در شمارهء اخیر مجلهء «اندیشه پویا»، یادداشتی ارزشمند از دکتر مقصود فراستخواه منتشر شده، که وقتی آن را خواندم دریغم آمد گزیده‌ای از آن را جایی ثبت و بازنویسی نکنم. ایشان در این یادداشت با عنوان «فروتنی معرفت: در ستایش فهم کران‌های معرفت» می‌نویسند:

«پایهء فضیلت‌های بشر به گمان من فضیلتی است که از ذهن او می‌تراود. اگر برای آدمی خطای نابخشودنی بزرگی هست، به نظر می‌رسد خطای جهالت است. پس چنانچه قرار است فضیلتی بزرگ نیز در انسان بجوییم شاید فضیلتی از جنس نوعی معرفت است؛ یک جور حس کردن و فهمیدن و آگاهی. ... بهترین لحظه‌های ما وقتی است که صمیمانه درصدد معرفتیم؛ فضیلت است فهمیدن خویش؛ فضیلت است فهمیدن جهان خویش؛ فضیلت است فهم دیگری، فهم محیط پیرامون، فهم اشیاء و فهم آدم‌ها. این‌ها به روشنی ستودنی‌ترین فضائل زندگی‌اند که می‌توان برشمرد. من کیستم و چه امکان‌های ناشناخته‌ای در من نهفته است؟ این پرسش در درجه نخست از تنشی ذهنی بر می‌خیزد؛ تنشی که سودای سر آدمی را بالا می‌کند؛ تنش شناسایی اوجی در خویش. اگر عالی‌ترین استعدادهای من از دست برود و من بی‌خبر بمانم، این بزرگترین کوتاهی و تقصیر من است. کما این که از ظرفیتی والا در هستی خویش باخبر شوم و این توفیق بزرگی است. فهمیدن «دیگری» فضیلت است و این «دیگری» بسا که خودمانیم؛ شناختن خود همچون یک دیگری. و این آغاز صلحی است که از درون ما آغاز می‌شود و آنگاه نوبت به فهم دیگران می‌رسد؛ صلح  و آشنایی با دیگران و با هستی. ... بیگانگی نسبت به «غیر»، از جنس بجا نیاوردن و حس نکردن و نفهمیدن غیر است و فقدان معرفتی در ماست.کسی اینجا پیش چشم من در رنج است و من این را نمی‌فهم یا التفاتی به درد او نمی‌کنم. این بزرگترین غفلتی است که از من می‌رود. ... حساس بودن نسبت به جزئیات و شواهد از فضیلت‌های ذهن است. وقتی ما این حساسیت را از دست می‌دهیم نه تنها شواهد نقض کلام و استدلال خویش را بجای نمی‌آوریم،  نه تنها عقایدمان را با آزمون و تجربه به محک نمی‌زنیم، نه تنها باورهای ذهن خویش را با داده‌های جهان واقعی و رویدادها نمی‌آزماییم، نه تنها گوشمان به جزئیات نقد ناقدان گشوده نمی‌شود، بلکه عکس‌العمل دیگران، رنج دیگران و مشکلات دیگران نیز برای ما مغفول می‌ماند. ... فهم محدودیت ذهن خویش و کران‌های معرفت خویش، نشان از غایت فضیلتی دارد که در ذهن آدمی به ثمر می‌رسد. ... پس بی‌گمان باید گفت فروتنی معرفت نیز اوج کمال و شکوفایی ذهن ما در پیشگاه حقیقت بی‌پایان است و با شکوه‌ترین فضیلت مدنی است که روابط آدم‌ها و مناسبات میان اذهان آن‌ها را به صمیمیت مکالمه آزادمنشانه و صلح‌آمیزی برای بهبود شرایط بشری و تقلیل مرارت‌ها سوق می‌دهد.

لطفاً متن کامل این یادداشت آگاهی‌بخش را در صفحهء 97 شمارهء بهمن و اسفند از مجلهء وزین «اندیشه پویا» بخوانید.