«فردوسی سخنگوی پیروزی نیکی بر بدی است، که توانسته طی پنجاه و پنج هزار بیت، زندگی فرهنگی و تاریخی یک قوم را به بیان آورد.... تقریباً هیچ کتاب مهمی در زبان فارسی نوشته نشده مگر اینکه تاثیر شاهنامه در آن باشد ... نبرد نیکی و بدی  که هسته مرکزی شاهنامه را تشکیل می‌دهد در انتها به پیروزی و به نفع نیکی خاتمه پیدا می‌کند ... مسئله خرد نیز در شاهنامه بنیادی است و پایه کار بر آن گذاشته شده. خرد مفهوم بسیار وسیعی دارد. فشردهء کل آموزه‌های انسانی است که از آن نتیجه‌گیری درست شده باشد. این‌ها که در یک تن جمع گردد خرد او را تشکیل می‌دهند و مجموع آنها خرد کل اجتماع را تشکیل می‌دهد، یعنی راه و روشی که برای ادامه یک جامعه باید در پیش گرفت. ... در مقابل خرد «آز» قرار دارد که یک پدیده و روش اهریمنی است. آز یعنی وسیلهء تجاوز، تعرض، زیاده‌روی و خودبینی. ... شاهنامه کتاب خرد و داد است، کتاب انسان متکامل و نمونه.»

«مولوی سخنگوی یگانگی انسان‌هاست  ... خلاصه و عصارهء کل تجربیات بشری را که بفشارند و آن قطره‌های نهایی را بیرون دهند، «خرد» انسان می‌شود، یعنی عامل تصمیم‌گیری برای هر موضوع، تشخیص راه درست از نادرست. اینها از طریق خرد می‌شود. ... اما در دوران مولوی تقریباً از کارساز بودن خرد امید بریده شده. او می‌آید به «عشق» یعنی موتور زندگی. او میل دارد که بتواند موتور زندگی را روشن کند تا آن را حرکت دهد به طرف یک هدف نجات‌بخش. در حالی که در دورهء گذشته و در دیدگاه فردوسی یک چاره‌جویی آرام از طریق خرد می‌توانست این کار را انجام دهد. ولی در این دوران چنان اوضاع و احوالی است، چنان جنگ‌های داخلی، فرقه‌ای، به هم ریختگی، انواع ناامنی‌ها و بهره‌کشی از مردم ضعیف شایع شده است که دیگر آن روش گذشته کارساز نیست، بلکه باید موتوری روشن شود که کاری بکند. آن موتور عشق است و آن عشق دامنه‌اش خیلی وسیع است و مفهوم گسترده‌ای دارد ...... می‌شود گفت سراپای زندگی مولوی معطوف به عشق است.»

«سعدی سخنگوی ضمیر آگاه ایرانی است. وقتی به سراغ سعدی می رویم چنان است که گویی به باغ دلگشایی قدم می‌نهیم. زیرا سعدی علاوه بر آنچه هست، تقریباً شادترین شاعر ایران هم هست. شاعری است که کمتر ما را در دست‌اندازهای زمین و آسمان می‌اندازد و یا در دست‌اندازهایی که وجدان ما را به تب و تاب افکند. خیلی آرام بیان می‌کند و در واقع می‌خواهد ما را آرام به راه راست بیاورد. ... نزدیک هفتصد سال سعدی در ایران معلم اول بوده است. به عنوان یک مصلح اجتماعی ... اندیشه سعدی انعطاف دارد. مصلحت بین است، قشری نیست. می‌گوید برای زندگی کردن و درست زندگی کردن باید مصلحت‌های زمان را در نظر گرفت، یعنی مقتضیات زمان. بنابراین یکجا باید نرم بود و یکجا درشت. به این سبب است که در بعضی جاها تناقضاتی در آثارش دیده می‌شود.»

«حافظ سخنگوی ضمیر ناآگاه ایرانی است. حرف حافظ تمام نشدنی است، برای اینکه حرف این مردم است. حرف گذشته دور و دراز یک کشور. حافظ فشرده کل تاریخ ایران را در این مجموعهء نسبتاً کم‌حجم جای داده که یکی از عجایب است ... طی این ششصد سال مردم با حافظ زندگی کرده‌اند؛ فال می‌گیرند، آن را با خود به سفر می برند. کتابی است که دائم پهلوی سرشان است و در هر فرصتی چه در شادی و چه در غم آن را باز می‌کنند و غزلی می‌خوانند. ... سّر کار حافظ که این اندازه توانسته است در دل مردم ایران و هر فارسی زبان راه پیدا کند، یکی آن است که دست گذاشته روی موضع دردها ... دومین سّر کار این مرد در بیان اوست ... کلام حافظ به انواع و اقسام شگردها آراسته است. یکی طنز است. طنز خیلی خاص، پنهانی و زیرزمینی و آرام که حرکت می‌کند در سراسر ابیات ... همه چیز را تا لعاب طنز ندهد آرام نمی‌گیرد؛ همراه با تور خاصی که می‌کشد روی کلمات، یعنی ابهام و ایهام و کنایه.»