مديريت در انگليس و ايران
4. در انگلستان اگر کسي از کار برکنار بشود، عذرخواهي ميکند و حتي ممکن است محاکمه شود. در ايران بعد از برکناري، طي مراسم باشکوهي از فرد تقدير شده و وي را به مديريت جاي ديگري ميگمارند.
5. در انگلستان مديران يک اداره کارشان را به صورت گروهي انجام ميدهند، اما مستقل از هم استخدام شده يا برکنار ميشوند.اما در ايران افراد به صورت گروهي از يک اداره به اداره ديگر جا به جا ميشوند، ولي در حين کار هيچ نوع هماهنگي ندارند.
6. در انگلستان براي استخدام يک رئيس دانشگاه، مثل بقيه مشاغل، در روزنامهها آگهي چاپ ميکنند، از بين درخواستهاي رسيده با برخي مصاحبه ميکنند و سرانجام يکي را انتخاب ميکنند. در ايران، براي انتخاب رئيس به افراد مورد نظر تلفن ميکنند!
7. در انگلستان معمولا زمان پايان کار يک رئيس و شروع کار نفر بعدي از ماهها قبل مشخص است. در ايران، يک رئيس ممکن است خبر برکنارياش را همان روز بشنود!
8. در انگلستان، همه ميدانند درآمد قانوني يک رئيس دانشگاه زياد است، ولي در ايران مديران و روسا انسانهاي سادهزيستي هستند که درآمدشان به کسي ربطي ندارد.
9. در انگلستان، شما استاد و رئيس دانشکده را به اسم کوچک صدا ميزنيد، در ايران استاد را با لقبهايش صدا ميزنيد و رئيس را صدا نميزنيد، چون به شما وقت ملاقات نميدهد.
10. در انگلستان سابقه کار کافي براي تصدي يک مقام لازم است، در ايران مورد اعتماد بودن کفايت ميکند.
1۱. در انگلستان، همه ميدانند درآمد قانوني يک رئيس دانشگاه زياد است، ولي در ايران مديران و روسا انسانهاي سادهزيستي هستند که درآمدشان به کسي ربطي ندارد.
۱۲. در انگلستان، شما استاد و رئيس دانشکده را به اسم کوچک صدا ميزنيد، در ايران استاد را با لقبهايش صدا ميزنيد و رئيس را صدا نميزنيد، چون به شما وقت ملاقات نميدهد.
۱3. در انگلستان سابقه کار کافي براي تصدي يک مقام لازم است، در ايران مورد اعتماد بودن کفايت ميکند.
برگرفته از ایمیل ارسالی یکی از دوستان