مطلبی در اینتر نت  خواندم که برایتان می گذارم تا بخوانید و فکر کنید

يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم شامل یک قایق با  8 نفر سرنشین بود ...
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...

مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...

بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن  7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان

و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!

بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند  : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !

از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان 2 نفر يه عنوان مدير  ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !

 در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز شد ...!

بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع  پاروزن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
ضمنا از 4 كاپيتان و 2 مدير و 1 مدير ارشد به علت استعداد و تلاش هاى فراوانشان قدردانى مى كنند.

در حال حاضر تيم ايران در حال طراحى يك قايق جديد است

آیا حاضرید پارو زن قایق کتابداری باشید؟