ردپای زمان در پژوهش
در شماره اخیر مجلهء «زنان» (آبان 1393) مقالهای با عنوان «صندلیهای قاتل: چگونه پشت میزنشینی سلامتی شما را تباه میکند»منتشر شده؛ که در مقدمه آن میخوانیم: «تحقیقات نشان میدهد ایستادن بیشتر حتی در زمانی که کار اداری خود را انجام میدهید، میتواند خطر چاقی، بیماری و مرگ را در شما کاهش دهد. ... امریکاییها روزانه به طور متوسط 13 ساعت را بر روی صندلی میگذارنند؛ صندلیهایی که بیش از هر عامل دیگری جان انسانها را میگیرند. شاید نتایج تاسف بار این تحقیقات شما را شوکه کند و نسبت به صحت آن شک کنید. اما توجه داشته باشید که این نتایج حاصل 16 سال تحقیق با جامعه آماری 800 هزار نفر است». همانطور که میبینید نویسنده مقاله طولانی بودن مدت گردآوری دادهها را به عنوان یکی از شاخصهای اعتبار معرفی میکند. شاخصی که منطقاً هم درست است. بدیهی است پژوهشگر هر چه فرصت بیشتری برای بررسی پدیده مورد مطالعه در اختیار داشته باشد، به نتایج جامعتری خواهد رسید. البته با این پیش فرض که با اصول و مبانی پژوهش آشنا باشد و از وقتش به خوبی استفاده کند. در غیر زمان به تنهایی کمکی نخواهد کرد. خواندن این مقاله و بحثی که در هفتهء گذشته در کلاس روش تحقیق دربارهء جایگاه «زمان در پژوهش» داشتم، انگیزهای شد برای پاسخ به این پرسش که ... ادامه در لیزنا.