پائلو فریره در کتاب «آموزش ستمدیدگان» که در ترجمه ای دیگر با عنوان «فرهنگ سکوت» منتشر شده است، درباره ماهیت گفتگو مینویسد: «گفت‌وشنود بی«‌عشق» ژرف به آدمیان به‌وجود نمی‌آید. «عشق» اساس گفت‌وشنود است و حتی خود گفت‌وشنود. اگر به آدمیان عشق نورزیم، نخواهیم توانست در گفت‌وشنود شرکت کنیم. گفت‌وشنود بی «فروتنی» نمی‌تواند به‌وجود آید. اگر دو طرف گفت‌وشنود (یا یکی از آنها) از فروتنی بی‌بهره باشد، گفت‌وشنود از هم خواهد پاشید. چگونه می‌توانم در گفت‌وشنود شرکت کنم، اگر همیشه جهل را در دیگران ببینم و هیچ‌گاه متوجه جهل خود نباشم؟ چگونه می‌توانم در گفت‌وشنود شرکت کنم، وقتی خود را تافته‌ای جدابافته می‌انگارم؟ چگونه می‌توانم به گفت‌وشنود با مردم بپردازم، اگر خود را در زمره نخبگانی بدانم که صاحبان حقیقت و معرفتند و در نظرشان دیگران «عوام الناس»‌اند؟ وقتی حاضر به قبول همکاری با دیگران نباشم و حتی از این کار ناراحت شوم، اگر از امکان اینکه موقعیتم را از دست بدهم، ناراحت و معذّب باشم، چطور گفت‌وشنود می‌تواند به‌وجود آید؟ خودبسندگی با گفت‌وشنود ناسازگار است. گفت‌وشنود نیاز به یک «ایمان» قوی به انسان دارد؛ ایمان به قدرت او در ساختن و بازسازی، آفرینش و بازآفرینی.

فریره، پائولو (1358)، آموزش ستمدیدگان، ترجمه احمد بیرشک و سیف الله داد، تهران: انتشارات خوارزمی