جامعه و تقسیم موقعیت ها بین زنان و مردان
چندی پیش در مجلس بحث وزرای زن مطرح شد. چیزی که به نظر از امور قابل بحث و بررسی است. این جا نمی خواهم جنبه های سیاسی قضیه را مطرح کنم بلکه آنچه مورد توجه قرار می دهم این است که به واقع آیا می توان تقسیم بندی فرصت ها و شرایط گوناگون اجتماعی، سیاسی، لشکری و غیره را با توجه به دو معیار جمعیت و سطح تحصیلات و فارغ از ویژگی های روحی و جسمی دو جنس مختلف بین آن ها انجام داد.
هرچند خارج شدن از پوسته ی جنسیتی برای قضاوت منصفانه و منطقی در این باب، امری به غایت دشوار می نماید لیکن بر تمام دوستان فرض است که این جهاد علمی را به جان بخرند و آن گاه نظراتشان را در اختیار دیگران قرار دهند.
راستش من معتقدم زن و مرد ویژگی هایی دارند که هر یک را برای انجام امور خاصی که در خلقت آن ها پیش بینی شده مهیا می سازد. البته اشتراکات آن ها در مقام انسانیت بی شک بیش از تفاوت هایشان است اما غفلت از این تفاوت ها برای واسپاری نقش های گوناگون، لطمات جبران ناپذیری را به بنیان اساسی خانواده زده و خواهد زد. به شدت با دیدگاه سنتی مخالفم اما نگاه مدرن و پست مدرن بشر لیبرال امروزی را نمی پذیرم.
تنها به طرح یک سوال اساسی برای تفکر بیشتر بسنده می کنم. آیا عدم تجانس تحصیلات، تعداد، مشاغل و درآمد برای دو جنس زن و مرد و به عبارت بهتر دختر و پسر، آن هم با توجه به نقش ذاتی که نقاش هستی برای هر یک در این تابلوی زیبا و موزون در نظر گرفته است، در بلند مدت تعادل اجتماعی را خدشه دار نمی سازد؟