هیاهو برای هیچ
"... نکته دیگر و مهم آن بود که با توجه به تمایل بخش بزرگی از جامعه کتابداری که شواهد آن در مقالات و در همایشها و میزگردها قابل مشاهده است و نیز به پیشنهاد این جانب و انجمن، قرار شد نام جدیدی برای رشته انتخاب شود." ... "نامهای پیشنهادی ما به صورت زیر است. شما می توانید نظر خود را در باره این سه نام با مشخص کردن اولویت خود و نیز نام دیگری که پیشنهاد می کنید به گروه بحث ارائه دهید تا پس از جمع بندی به کمیته برنامه ریزی اعلام کنیم."
در پايان نيز 3 گزينه به شرح زير مطرح شده است:
- مدیریت اطلاعات و علوم کتابداری
- علوم کتابداری و مدیریت اطلاعات
- علوم اطلاعات و کتابداری
اين پيام با واكنش گسترده اي (به ويژه از سوي دانشجويان) مواجه شد و در اندك زماني تعداد نظرها در اين خصوص از مرز 100 نظر فراتر رفت كه بايد آن را يك ركورد در اين زمينه به حساب آورد. اظهارنظرها در مورد تغيير نام رشته متنوع و بعضا با نام هاي مستعار است. پس از چند روز در همان وبلاگ فرمي براي نظرسنجي در اين مورد ارائه شد كه هنوز در باره نتيجه آن خبري منتشر نشده است.
در باره اين موضوع نكاتي وجود دارد كه مي توان آن ها را به 2 بخش مسائل شكلي و محتوايي به شرح زير تقسيم نمود:
1. از متن پيام چنين بر مي آيد كه "قرار شده است نام جديدي براي رشته انتخاب شود". پرسش در مورد ماهيت اين "قرار" است. آيا اين قرار را بايد به منزله تصميم اين كميته به حساب آورد؟ يا تنها جنبه پيشنهادي و مشورتي دارد؟ تا جايي كه اينجانب اطلاع دارد اين كميته يك نهاد رسمي و وابسته به دفتر گسترش آموزش عالي و برنامهريزي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است كه از آذر ماه سال 86 شروع به فعاليت كرده است. شايسته است دوستاني كه از وظايف و اختيارهاي اين كميته اطلاع دارند در مورد تصميم ساز بودن يا تصميم گير بودن اين كميته توضيحي به همكاران بدهند.
2. اين كه آقاي فتاحي مي گويند "نام هاي پيشنهادي ما به صورت زير است"، لطف كنند و منظورشان را از ضمير "ما" روشن كنند. آيا منظور از "ما" اعضاي كميته است؟
3. نظرخواهي از جانب كيست و مرجع صدور آن كيست؟ کمیته برنامه ریزی کتابداری و اطلاع رسانی؟ آقاي فتاحي به عنوان رئيس انجمن؟ آقاي فتاحي به عنوان يكي از اعضاء كميته؟ آقاي فتاحي به عنوان يك شخص؟ انجمن كتابداري و اطلاع رساني؟ همه اين موارد از پيام ياد شده استنباط مي شود. بديهي است مرجع اين نظرخواهي هريك از افراد ياد شده باشد قضيه متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال اگر اين نظرخواهي از جانب كميته يا انجمن كه نهادهاي رسمي هستند صورت گرفته باشد با توجه به اين كه چنين شيوه اي براي نظرخواهي و مجراي آن مناسب نبوده و اعتبار و سنديت ندارد طبعا محل اشكال است.
