بخشیدیم، برنامه ای نوشتند و بدون بازخورد آن را مصوب کردند. اما پنهان کاری نکردند و تازه به مراتب بیش از کسانی که اینچنین یک شبه همه فن حریف می شوند، از دانش و تجربه و منزلت علمی و آموزشی برخوردار بودند.
4. اخلاق حکم می کند که نسبت به ارتقاء دانش خود احساس مسولیت کنیم، و نخستین گام در ارتقاء دانش این است که تصور نکنیم همه چیز دانیم و بی نیاز از دانش دیگران. آیا کسانی که چنین آسان و بی دردسر طرح تحول آموزش یک نسل را می ریزند، حقیقتا تصور می کنند که بی نیاز از تخصص و تجربه کسانی هستند که هم به لحاظ تخصص و هم به لحاظ تجربه آموزشی پیشینه درخشانتری از آنان دارند؟
5. اخلاق حکم می کند که به سلامت اندیشه خود احترام بگذاریم و از منفی نگری و پیشداوری درباره انسانها بپرهیزیم. چرا از پیش حکم کنیم که کتابداران دربرابر تغییر مقاومت می کنند؟ چرا فکر نکنیم که کتابداران هم طالب تحول و تغییرند، چنانچه ماهیت این تغییر روشن و مشخص و قابل دفاع باشد؟
6. اخلاق حکم می کند که از تاریخ بیاموزیم و اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم، نه این که به شیوه هائی واپس گرایانه عمل کنیم.
حتی اگر فرض کنیم برنامه "فناوری اطلاعات سلامت" برنامه ای مترقی است (که چون محتوائی ندارد و روشن و مشخص نیست، درباره هیچ جنبه آن نمی توان داوری کرد)، با این شیوه عمل غیراصولی، غیرعلمی، غیرمحترمانه به هیچ جا نخواهد رسید. هدف وسیله را توجیه نمی کند و همان آسیبی که در روش ما وجود دارد، به هدف ما تسری خواهد یافت. ما نمی توانیم از کارآئی و اصالت برنامه ای دفاع کنیم، مادام که شیوه پیاده کردن برنامه مان غیراصولی، غیرمنطقی و غیرعلمی باشد و با زیرپاگذاشتن اصول اخلاقی و اخلاق حرفه ای، هیچ ساختمانی ساخته و افتخاری کسب نمی شود و اگرهم به شکل فرمایشی بنائی ساخته شود، سخت بی بنیاد و محکوم به فروریزی خواهد بود.
به امید حضور و پیروزی خاتمی در انتخابات.برای شرکت در نظرسنجی انتخابات یه سری به وبلاگ من بزن ، تو حاشیه ی سمت چپ قرار داره ، برای امضای طومار دعوت از خاتمی هم به:www.mowj.ir برید. یاحق

حضور الکترونیکی استاد خانم رهادوست در وبلاگ مبارک

یه دستی به سر و گوشش بکشید تا رنگ و رویی پیدا کنه
چند روزي ست حال و روز خوبي ندارم. نميدانم به كه اعتماد كنم؟ اصلا نمي دانم چه كسي راست مي گويد؟ همه تاييد مي كنند حرفهايم را !!!
مني كه وقتي انتخاب رشته مي كردم علاقه مند نبودم، ولي با "انديشه مثبت" شروع كردم و با خود عهد نمودم كه بايد مفيد باشي. چرا كه جز اين، 4 سال از عمرت بر فناست. براستي كم نيست 4 سال عمر گران مايه. كم است؟
ولي انگار دارم كم مي آورم! مي گويند بايد "مستند" حرف بزني. محافظه كار باشي. نمي دانم شايد زيادي بدبين شده ام يا دچار عارضه ي "حراج احساسات"! نميدانم! به خود مي گويم مثبت انديش باش. درست مي شود اگر خود بخواهي. ولي چه كنم وقتي مي شنوم X به Y مي گويد: (براي تو كه فرقي نمي كند تو كه دكتري!) آنگاه مي خواهيد براي آينده ي خود نگران نشوم؟ ميخواهيد، "مستند" حرف بزنم؟! مني كه حتي نميدانم اكنون، هدفم چه بايد باشد؟ به كجا بايد بروم؟ آزمون ارشدم چه مي شود؟ آينده ام؟ جوانيم؟ مي خواهيد مثبت انديش باشم؟ نه! اين امكان ندارد. اصلا عقلاني نيست كه مثبت انديش باشيم. به نظر شما منطقي ست؟
راه حل منطقي تر: دكتر آزاده، سركار خانم دكتر خراسانچي و ديگر تدوين كنندگان اين برنامه ي غير اخلاقي، موظفند براي صاحب نظران، مدير گروهها، هيئت علمي ها و دانشجويان به ويژه دانشجويان مقطع كارشناسي و فارغ التحصيلان حرفه "كتابداري و اطلاع رساني پزشكي" و حتي غير پزشكي جلسه توجيهي بگذارند.
راه حل منطقي: تجمع كليه دانشجويان (بوشهر، ايران، شهيد بهشتي، تهران، تبريز، اهواز، كرمان، زاهدان و...) جلوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش كشور
راه حل منطقي: اعتراض يكپارچه مدير گروهها حول يك محور بدون در نظر گرفتن منفعت فردي
راه حل غير منطقي: عدم شركت دانشجويان در امتحانات پايان ترم
و انتشار اخبار حرفه از طريق كليه مجراهاي اطلاعاتي: مطبوعات، رسانه ها، وبلاگ ها، وب سايت ها و...
منطقي ترين راه حل: پذيرفتن تجربيات صاحب نظران، استادان، آزادانديشان و با اخلاقان حرفه.
با تشكر از خانم رهادوست.
به داد ما دانشجویان برسید...ّ!!!
