گپ كوتاه و دور از تريبون خانم انصاري با دانشجويان و پرس و جو از دانشگاه محل تحصيل اين شكوفه‌ها و حال و احوال از اساتيد آنها. ... بچه‌ها نام هر استادي را مي‌آورند، خانم انصاري خاطره‌اي کوتاه از آنها مي‌گفت و اشاره مي‌كرد كه در فلان دوره، دانشجويش بوده‌اند؛ با فروتني كامل مي‌گفت كه فلاني زماني دانشجوي من بوده است ولي الان كه همكار بنده است حكم استاد مرا دارد و من در كنارش كار ياد مي‌گيرم. ... به صحبت‌هاي ايشان كه گوش مي‌كردم، ياد استادم دكتر دياني افتادم كه مي‌گفت به خاطر علاقه‌ام به استادم، خانم نوش‌آفرين انصاري، اسم دخترم را نوشين گذاشتم؛ الحق كه شايسته اين تقدير هم هستند.

بيان خاطرات آقاي حافظيان با لهجه مشهدي‌، مرور فعاليت‌هايش در كتابخانه‌هاي مختلف با پست‌ها و سمت‌هاي مختلف و همه به قول خودش در قالب نام كتابدار و در خدمت كتاب؛ ... و اكنون به عنوان يك كتابدار بازنشسته (ورجسته)، به گونه‌اي ديگر مسئوليت كتابدارانه خود را اجرا مي‌كند و به قول فرنگي‌ها حكم ميسيونر (مبلًغ) كتاب و كتابداري را در دست گرفته است. ... برای هر دوی این عزیزان آرزوی سلامتی و بهروزی دارم!

الحق كه بايد به دست‌اندركاران راه‌اندازي چنين برنامه‌اي آفرين و خسته نباشيد گفت. بر و بچه‌هاي ادكا كه به‌نظر مي‌رسيد بار اصلي برنامه بر دوششان بود: خانم پاكدامن با صحبت‌هاي شيرين و جالبشان درباره رشته كتابداري و راهكارهايي كه براي وفاق با رشته پيشنهاد داد و آقاي غلامي با اجراي خوبش و مطالب مفیدی كه ارائه كرد. فهرست نشريات دانشجويي و وبلاگ‌هايي كه ايشان ارائه كرد خيلي جالب بود. با وجود اين همه نشريه دانشجويي فكر مي‌كنم دانشجويان كتابداري، محمل‌هاي خوبي براي دستگرمي و آغاز تحقيق و پ‍ژوهش خواهند داشت. جا دارد از همكاران انجمن علمي كتابداري و اطلاع‌رساني كه در كنار دوستان ادكايي زحمت كشيدند و روابط عمومي كتابخانه ملي كه سالن در اختيار اين برنامه گذاشته است، تشكر و قدرداني كرد.

(البته بنده تا ساعت 5 بعد از ظهر در جلسه بودم و از بقيه برنامه اطلاع ندارم.)