هفته پيش با دكتر لودويگ پل قرار گذاشتيم كه در ساعت 14 روز دوشنبه اين هفته گزارشي از وضعيت ايرانشناسي در دانشگاه هامبورگ به ما بدهد و پذيرفت. قرار بود سفري به همدان رود و اوايل اين هفته به تهران بازگردد. روز دوشنبه شد و از ايشان خبري نشد. نه با من تماسي گرفت و نه هتل محل اقامت سابق ايشان نشاني از ايشان داشت. به ايميل من هم پاسخ نداد و آشنايان نيز خبري از ايشان نيافتند. تا ساعت 13 صبر كردم و سپس خبر لغو نشست را بر اينترانت سازمان منتشر كردم. جواب تلفن چند نفر علاقمند درباره لغو ناگهاني را هم يكجوري دادم. ساعت 14 در اتاقم باز و ايشان وارد شد كه كجا بايد برويم. چه بايد ميكردم؟ خبر لغو سخنراني را دادم. گفت مگر قرارمان ساعت 14 امروز نبود؟ قرار شد در سفر سال آينده ايشان برنامه مفصلتري داشته باشيم. هنوز نميدانم تقصير كيست؟ آيا يك لحظه ترديد من در آلماني بودن او جايز بود؟ آيا عادت به لغو ناگهاني هر قول و عملي از سوي خودمان مرا گرفتار ساخت؟