امسال هجري (1432) كه دو سه ماهي از آن باقي مانده دويستمين سال ورود صنعت چاپ فارسي به ايران است.

در نظام كتابخانه اي ما، كتاب كه توليد نهايي و محصول يك فرايند دراز است چنان اهميتي يافته كه سهم توليدكنندگان آن را ادا نمي كند: نويسندگان، مترجمان، مصححان، ويراستاران، و بطور كلي پديدآورندگان برسميت شناخته شده اند اما كساني كه كتاب را توليد ميكنند و بدست كتابداران و خوانندگان ميرسانند از حروفچينان و چاپخانه داران و چاپچيان و صحافان و كتابفروشان و ... اصلأ بچشم نمي آيند. حتي سانسورچيان بيشتر مورد توجه بوده اند.

11 شهريور روز صنعت چاپ بود و ديروز و در دويستمين سال ورود صنعت چاپ فارسي به ايران، موزه چاپ در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي افتتاح شد. اسمعيل دميرچي دهسال پيش به من مراجعه كرد و جايي در سازمان من خواست تا دستگاههاي كهنه چاپ و صحافي را كه سازمانهاي دولتي بنام فرسوده بقيمت چدن اسقاطي ميفروختند به آنجا منتقل كنند. آن موقع سازمان ما در مضيقه جا بود و برخي مذاكرات و مكاتبات اداري هم بنتيجه نيانجاميد. وقتي هم جايي براي سازمان ما در نظر گرفته شد كه ظاهرأ پركردنش هم سخت بود باز هم جايي براي دستگاههاي فرسوده نبود. پيشنهاد تأسيس موزه كتابت و موزه چاپ هم بي نتيجه ماند. حتي پيشنهاد برگزاري مراسمي براي دويستمين سال ورود صنعت چاپ به ايران هم با اين استدلال كه چاپ چه ربطي به سازمان ما دارد مورد توجه قرار نگرفت. آقاي دميرچي نيز پيشنهاد خود را به كتابخانه مجلس شوراي اسلامي و رئيس داناي آن ارائه داد كه پذيرفته و اجرا شد. اميد است جامعه كتابكار!! ما به توليدكنندگان كتاب بيشتر توجه نمايند.