حكومت كارگري بر كشور پژوهشستان (1)
سالها پيش كه بر اثر انقلاب كارگري، حكومت كشور پژوهشستان بدست نيروهاي كارگري افتاد، دستور داده شد كه كارگران در همه امور كشور حاكم باشند. يكي از اين كارگران مدير يكي از واحدهاي پژوهشي شد. تصميم گرفت بر كارهاي پژوهشي پژوهشگران زيردست نظارت بيشتري داشته باشد. گمان او اين بود كه پژوهشگران نيز مانند كارگران از زير كار در ميروند، گزارش كار را بموقع نميدهند، از كار ميدزدند، در اداره كار ميكنند و نتايج آن را به همايش هاي ديگران ميدهند، حاصل پژوهش را براي ديگران سخنراني ميكنند، مقاله براي نشريات علمي ديگر مينويسند. و ... و ... و ... . تصميم گرفته شد هر هفته گزارش كار پژوهشي به همراه اصل مواد تهيه شده براي پژوهش، شامل فيشهاي پژوهشي پر شده، پرينتهاي گرفته شده، قايلهاي دانلود شده، شماره تلفن تماسهاي علمي، فايل مكالمات علمي با ديگر همكاران پژوهشگر، فاكتور خريد كاغذ A4 براي پژوهش، فيش غذاهاي خورده شده هنگام پژوهش، رسيد آژانس رساننده پژوهشگر به كتابخانه ها و مراكز پژوهشي، و بالآخره همه و همه ارائه گردد.
هرچه پژوهشگران گفتند كار پژوهشي زمانبر است. كار پژوهشي يكساله يكسال وقت ميبرد كه شامل طراحي پژوهش، گردآوري منابع، چينش و بازنگري منابع، جايگزيني منابع بهتر و نو تر و بازبيني روشهاي تحليل و اسكلت بندي پژوهش، .... و سرانجام ارائه نتيجه پژوهش به سازمان پژوهشي است. اما كارگر مدير پژوهش كه روابط پژوهشي را رابطه كارفرما و كارگر ميديد در كار خود اصرار داشت.
حتي مثال كارگري پژوهش كه مانند ساختماني است كه يكجا ساخته نميشود و نميتوان درصد پيشرفت را براي اجزاي آن داد. نميتوان از مجري طرح خواست كه با فراهم كردن هر آجري يا کیسه سيماني بگويد اين آجر و سيمان در كدام اتاقِ كدام آپارتمانِ کدام طبقه بكار خواهد رفت، بخورد كارگر مدير پژوهشي نميرفت. حتي درخواست انتقال از واحد پژوهشي هم پذيرفته نميشد. حكومت ساقط شده شعار ميداد كه هركه خواست برود پاسپورتش آماده است اما حكومت كارگري همان پاسپورتها را نيز پس گرفته بود.