جادوی جدایی
از منظر کتابداری نیز این فیلم به عنوان یک اثر مصداقی از همان یادداشت چند روز پیش اینجانب درباره اهمیت بیشتر «تاثیر» در مقایسه با خود «اثر» و اهمیت پیوندهای هر اثر با آثار دیگر است. بیتردید در آینده تعداد خوانندگان نقد و نظرهایی که درباره این فیلم نوشته شده، اگر بیش از تعداد بینندگان خود فیلم نباشد، کمتر از آن نیست. شاید برخی از رهگذارنی که امروز کنجکاوانه تیترهای درشت روزنامهها را درباره «جدایی» میخواندند، هنوز این فیلم را ندیده باشند. تیترهایی بسیار خلاقانه و پر از اشارات استادانه مثل: «پیوند جدایی با اسکار»، «جدایی از شکست»، «پاداش دشمنی با دروغ»، «شبیه گل به استرالیا»، «جادوی فرهادی» که هر یک اشاره به رخداد و موضوعی مرتبط با این اثر دارد.
گستردگی مطالب برخط نیز درباره این اثر شگفتآور است. جستجوی عنوان فیلم در گیومه در گوگل فقط به زبان فارسی بیش از شش میلیون نتیجه در پی دارد که بخش عمدهای از آن مربوط به سایتهای خبری و وبلاگهای فارسی است؛ و این همان شوری است که عشق به پا میکند.
کمترین پیام این فیلم ارزشمند برایم این است که در هر عرصهای اگر عشق به ماهیت آن کار و باور به درستی آن وجود داشته باشد، تاثیر آن به مراتب فزونتر از آن است که تصور می شود. هر کاری که به درستی و دلسوزانه انجام شود، موثر و زاینده خواهد بود و هر کاری که از سر بی شوقی و دلزدگی باشد، نتیجه موثر و مولدی نیز در پی نخواهد داشت و بی تردید این فیلم در گروه نخست قرار میگیرد.