دیروز (29 آبان 92) نشستی در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد، که محور بحث آن بررسی کارنامه دکتر شیرین بیانی (همسر دکتر اسلامی ندوشن) بود. در این جلسه علاوه بر دو تن از استادان رشته تاریخ که دربارهء آثار ایشان صحبت کردند، دکتر بیانی نیز حضور داشتند و با بیانی شیرین به ذکر خاطراتی از سالهای تحصیل و تدریس خود پرداختند. در بخشی از این خاطرات به روز ثبت‌نام دوره دکتری در دانشگاه سوربن اشاره کردند، که چگونه سرنوشت تحقیق ایشان در این مقطع با نظر پروفسور کلود کاهن به تاریخ آل جلایر پیوند ‌خورد و از آن زمان به بعد بیشتر مطالعات ایشان در این زمینه بوده است. مطالعاتی که بعدها نتایج آن در آثاری همچون «دین و دولت در ایران عهد مغول» منتشر می‌شود. البته آثار دکتر بیانی فقط به این دوره تاریخی محدود نیست و بسیاری از دوره‌های دیگر را نیز در بر می‌گیرد. مثلاً کتاب «شامگاه اشکانیان و بامداد ساسانیان» شرحی از سقوط سلسله اشکانی و تولد ساسانیان است. یکی از نکات جالب سخنرانی دکتر بیانی تاکیدی بود که ایشان بر پیوند میان تاریخ  و ادبیات داشتند و معتقد بودند همواره این آثار ادبی هستند که بهترین بازتاب رخدادهای تاریخی را به نمایش می‌گذارند. بر این اساس، اگر محققی می‌خواهد تصویری از رخدادهای هر دوره در اختیار داشته باشد، باید بیش از هر چیز آن را در میان آثار ادبی آن زمان جستجو کند. نقش بافت فرهنگی و اجتماعی هر رخداد تاریخی در ارزیابی آن و داوری درباره همه کسانی که به نحوی در ایجاد آن رخداد دخالت داشتند، نکته‌ء جالب دیگری درسخنرانی ایشان بود. به این معنا که مورخ نباید تصور کند که سرگذشت آدم‌های مرده را می‌نویسد، بلکه باید آنان را زنده تصور کند و در همان بافتی که آنان زندگی می‌کردند، شاهد و ناظر بر عملکردشان باشد. زیرا هر شخصیت تاریخی فرزند زمان و مکان خودش است و نمی‌توان هیچکس را خارج از این زمان و مکان تصور کرد. در مجموع نشستن پای صحبت استادی که بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف مطالعات تاریخی کرده است، تجربه‌ای بسیار ارزشمند و تاریخی بود. با سپاس از برگزار کنندگان این نشست در پژوهشکده تاریخ اسلام.