خصوصي: وارد نشويد: نوشته هاي شخصي و متن شناسي
دانشگاه ليسبون در تاريخ 20 تا 22 نوامبر 2008/ 29مهر تا اول آبان 1387، ميزبان دانشمنداني بود كه انجمن اروپايي متن شناسي گرد هم آورده بود تا به مسائل فني، اخلاقي، و قانوني تصحيح آثار شخصي بپردازند. اين همايش در واقع پنجمين كنفرانس انجمن اروپايي متن شناسي بود.
متون شخصي نوشته هايي هستند كه نويسنده براي خود يا افراد نزديك بخود مينويسد و از نظر مواد مانند نامه ها و خاطرات اند اما شامل دستنويس آثار، دفتر يادداشت، تذكاريه مي گردند كه در نامه ها و آثار منتشره آينده بكار مي روند. توجه به اين معني، چند پرسش ايجاد مي كند كه برخي شان بيشتر ادبي و برخي در محدوده اخلاق و قانون جاي ميگيرند:
1: آيا پيش نويسها و نسخه هاي پيش از چاپ تنها براي صاحبانش ارزش دارد يا مواد خام تدوين نوشته هستند؟ نقش نوشته هاي نيمه تمام كه هرگز منتشر نمي شوند در زندگي نويسنده چيست؟ آيا مانند يك متن ناموجود و نوشته نشده است؟
2: آيا نامه ها و روزنويسها، بالقوه نقش شهادت غيرمستقيم را ايفا ميكنند كه آگاهي هايي را مي رسانند كه ميتوانند ويراستار را در تصحيح ياري رسانند ، يا نكات غايب را عيان مي سازند؟ آيا ميتوانند نسخه هاي و دست نويس هاي موجود مورد خدشه قرار دهند؟ علاوه بر اين، آيا نوشته هايي از اين دست مي توانند به درك پروسه ساخت يك متن متفاوت كمك كنند ؟
3: آيا در اين گونه موارد، دانشمندان بايد در تصحيح متون شخصي تلاش متفاوتي كنند، يعني، طبيعت خود را از يك متن اصلي خصوصي به متني ديگر تغيير دهند؟ اگر بله، اين روندهاي متفاوت، تفسيرهاي فراواني را موجب نمي شوند كه برخي اشارات و كنايه هاي آشكار را از بين مي برد؟ آيا آنها با احساسات خوانندگان در گير نمي شوند ؟
در يكي از نوشته ها خواندم كه:
"بخشی از مطايبات بهار نيز که در طبع پيشين درج گرديده بود، در اين تدوين نيامده است. شايد آن را بتوان نه به حساب دستبرد نقادان سياسی، بلکه برگردهی گزينش شخصی مهرداد بهار و رعايت پاره ای از سفارشات پدر شاعر او گذاشت. او در بخش مطايبات در رابطه با اين نکته آورده است:
"شادروان بهار پيوسته يادآور میشدکه هجويات وی هرگز نبايد بهطبع برسد زيرا اين گونه اشعار مربوط به زندگی خصوصی او بوده است و نميتواند در ديوان اشعار اوکه به مسائلی عمومی و ملی مربوط است جايگيرد. ما اين خواست او را بهکار بستيم و از هجويات او در اين طبع يادی نکرديم"
آيا زمان آن رسيده كه ما ايرانيان هم درباره اسناد خصوصي رجال سياسي و علمی و دینی تعمقي كنيم و نتايج بدست آمده از انتشار آنها را مورد بررسي قرار دهيم؟