در پناه روش و در بند آن
فروردین امسال یادداشتی با عنوان «روشگرايي و روشگريزي: ترديدي بيپايان در قلمرو معرفتشناسي» نوشتم، که در شماره اخیر مجلهء کتاب ماه کلیات منتشر شده است. زمانی که این یادداشت را مینوشتم از وجود اثری موجز ولی سودمند - که مرتبط با این بحث بود - بیاطلاع بودم. تا اینکه چند هفتهء پیش تصادفاً آن را در کتابفروشی نشر جامعهشناسان یافتم و از مطالعهء آن بسیار آموختم. کتابی با عنوان «اسارت ذهن در چارچوب روش: رویکردی انتقادی به استفاده از روشهای تحقیق در جامعهشناسی»، اثر امیرحسین خاندیزجی که نشر جامعهشناسان در سال 1390 منتشر ساخته است. جالب است که در صفحهء اهدا، نویسنده کتاب را به همهء مخالفان آن تقدیم کرده است؛ و این شیوهء نامتعارف - و البته فروتنانه - در همان ابتدا بر جذابیت اثر میافزاید. زیرا خواننده کنجکاو است بداند درآن چه چیز نوشته شده که نویسنده ترجیح داده به مخالفانش تقدیمش کند. این کتاب موجز تلنگری بر ذهن طرفداران متعصب روش تحقیق است و آنان را به بازنگری در این طرفداری بی چون و چرا فرا میخواند. البته به رغم همهء نکتههای سودمندی که در این اثر وجود دارد، به نظرم نویسنده کمی در انتقاد از روش تحقیق افراط کرده است. بویژه زمانی که روش را از بنیاد بیاساس میخواند، من هم یکی از همان مخالفانی هستم که کتاب به آنان تقدیم شده است. فقط تا آنجا با نویسنده موافقم که روش تحقیق نباید از ابزار به هدف تبدیل شود. در غیر این صورت، بدون روش نه امکان همین اطمینان نسبی به یافتههای پژوهشها وجود خواهد داشت و نه معیاری برای داوری دربارهء آنچه منتشر میشود. زیرا روش تحقیق علاوه بر آنکه مسیر پژوهشگر را روشن میکند، زبان مشترکی است که امکان گفتگو و تعامل میان محققان را فراهم میسازد. فقط نباید آنقدر در کانون توجه محقق قرار گیرد که خود حجاب و مانعی برای دیدن واقعیتها شود.