در يكي از سازمانهاي مثلأ فرهنگي و اطلاع رساني به جوان آشنايي برخوردم و از تجارب او در زمينه كاريش، مطلبي براي انتشار در نشريه اي خواستم. خود سوژه اي نداشت. پيشنهاد كردم گزارشي درباره كارش دهد: چه ميكند؟ ديگران چه ميكنند؟ در كشورهاي ديگر چه ميكنند؟ آخرين روش پيشرفت و رسيدن به اهداف كدام است؟ از چه مواد و تجهيزاتي استفاده ميكند؟ آخرين وسايل ساخت كجاست؟ قيمتش چند است؟ نمايندگيش در تهران و ايران كجاست؟ كدام يك از مواد و وسايل ارزانتر و كدام يك كاراتر است؟ ... و ازين قسم پرسشها. گفت كه مديرش اجازه نميدهد. گفتم يعني اجازه نميدهد در اين زمينه ها كار كني يا بينديشي؟ گفت نظر مديرمان اين است كه درباره هركاري كه با سازمان ما ارتباط دارد بايد اول با او صحبت و كسب اجازه كنيم. نمي دانم وجدانم بود يا كسي ديگر كه اجازه نداد فحشي به او و مديرش بدهم. شايد به مديرش بد گفته باشم اما به خود او نه. گفتم مگر برده خريده اند؟ ادامه نداد. من هم پس از خروج از سازمان نامه اي به رئيس آن سازمان نوشتم كه مختصر آشنايي با او داشتم كه با حذف برخي مطالب برايتان ذكر ميكنم:

 

جناب آقاي ...

رياست محترم ...

باسلام ...

صحبت خصوصي با همكاران ... نشان از آن دارد كه اين همكاران بدستور مديران موظفند درباره هر موضوعي كه در رابطه با كار آن مديريت باشد با مدير مربوطه هماهنگ بوده بلكه اجازه بگيرند و حتي بدون نظر ايشان نيانديشند. وقتي از ايشان پرسيده ميشود آيا ميداني درباره روش كارت چند مكتب عمده در دنيا هست؟ چه ابزارهاي جديدي بوجود آمده؟ كدام راه آسان تر يا ارزانتر است؟ كدام كشور نخستين بار اين روش را بكار برد؟ اكنون چه كشور ها و شركت هايي اين ابزار را توليد ميكنند؟ نمايندگي داخلي اين شركتها كجاست؟ و پرسشهايي اينچنين، اجازه انديشيدن و پاسخ دادن در اين موارد را نيز به اجازه مدير موكول ميكنند و راحتترين راه اين است كه نيانديشند و از مدير نيز اجازه نگيرند. برخي نيز پيشنهاد ميكنند با مديرانشان صحبت يا مكاتبه شود. اينجانب از صحبت يا مكاتبه با مديرانشان ابايي ندارد اما از بدآموزي برسميت شناخته شدن اين امر ميترسد.

اينجانب گمان دارد فضاي بسته فيزيكي و مديريتي سازمان ... ، هنوز به مديران و كاركنان اجازه نداده تا از فضاي آزاد ... استفاده نمايند. پيشنهاد دارد بطور رسمي و علني به كاركنان سازمان اعلان گردد كه فعاليتهاي انتشاراتي و پژوهشي ايشان نيازي به مجوز مديريت ندارد و ميتوانند از طريق واحدهاي پژوهشي و انتشاراتي سازمان اقدام نمايند.

ارادتمند

محسن جعفري مذهب

 

اين نامه را هم از آنرو منتشر ميكنم چون از كارآمدي و سودمندي آن نااميد شده ام و ميبينم كه رئيس آن سازمان بجاي آزادي فكري كاركنانش (بردگانش) بفكر دلجويي از يتيمان آفريقايي است.

اي قوم بحج رفته كجاييد كجاييد

معشوقه همين جاست بياييد بياييد