نامه های شاهرخ مسکوب به پوری سلطانی
چیزهای جالبی که از این مطلب به دست می آید یکی جایگاه رفیع خانم سلطانی در بین اهالی فرهنگ و ادب و هنر است، دیگر سنت نیک نامه نگاری که با تاسف باید گفت چندان رونقی ندارد، دیگرتر دغدغه های کسی مثل مسکوب که همه اش از خواندن و نوشتن می نویسد و دیگرتر کار ماندگار سازی مجله وزین نگاه نو به همت آقای علی میرزایی است.
هر وقت اسم شاهرخ مسکوب می آید خاطراتش با دوست قدیمی اش حسن کامشاد برایم زنده می شود که در سطر سطر کتاب "حديث نفس" که زندگی نامه خودنوشت حسن کامشاد است حضور دارد و همه اش از شوخ و شنگی او و در عین حال دقت و عمق دانش او نوشته است.
در مقدمه سردبیر (علی میرزایی) بر این مطلب چنین نوشته شده: «او [مسکوب] خود گفته است که در زندان دو چیز او را، در هنگامی که شکنجه های وحشیانه امانش را می بریده، زنده و پایدار نگه داشته بود: یکی یاد مادرش و دیگری یاد دوستش مرتضی کیوان (همسر خانم پوری سلطانی که در مهرماه 1333 تیرباران شده بود)».
خانم سلطانی در بخشی از مقدمه اش بر این نامه ها نوشته است: «آنچه در پی میآید یک نامه کامل است به تاریخ 4 بهمن 1374 و قطعاتی است از ده نامه که شاهرخ مسکوب از تهران برای من که در آن ایام در انگلیس بودم فرستاده است. شیفتگی او برای خواندن و نوشتن، از یک سو، و اندوه از کمی وقت و کار گلی که میکند در بندبند این قطعات به روشنی دیده می شود و نیازی به حرف اضافه ندارد».