ایرانی جماعت اول کار را انجام می دهد ( البته نصفه و نیمه : وسط طرح می فهمه برآوردش اشتباه بوده ) بعد فکر می کند آیا درست انجام داده یا خیر ؟ البته شاید هم اصلا فکر نکند .
خارجی 3 سال برنامه ریزی و فکر می کنند برای همینه که آنقدر تحقیق و آمار صحیح برایشان مهم است و بعد یکساله اجرا می کند حتما هم بعد ارزیابی یا بازخورد عمل خود را اندازه گیری می کنند و مشکلات را نیز اعلام می کند
اعلام حذف مقطع کارشناسی کتابداری واطلاع رسانی پزشکی، جامعه کتابداری و اطلاع رسانی کشور را در بهت و حیرت فرو برده است. بر اساس اطلاعات بدست آمده در تاریخ 3 دی ماه سال جاری طی بخشنامه ای از سوی مدیرکل دفتر گسترش و ارزیابی آموزش پزشکی به گروه های آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی سطح کشور، حذف مقطع کارشناسی این رشته ابلاغ گردید و متعاقب آن در تاریخ 4 دی ماه طی ارسال نامه ای با موضوع "ارتقاء مقطع تحصیلی رشته کتابداری پزشکی" از سوی دبیر شورای آموزش علوم پایه پزشکی، بهداشت و تخصصی وزارت متبوع از مدیران گروه های آموزشی دعوت شد تا در جلسه ای به همین منظور در روز 14دی ماه شرکت نمایند. در این جلسه که کاملا توجیهی! بوده و نه مشورتی، حذف مقطع کارشناسی به منظور ارتقاء مقطع تحصیلی رشته کتابداری پزشکی! به بحث گذاشته شده که با اعتراض و مخالفت برخی مدیران گروه ها مواجه شده است.
از آنجا که به نظر می رسد این تصمیم توسط افراد ناآشنا با حوزه کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی گرفته شده است و با توجه به اعلام نظر اکثریت قریب به اتفاق مدیران گروه های آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی کشور مبنی بر اینکه در جریان تصمیم گیری جهت حذف دوره کارشناسی نبوده اند، لذا انجمن طی نشست اضطراری تصمیم گرفت تا جلسه ای با مدیران گروه های آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی سطح کشور در روز سه شنبه مورخ 24 دی ماه جهت هم اندیشی و اقدامی هماهنگ تشکیل گردد.
از تمام کتابداران و اعضای محترم انجمن دعوت می گردد تا نظرات خود پیرامون این امر را درج نمایند. بدیهی است نتیجه این جلسه و سایر اقدامات این انجمن و گروه های آموزشی به اطلاع خواهد رسید.
بر اساس آخرین اطلاع رسیده در این مورد افراد ذیل موضوع حذف مقطع کارشناسی را به آقای دکتر عین اللهی معاون آموزشی وزارت بهداشت داده اند.
- دکتر حمید مقدسی ( دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و رییس بورد کتابداری پزشکی )
- دکتر رضا صفدری (معاون پژوهشی دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو بورد )
- دکتر فریدون آزاده (مدیر گروه کتابداری پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو بورد)
سایر گروه های آموزشی و اعضای آنها به هیچ وجه قبل از جلسه 14 دی ماه روحشان هم خبر ندشته است.
دکتر مقدسی: رئیس برد تخصصی رشته مدارک پزشکی ست نه کتابداری پزشکی
دكتر مقدسي رئيس برد تخصصي سه رشته "مدارك پزشكي، كتابداري پزشكي و مديريت اطلاعات بهداشتي - درماني" مي باشند. ايشان در دانشكده علوم پزشكي شهيد بهشتي مدير گروه رشته مدارك پزشكي ست نه كتابداري پزشكي.
با توجه به اظهارات خانم دکتر اسکورچی، مدیر گروه محترم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی، در جلسه مدیر گروههای آموزش کتابداری و اطلاع رسانی کشور، موافقت ایشان از جانب کسانی که مدعی این مسئله بودند، بیان شده است. بنابراین موافقت سرکار خانم دکتر اسکورچی با برنامه حذف رشته کتابداری پزشکی بنا به گفته شخص ایشان صحت ندارد.
با توجه به اظهارات خانم دکتر اسکورچی، مدیر گروه محترم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در جلسه مدیر گروههای آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی کشور، موافقت ایشان از جانب کسانی که مدعی این مسئله بودند، بیان شده است. بنابراین موافقت سرکار خانم دکتر اسکورچی با برنامه حذف رشته کتابداری پزشکی بنا به گفته شخص ایشان صحت ندارد.
با توجه به اظهارات خانم دکتر اسکورچی، مدیر گروه محترم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در جلسه مدیر گروههای آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی کشور، موافقت ایشان از جانب کسانی که مدعی این مسئله بودند، بیان شده است. بنابراین موافقت سرکار خانم دکتر اسکورچی با برنامه حذف رشته کتابداری پزشکی بنا به گفته شخص ایشان صحت ندارد.
اول سلام و عرض ادب
ما فراگیران خوبی نیستیم. تاریخ تکرار شده است و باز هم تکرار خواهد شد.در واقع تکرار تاریخ برای ما موضوع تازه ای نیست. ما در یک سیکل معیوب گرفتاریم، زیرا ما عادت کرده ایم به جای تصمیم گیری بر مبنای پژوهش و مدیریت موقعیت تصمیم گیری، شعبده کنیم و می خواهیم به مدد محیر العقول ترین نتایج و تصمیم گیری ها من خود را مطرح کنیم. در بین اسامی اشاره شده که بانی این تصمیم گیری بوده اند نام آقای دکتر آزاده مرا به یاد این شعر انداخت چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!