اگر شما هم مثل من مجبور بودید هفته‌ای هشت تا ده ساعت را در مترو بگذرانید، حتماً برای استفاده از این وقت فکری می‌کردید. آنچه من تا امروز برای این منظور انجام داده‌ام، انتخاب همسفران باتجربه و خوش‌صحبت بوده است. یکی از این همسفرانِ نادیده جناب «پرویز دوائی» است، که در یکی دو سال اخیر چند اثر ایشان را در همین مسیر خوانده‌ام. جدیدترین آن‌ها «به خاطر باران» است که دومین مجموعه از نامه‌های پراگ محسوب می‌شود. کتاب نخست «درخت ارغوان» بود که پارسال مشتاقانه خواندم و از آن بسیار آموختم. البته اغلب – یا شاید همهء – این نامه‌ها پیش از این در «جهان کتاب» منتشر شده‌اند. اما گردآوری ‌آنها در یک مجلد ابتکار خوبی بود و خواننده می‌تواند همگی را یکجا در اختیار داشته باشد. آنچه این کتابها را برایم جذاب ساخته، سادگی و صمیمیتی است که در نثر پاکیزهء آن‌ها موج می‌زند. متن و روایتی روان که بی شتاب و همراه با آرامشی خاص بیان شده است. آنچنان که گویی نویسنده در مترو کنارت نشسته و با حوصله و اشتیاق برایت داستان تعریف می‌کند. این گفتگو آنقدر واقعی است که …. ادامه در این نشانی.