تغییر نیازهای اطلاع رسانی
مرداد برایم ماه سرشار از سختی بود ولی خدا را شکر که به خیر دارد سپری می شود . چندی بیمارستان و دکتر بودم برای یگانه پسرم و پس از آن خانه چه ارزشی دارد برایم چه قدر نعمت هایم را کم می بینم و چه قدر انسان شکننده است . خدایا به همه بندگان ات لطف و مرحمت دار به خصوص به بیماران
نمی دانید این روزها شاهد چه صحنه هایی بودم :دکتر ها و پرستارهایی که از شدت خستگی حاضر نبودند توضیحی بدهند و تشخیص های نادرست - رسیدگی های با تعلل و...
وابستگان بیمارانی که تشنه اطلاعات بودند و نمی دانستند چه بر سر بیمارشان می اید چه روزی مرخص می شوند چه باید انجام بدهند پشت اطاق عمل سه ساعت بدون بی خبری و وقتی سوال می کنی ؟ دعوا می شنوی و سکوت می کنی و در سکوتت اشک می ریزی زجر می کشی .
اگر روزی تصمیم ساز شوم مطمئن باشید در بیمارستان کیوسک اطلاع رسانی می گذارم و دلجوی تمامی همراهان خسته بیماران می شدم .
باور بفرمایید چه اشکالی دارد همراه بیمار از جزییات وضعیت بیمار با خبر بشوند.
پاره تنم را به پرستارانی سپردم که برخی از آنها حوصله خود را نداشتند و تعداد بیمارانشان به حدی بود که وقتی برای توضیح نداشتند.
نیاز های اطلاع رسانی شهروندی ما به قدری زیاد شده است که کتابداران ( یا هر نام دیگری که به آنها بنامیم ) باید کمک کنند . " جور دیگر باید دید"
مثلا من بعد این مدت کلی اطلاعات در مورد عمل با لاپاراسکوپ پیدا کردم . " تن ات به ناز طبیبان نیازمند مباد "
امیدوارم هیچ کدام از شما و عزیزانتان تلخی سردرگمی و بی اطلاعی و... را تجربه نفرمایید چرا که زخم روح انسان به این زودی مداوا نمی گردد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 9:53 توسط نوش زاد فتوحی
|