"علم برای علم" یا "علم برای عمل"
یافتن، امری است که در وجود بشر نهفته است. همین حس خداداد انسان را طی قرون متمادی به سمت کشف ناشناخته ها و ایجاد ابداعات رهنمون شد و به مرور بر این پیشرفت ها و راهکارهای آن نام علم را نهادند. به بیان دیگر نیازهای گوناگون زندگی باعث شد بشر به چیزهای نویی دست بیابد و برای رشد و توسعه ی آن ها تلاش کند.
اما متاسفانه در کشور ما روندی به وجود آمده است که گویی به کل هدف اصلی علم به فراموشی سپرده شده است. مثلاْ می گویند ما در سال فلان مقدار مقاله ی شیمی در ISI داشته ایم، در حالی که هنوز از بزرگترین وارد کنندگان لوازم بهداشتی و آرایشی هستیم و تازه محصولات خودمان هم کیفیت نامطلوبی دارند. یا می گویند در خاور میانه تولید علم پزشکی ما در رتبه ی دوم قرار گرفته در حالی که از نظر شاخص درمانی و پزشکی ظاهراْ در رده ۱۳۲جهان قرار داریم. با این مقدمه سوالی به ذهن متبادر می شود: این علم تولید شده به چه دردی می خورد؟
در کتابداری خودمان هم که وضع روشن است. حجم عظیمی از پایان نامه ها، مقالات و سایر مطالب علمی هر روز و ماه و سال منتشر یا به عبارت دیگر تولید می شود اما چه فایده. پایان نامه ها هر چند هم که روی آن ها کار شده باشد در نهایت زینت بخش قفسه های کتابخانه یا مدرکی برای روز مباداست و مقالات هم تنها به کار چهره کردن افراد گمنام، کسب شرایط مورد نیاز و در برخی موارد تحصیل درآمدی ناچیز کمک می کند.
این همه تلاش و دود چراغ خوردن محققان و پژوهشگرانی که با هزار زحمت ذره ای به علم و دانش این مرز و بوم افزوده اند به همین چیزها متوقف می شود. کسی نیست که بگوید آقای کتابداری که فلان مقاله را نوشته ای یا فلان مطلب را فهمیده ای، از آنچه شما ارائه داده اید چه استفاده ای می توان برد. و تاسف انگیزتر دیدن آن هایی است که تمام هنر و افتخارشان داشتن فلان قدر مقاله در بهمان جاهاست (ISI mans). گویی برای خود آن ها هم نفس تولید علم ارزشمند است، صرف نظر از اینکه محصول آن ها گرهی از کاری می گشاید یا نه.
به هر صورت بد نیست کمی بیشتر به این مساله مهم توجه شود. باید برنامه ها طوری باشد که اگر علمی تولید می شود سودی هم داشته باشد و گر نه می شویم مصداق همان مثل که می گوید "آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچی". مگر تفاوت ما با غرب توسعه یافته در چیست؟ در همین مسایل به ظاهر ریز و نادیدنی!
بی شک این ایراد نخست به سیاستگذاران و مدیران بازمی گردد ولی این مجوزی نیست تا ما هم دست روی دست بگذاریم و تماشا کنیم. الحمدلله این همه کتابدار و گروه های مختلف کتابداری در کشور وجود دارد. در ضمن کم نیستند مدیرانی که خود از کتابداران هستند. باید حرکت کرد. باور کنیم تولید علمی که به عمل منجر نشود فایده ندارد که هیچ ضرر هم دارد. ضررش حیف و میل سرمایه و وقت کسانی است که در راستای آن تلاش کرده اند. امیدوارم هر چه زود تر به جایی برسیم که به مجرد انتشار یک مقاله، دست کم در حوزه ی تخصصی خودمان، اثر آن را شاهد باشیم.
" به عمل کار برآید به سخندانی نیست"