4. همانگونه كه مبناي "قرار" ياد شده براي تغيير نام رشته يعني "تمایل بخش بزرگی از جامعه کتابداری که شواهد آن در مقالات و در همایشها و میزگردها قابل مشاهده است" سست، نامعتبر و غيرقابل استناد است، نتايج اين نظرخواهي نيز غيرقابل استناد و اتكا خواهد بود. يعني چه به واسطه فرم طراحي شده موجود در وبلاگ و چه از طريق "كامنت"هاي گذاشته شده، نمي توان هيچ نتيجه اي را اعم از تمايل يا عدم تمايل به تغيير نام يا نام انتخابي، به عنوان "جمع بندی" به کمیته برنامه ریزی اعلام كرد. اين اقدام دوستان ( به بحث گذاشتن موضوع از طريق وبلاگ) اقدامي است بسيار پسنديده و آموزنده. به هر حال از اين طريق مي توان با بخشي از نقطه نظرها و نوع نگاه ها آشنا شد، اما ارزش اين اقدام در همين حد است و نه بيشتر. موضوع نظرخواهي مقوله اي است كاملا جدا كه راهكارهاي علمي و شناخته شده خاص خود را دارد و مطمئنا آقاي فتاحي و همه عزيزان عضو كميته كاملا به اين راهكارها آگاهي و تسلط دارند. جان كلام اين كه اگر اين كميته چنين اختياري دارد كه نام رشته را تغيير دهد، تصميم با خودش است. اين مورد هم مي رود بغل دست خيلي از تصميم هاي بي حساب و كتابي كه صبح تا شب در اين مملكت گرفته و اجرا مي شود. ولي اگر كميته نمي خواهد متهم شود به رياكاري و اين تلقي به وجود آيد كه قصد دارند تصميم فردي خود را در پوشش تصميم گيري "جمع" و مبتني بر فرايندهاي دموكراتيك به پيش ببرند، اين نوع نظرخواهي راهش نيست.
5. در مورد نظرهاي گوناگون در مورد تغيير نام رشته نيز مي توان همچنان بحث كرد. به نظر من تقسيم بندي افراد به موافقان و مخالفان تغيير نام رشته شايد خيلي تقسيم بندي دقيقي نباشد. بحث راجع به ضرورت تغيير نام، انگيزه هاي آن و هزينه – فايده اين تغيير است. بديهي است در اين مورد كساني كه فكر مي كنند اين نام بايد تغيير كند بيشتر از كساني كه به چنين ضرورتي نرسيده اند، محتاج دليل آوري و اقناع كردن هستند. اصل بر وجود آن چيزي است كه هست. قائلان به ضرورت تغيير نام بايد استدلال كنند كه چگونه به چنين ضرورتي رسيده اند. زيرا تغيير نام به خودي خود داراي تبعات منفي و هزينه زاست ( مثل تغيير پلاك منازل كه بدبختي به بار آورده! و تغيير نام بعضي از خيابان ها و كوچه ها كه بعد از 30 سال برخي از آن ها هنوز موجب سردرگمي است). بديهي است در اين امر خطير نمي توان به دليل هايي مثل اين كه "خجالت مي كشم بگويم در دانشگاه چه مي خوانم"، "نمي توانم توضيح بدهم كارم در مورد چيست"، " در آينده شغل كتابداري از بين مي رود بنابراين براي پيشگيري از خطر بيكاري در اينده بايد نام رشته را عوض كرد!!!"، " اين نام بيانگر فعاليت هاي ما نيست" ( كلي گويي!)، " از اين اسم بيزارم"، " مهندسی مدیریت اطلاعات و فناوری بسی مایه مباهات و افتخار کلیه همکاران ..." استناد كرد. به قول يكي از دوستان حالا كتابداري و اطلاع رساني خجالت برانگيز نه، همان مهندسي مديريت فناوري فلان. وقتي ازت بپرسند يعني چكار مي كني چه مي گويي؟ فهرستنويسي، رده بندي، كتاب امانت دادن، البته بعضي اوقات صحافي هم مي كنيم.
انجمن كتابداري امريكا بيش از 130 سال است با اين نام فعاليت مي كند، جالب است حتي از واژه اطلاعات هم در نام خود استفاده نكرده اگر چه به گروه هاي كتابداري دانشگاهي تاكيد كرده ( از سال 1992) علم اطلاعات را به عنوان يك موضوع در درس هاي خود و در عنوان رشته بگنجانند، از جامعه اطلاعاتي هم فراتر رفته اند، خجالت نمي كشد. (غيرت ندارند!). آن ها نمي گويند اين نام بيانگر فعاليت ما نيست. عجيب است كه انگليسي ها و كانادايي ها و استراليايي ها هم مشكلي با اين اسم ندارند.