(دكتر محمود بهزاد، در مصاحبه با روزنامه شرق، دوشنبه< 25 تير 1386، ص. 21)

... ولي آقاي دکتر يکي از ويژگي هاي کتاب هاي شما نوشتن مطالب پيچيده علمي به زبان ساده است. چطور به اين زبان ساده و درست رسيديد؟

براي پاسخ به اين سوال بايد خاطره اي را از دوستي تعريف کنم که بسيار مديون آن هستم و بزرگترين درس را براي ساده نويسي او به من داد. آقاي عبدالعلي طاعتي ناشر کتابفروشي اي بود که من بعدازظهرها پيشش مي رفتم. او هم نويسنده و هم شاعر بود. «داروين چه مي گويد؟» اولين کتابي بود که نوشتم. وقتي آماده چاپ شد به او دادم که نگاهي بيندازد. بعد از خواندن پاراگراف اول نگاهي به من انداخت و باز دوباره آن را خواند. بار ديگر به من نگاه کرد و گفت؛ «چه مي خواهي بگويي؟» شفاهي به او گفتم. گفت همين را بنويس. نوشتم. بعد گفت همين را لفظ قلم بنويس. نوشتم. گفت؛ «حالا آنها را با هم مقايسه کن.» ديدم چه تفاوت وحشتناکي دارد.
من آنجا مطلب ننوشته بودم، اظهار فضل کرده بودم. طاعتي گفت؛ «هر وقت مي خواهي چيزي بنويسي فکر کن که کسي جلوي تو نشسته است و داري با او حرف مي زني. چون انسان وقتي با ديگري حرف مي زند. خيلي راحت جمله ها را مي گويد.» از آن روز به بعد من ساده نويسي را آموختم و به خيلي ها ياد دادم،