يار مهربان بيست و دوم هم رفت
**********
يار مهربان بيست و دوم هم رفت
صبح يك جمعه دلگير دلم گفت چرا خانه نشستي؟ كتابي بخر اي دوست
بار ديگر پرنده خوب خوشبختي بر ديوارهاي مصلاي تهران بوسه زد و.............
سلام بر تعهد قلم بر قلب سفيد كاغذ.
سلام بر يك چشم بر هم زدن پارسال نه.
سلام بر امسال
سلام بر مترو
سلام بر صبح
سلام بر جنب و جوش اهالي كتاب
سلام بر قدمهاي مردم شهر
سلام برنمايشگاه كتاب
سلام بر عطر خوش كاغذ
سلام بر ضرباهنگ آرام ورق هاي كتاب
سلام بر كتابهاي ايستاده در قفسه
سلام بر لبخند كودك ده ساله شهر
سلام برچهار پر يك فرفره رنگي
سلام بر ضرباهنگ هيجاني ده روزه
سلام بر ظهر
سلام بر گرما
سلام بر خستگي يك كودك در آغوش مادر
سلام بر تراژدي ده پلك بر هم زدن شب
سلام بر بازار مكاره ساندويچي ها
سلام بر ميهمانان غير وطني
سلام بر كتابهاي خيلي قشنگ خارجي
سلام بر رقص پرچم بر بالاي پله ها
سلام بر smsهاي نا تمام
درود بر Bluetoothهاي بي قرار
سلام بر چند اشناي قديمي در راهروي شبستان
سلام بر ازدهام نگاه ها
سلام بردرنگي بر جلد كتاب
سلام بر آب معدني هاي واژگون در يخ
سلام بر بستني هاي ولرم
سلام بر ترافيك قدمها
سلام بر نگاه تونلي من در راهروي 22
سلام بر باران
سلام بر لبخند
درود بر عكسهاي يادگاري
درود بر طنين "صداي كتابداري"
درود بر غروب خورشيد
درود بر مردمي ترين جشنواره ايراني
درود برشب
درود بر پلكهاي شب
درود بر كارنامه قابل قبول 22از 20
عصر يك جمعه دلگير دلم گفت : بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد و بگويد كه چرا گل به گلستان نرسيده است
فالي گرفته ام وسلامي شنيده ام كتابي كه خريدي مبارك بادت
كتابي ورق خورد
خدا حافظ اي پرپر كاغذي.....
بهزاد هجير
26/2/88