انتشارات مروارید در سال 1378 کتابی با عنوان «هرمان هسه و شادمانی‌های کوچک» منتشر کرده، که تا سال 89 به چاپ پنجم رسیده است. پریسا رضایی و رضا نجفی مترجمان این اثرند، که ترجمه‌ای روشن و روان از آن پدید آورده‌اند. این کتاب سرشار از نکته‌هایی خردمندانه است،  که خواننده را به تأمل و تفکر دربارهء بسیاری از مباحث بنیادین زندگی فرا می‌خواند. خلاصه‌ای از آنچه در نخستین صفحات آن می‌خوانیم به شرح زیر است: «در زمانهء ما بسی مردمان در کرختی به دور از شادمانی و عشق می زیند. جان‌های لطیف شیوه زندگانی بی‌هنرانه ما را جان‌فرسا و رنج‌آور می‌یابند ... باور من این است که آنچه ما از دست داده‌ایم، شادمانی است: تمنای گونه‌ای زندگی تعالی یافته. ... ارزش نهادن بیش از اندازه بر دقیقه‌ها یعنی شتاب، در مقام مهمترین عامل در شیوه زندگی‌مان ، بی‌گمان خطرناکترین دشمن شادمانی است. ... شعار این است: «هر چه بیشتر، هر چه سریعتر» و آنچه در پی این شعار حاصل می‌شود همواره لذت بیشتر و شادمانی کمتر است... من نیز همانند دیگران نسخه‌ای همگانی برای رهایی از این نابسامانی‌ها نمی‌شناسم. تنها می‌خواهم راه‌حلی کهنه، شخصی و متاسفانه یکسره غیرمدرن را گوشزد کنم: لذت متعادل، لذت مضاعف است؛ و شادمانی‌های کوچک را از دیده دور ندارید. ... در میان این شادمانی‌ها، برتری از آن آنهایی است که پیوند با طبیعت را به گونه‌ای روزانه برایمان شدنی می‌سازد. ... تماشای پهنه‌ای از آسمان، دیوار باغی با شاخه‌های سبز فروریخته از آن، ... بوییدن گلی یا میوه‌ای، گوش دادن به صدای خود و صداهای ناشناس، و شادمانی گوش سپردن پنهانی به گفتگوی کودکان. ترنم یک ملودی یا با سوت نواختن آن نیز از همین مقوله است و هزاران هزار نکتهء خرد و ریز دیگر که انسان می‌تواند با آنها زنجیره‌ای نورانی از لذت‌ای کوچک را در زندگی‌اش ببافد.