دیروز خیلی خوش اقبال بودم که فرصت حضور در سخنرانی بسیار پربار آقای دکتر نعمت‌الله فاضلی را در پژوهشکدهء تاریخ اسلام پیدا کردم. ایشان در این سخنرانی با عنوان «تحولات حافظه تاریخی در ایران»، حافظه را از سه منظر روانشناختی، جامعه‌شناختی و پسامدرنیسم بررسی نمودند و به تشریح سه گفتمان حافظهء سنتی، مدرن و پسامدرن پرداختند. آقای دکتر فاضلی حافظه را در عرصه‌ای بسیار وسیعتر از قلمرو ذهنی و عصب شناختی - که معمولاً در این زمینه متداول است-  توصیف کردند و با مثال‌هایی عینی و آشنا نشان دادند که چگونه تاریخ، فرهنگ، سیاست و مناسبات اجتماعی حافظهء آدمی را شکل می‌دهند. فرایندی که در آن به خاطر سپردن و از یاد بردن رخدادها بیش از آنکه در اختیار فرد باشد، در چارچوب الگومند مناسبات اجتماعی رخ می‌دهد. به این ترتیب آنچه به خاطر می‌سپاریم و آنچه فراموش می‌کنیم فرایندی است که کاملاً از الگوهای فرهنگی و اجتماعی عصری که در آن زندگی می‌کنیم متاثر است. هرچند عاملیت فرد نیز در آن دخالت دارد، اما همواره تابعی از عوامل جمعی است. سپس ایشان برای تبیین ویژگی‌های سه گفتمان سنتی، مدرن و پسامدرن با اشاره به مثال‌های مختلف نشان دادند که حافظهء سنتی بیشتر ناظر به گذشته، جمع‌گرا، خانواده محور و آئین‌گراست. در حالی که حافظهء مدرن ماهیتی شهری، طبیعت‌گرا و متاثر از شهرنشینی دارد. حافظه‌ای که  معمولاً ناظر به زمان حال و فردگراست. در نهایت نیز حافظهء پسامدرن بیشتر ناظر به آینده است. خاطره های ما در این قلمرو بیش از آنکه متعلق به گذشته باشند متعلق به آینده هستند. مفهمومی که به این ترتیب حافظه‌ای که قرار است بین گذشته، حال و آینده پیوند برقرار کند در طول تاریخ سهم برابری از این سه بخش نداشته و ندارد. سهم آینده در گفتمان پسامدرن حافظه بیش از هر زمان دیگر است. آینده‌ای که جلوه‌هایی از حضور قدرتمند خود را امروز نشان می‌دهد و با گام‌هایی استوار به استقبال ما می‌آید. اگر مایلید در این زمینه بیشتر مطالعه کنید، گفتگویی با آقای دکتر فاضلی در شماره آذر ماه کتاب ماه تاریخ منتشر شده که در این نشانی دسترس‌پذیر است.