تودیع و تشکری دیگر
در زمستان سال 80 مسئولیت فصلنامه کتاب را به عنوان کاری پژوهشی و موظف در کنار معاونت کتابخانه پذیرفتم. در سرمقاله همان شماره با عنوان نیروهای هم سرنوشت نوشتم:
"در نظام های سیاسی اجتماعی ، مطبوعات – به دلیل کارکردهای حیاتی – جایگاهی بس بلند دارد تا به آن درجه که رکن چهارم لقب گرفته است." سپس سه کارکرد اساسی برای مطبوعات بر شمرده شد.1- اطلاع رسانی و آگاهی بخشی آزادانه به شیوه ای که منجر به پدیده "خود حق طلبی "شود 2- بسترسازی مناسب برای تکثرگرایی و "چند صدایی" بودن حوزه تخصصی . توجه نکردن به گوناگونی اندیشه ها مخل رسالت مطبوعات است 3- حفاظت از حقوق شهروندان با گسترش نقد و نقد پذیری. سعی شد تا حد مقدور به آن کارکردها عمل شود. هیچ مقاله ای به علت خط و خطوط مطرح در حوزه کتابداری کنار گذاشته نشد. ملاک گزینش نظرات داوران محترم بود. تلاش کردیم از همه صاحبنظران و نوقلمان استفاده شود. حتی برای نوقلمان بدون آنکه خود بدانند تساهل بیشتری به کار می رفت. نشر بعضی نقدهای تخصصی باعث شد که صاحب اثر نقد شده هنوز بعد از گذشت چندین سال دل از کینه خالی نکرده باشد! البته دلگیری هم ازین کینه ها نداشته ام که در طریقت ما کافری است رنجیدن و بالاخره تلاش جامعه کتابداری و دست اتدرکاران فصلنامه کیفیت کار را به آن حد رساند که طی چند سال این نشریه علمی ترویجی ضریب تاثیرش از بسیاری از نشریات علمی پژوهشی بالاتر شد. عدم تبدیل درجه از ترویجی به پژوهشی هم داستان مفصلی دارد که شاید زمانی به آن بپردازم و بعضی مدارک را ارائه کنم و نشان دهم که در رشته ما چند چهرگی در بین فرزانگان ! بیش از سایران است.
از خرداد سال پیش قبل از آنکه درخواست بازنشستگی کنم چندین باردرخواست کردم تا فرد دیگری را برای مسئولیت فصلنامه برگزینند. ظاهرا این گزینش تا اسفند طول کشیده است و خوشبختانه قرار شده که دکتر رضایی شریف آبادی سردبیر فصلنامه باشند . این گزینش مبارک را به فال نیک گرفته و امیدوارم فصلنامه راه کمال پوید و درخشش بیشتری بیابد. در طی این هشت سالی که مسئولیت این نشریه با من بوده است زحمت اصلی بر دوش همکاران عزیزی بوده است که با تلاش فراوان سعی کرده اند منظم و با کیفیت عمل کنند. سرکار خانم خوش تراش و رضایی نیا در این سال های آخر تلاش زیادی را داشته اند که صمیمانه سپاسگزار آنانم. سرکار خانم دکتر ارجمند، سرکار خانم کمالی فرد،سرکار خانم شادان پور و جناب آقای امیرخانی هریک در دوره ای خاص عهده دار مدیریت داخلی نشریه بوده و تحولات ارزشمندی را پدید آوردند. همیشه خود را قدردان و سپاسگزار این عزیزان می دانم. در هر شماره عوامل بسیاری دخیلند.هیات تحریریه،نویستدگان، ویراستاران ، داوران، حروف چینان، مسئولان انتشارات و... از همه آنان نیز تشکر می کنم. سخن آخرم بیان تجربه ای برای جوان تر هاست: هشت سال سعی شد که فصلنامه با کیفیتی برتر نشر یابدطی این مدت نه تنها دستمزدی دریافت نشد بلکه دریغ از یک خط تشکر و یا حتی انتقاد از مقامات بالاتر. البته همه ما دست اندرکاران فصلنامه خدا را برای این پدیده باید شاکر باشیم. زیرا گاهی تایید نامتخصص از هزار توهین بدتر است و موجب شبهه دار شدن کار متخصصان می شود!. تنها عاملی که انگیزه بخش و مشوق برای ادامه کار با کیفیت بیشتر بود ، بازتاب و تاثیر آن در جامعه کتابداری و اطلاع رسانی کشور بود. باید به نتیجه عمل نگریست تا سپاس نامتخصصان. اگر منتظر نظرات و خوشایندهای آنان باشیم به بیراهه و کجراهه خواهیم رفت و یا دچار ناامیدی خواهیم شد. تنها عشق به خدمت و کار به قول مولانا می تواند کفران را کفایت کند:
|
خنده از لطفت حکایت میکند |
ناله از قهرت شکایت میکند | |
|
این دو پیغام مخالف در جهان |
از یکی دلبر روایت میکند | |
|
غافلی را لطف بفریبد چنان |
قهر نندیشد جنایت میکند | |
|
وان یکی را قهر نومیدی دهد |
یأس کلی را رعایت میکند | |
|
عشق مانند شفیعی مشفقی |
این دو گمره را حمایت میکند | |
|
شکرها داریم زین عشق ای خدا |
لطفهای بینهایت میکند | |
|
هر چه ما در شکر تقصیری کنیم |
عشق کفران را کفایت میکند | |
|
کوثر است این عشق یا آب حیات |
عمر را بیحد و غایت میکند | |
|
در میان مجرم و حق چون رسول |
بس دوادو بس سعایت میکند | |
|
بس کن آیت آیت این را برمخوان |
عشق خود تفسیر آیت میکند |