برای بچههای سرزمین ما
کارنامه درخشان شورای کتاب کودک به ما ثابت میکند که با دست خالی هم میتوان کتاب مرجع نوشت. آن هم کتاب مرجع ممتازی مثل «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» که نه تنها اطلاعات ارزشمندی در اختیار خواننده قرار میدهد، بلکه چگونه نوشتن و مهارت توصیف را نیز به او میآموزد. نگاهی به فهرست طولانی همکارانی که در تولید این اثر مشارکت دارند نیز بسیار آموزنده است و سرکار خانم توران میرهادی در سخنرانی کوتاه ولی جامع خود به خوبی این موضوع را تبیین کردند. ایشان در گزارش خود از روند تدوین «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» به ما آموختند که چگونه این اثر مرجع محصول تلاش گروهی متشکل از حدود 250 نفر است. نویسندگان و ویراستاران مشتاقی که داوطلبانه در تولید آن مشارکت دارند. ایشان در ادامه اشاره کردند که خوشبختانه جلد چهاردهم فرهنگنامه زیر چاپ است و انشاءالله تا قبل از نمایشگاه کتاب در اردیبهشت 91 منتشر خواهد شد. شاید کمترین کاری که ما کتابداران میتوانیم در پاسخ به این همه تلاش صادقانه انجام دهیم معرفی این اثر ارزشمند به کاربران کتابخانه و تشویق آنان به مطالعه آن باشد.بیگمان «شواری کتاب کودک» نمونه موفقی از نهادهای مردمی (NGO) در حوزههای فرهنگی و اجتماعی است. بدیهی است که دلایل این موفقیت بسیارند و این دلایل را باید از موسسان و همکاران شورا پرسید. اتفاقاً چه خوب است که در تحقیقی مستقل با رویکرد کیفی مولفههای موثر در این زمینه بررسی و مکتوب شود. شاید هم تحقیقی در این زمینه انجام شده که از آن بیخبرم. به هر حال، در کنار همه دلایلی که در این زمینه میتوان برشمرد، بخشی از موفقیت شورا باید ناشی از ماهیت چندوجهی و گستردگی فعالیتهای آن باشد. زیرا، همانطور که در وبگاه شورا به نشانی (http://www.cbc.ir/) آمده است و سرکار خانم نوشآفرین انصاری نیز در گزارش مختصر و مفید خود اشاره کردند، این نهاد از سه بخش اصلی تشکیل شده که عبارتند از: «ادبیات کودک و نوجوان»، «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» و «خانه کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن». بخش نخست این مجموعه جایگاهی است برای نقد و بررسی آثار این حوزه و ارائه بازخوردهای سازنده و سودمند به نویسندگان این آثار. بخش دوم مرکز موفقی برای تولید آثار مرجع است که نمونه بارز آن مجموعه 14 جلدی فرهنگنامه است که تا پایان انتشار آن شاید به 30 جلد برسد. بخش سوم نیز نمونهای از مراکز فرهنگی است که مستقیماً به کار ترویج خواندن و مطالعه میپردازد. در نتیجه در یک ضلع این مثلث مبانی نظری این حوزه بررسی میشود، در ضلعی دیگر محصولات علمی در این عرصه تدوین و تولید میشود و در ضلع سوم نیز الگویی برای اجرای عملی فعالیتهای ترویجی وجود دارد. نکته مهم در ضلع سوم این است که آنچه در زمینه ترویج خواندن و مطالعه صورت میگیرد ریشه در مبانی نظری دارد و خود همچون کارگاهی است که میتواند بازخوردهای واقعی به دو ضلع دیگر ارائه کند. در نهایت هر سه بخش در تقویت و استحکام یکدیگر موثرند و این رویکرد میتواند الگوی بسیار کارآمد و کارسازی برای سایر نهادهای فرهنگی مردمنهاد باشد.