شیرازه - دو
همهمه را می شود به خوبی احساس کرد. گویا خبری در راه است!.
او مرتب در رفت و آمد است. هیجان دارد، خوشحال است و در عین حال نگرانی را در ته چهره اش می تواند دید. مرتب جلسه، صحبت، بحث، ... با نویسندگان، با بچه های فنی، با مسول وب سایت و البته با دکتر.
سردبیر را می گویم. همانی که شیرازه را به اسم او می شناسیم. او همچنان پرتلاش است و امیدوار به "ایجادی" دیگر.
تلفن ها به صدا در می آیند. آخرین صحبت ها رد و بدل می شود و آخرین اصلاحات انجام می شود.
مطالب به سرعت خوانده و ویرایش می شوند. مبادا، کلمه ای در شان باشد یا نباشد! خارج از عرف باشد یا نباشد! جا افتاده باشد با نباشد! کم باشد یا نباشد! گزنده باشد یا نباشد! ...
همه در تب و تابند. چه، امروز، تلاشی به ثمر رسیده و نتیجه خواهد داد.
آخرین اصلاحات انجام شده و کلید اینتر زده می شود و "شیرازه دو" متولد می شود. حالا همه دنیا می توانند حاصل کار را ببینند. حاصل اقلا دو ماه کارِ بی وقفه دوستانِ تحریریه، فنی و سردبیر پرتلاش و البته استاد بزرگ.
او مرتب در رفت و آمد است. هیجان دارد، خوشحال است و در عین حال نگرانی را در ته چهره اش می تواند دید. مرتب جلسه، صحبت، بحث، ... با نویسندگان، با بچه های فنی، با مسول وب سایت و البته با دکتر.
سردبیر را می گویم. همانی که شیرازه را به اسم او می شناسیم. او همچنان پرتلاش است و امیدوار به "ایجادی" دیگر.
تلفن ها به صدا در می آیند. آخرین صحبت ها رد و بدل می شود و آخرین اصلاحات انجام می شود.
مطالب به سرعت خوانده و ویرایش می شوند. مبادا، کلمه ای در شان باشد یا نباشد! خارج از عرف باشد یا نباشد! جا افتاده باشد با نباشد! کم باشد یا نباشد! گزنده باشد یا نباشد! ...
همه در تب و تابند. چه، امروز، تلاشی به ثمر رسیده و نتیجه خواهد داد.
آخرین اصلاحات انجام شده و کلید اینتر زده می شود و "شیرازه دو" متولد می شود. حالا همه دنیا می توانند حاصل کار را ببینند. حاصل اقلا دو ماه کارِ بی وقفه دوستانِ تحریریه، فنی و سردبیر پرتلاش و البته استاد بزرگ.
روز، آخرین ثانیه هایش را سپری می کند. دیگر، هیچ کسی نایِ حرف زدن ندارد. البته حرفی هم برای گفتن نمانده، حرفها، همه زده شده است.
کیف ها را برداشته و می روند.
به چهره دوستان که نگاه می کنم، نگرانی شان را کمی بیشتر از خوشحالی شان می بینم.
مبادا چیزی جامانده باشد، مبادا باز ! حرفهایی زده شود، مبادا خستگی بر تنشان بماند ...
فنی هامان هم، سنگ تمام گذاشته اند، علیرغم آنکه مطلبی از آنها منتشر نشده اما حرف های زیادی برای گفتن دارند. از خودشان می پرسم، معتقدند که حرفهایشان را زده و در پس زمینه تک تکِ مطالب نشریه، تلاش آنها پیدا و البته پنهان است ...
به دوستان نویسنده ام غبطه می خورم که حالا سهمشان از دنیا بیشتر شده است.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 23:40 توسط فریبرز خسروی
|