هر که را افزون خبر جانش فزون
پس فزون از جان ما جان ملک کو منزه شد ز حس مشترک
وز ملک جان خداوندان دل باشد افزون تو تحیر را بهل
زان سبب آدم بود مسجودشان جان او افزونتر است از بودشان
کی پسندد لطف و عدل کردگار که گلی سجده کند در پیش خار
مرغ و ماهی و پری و آدمی زانکه او بیش است و ایشان درکمی
قیمت همیان و کیسه از زر است بی ز زر همیان و کیسه ابتر است
همچنان که قدر تن از جان بود قدر جان از پرتو جانان بود
آن چنانکه پرتو جان بر تن است پرتو جانان برین جان من است
جان جان چون واکشد بازار جان جان چنان گردد که گردد تن بدان
جان چو افزون شد گذشت از انتها شد مطیعش جان جمله چیزها
جان که باشد با خبر از خیر و شر شاد از احسان و گریان از ضرر
چون سر و ماهیت جان مخبر است هرکه او آگاهتر ، با جانتراست
روح را تأثیر آگاهی بود هر که را این بیش اللهی بود
اقتضای جان چو این دل آگهی است هرکه آگه تر بود جانش قویست
خود جهان جان سراسر آگهی است هر که بی دانش بود از جان تهی است
البته درمتون مختلف مصرع اول این ابیات را به شکلهای مختلف می توان دید که مطمئن نیستم معتبرترین کدام است. مثلاٌ : چون نباشد جز خبر در آزمون ...، جان چه باشد جز خبر از آزمون و یکی دو مورد دیگر. به نظر شما بهترین نسخه کدام است؟