بسمه تعالي

زماني كه جلد اول دايره المعارف كتابداري منتشر شد، فرصت بيشتري نسبت به امروز داشتم و نقدي را بر آن در فصلنامه كتاب نوشتم. تورقي در جلد دوم نشان مي دهد كه اين جلد نيز همان ايراد اساسي جلد نخست را دارد :

همسنگ نبودن مقالات در حوزه هاي مختلف . به عبارت دقيق تر، مداخل مرتبط با حوزه هاي تاريخ كتابداري

و موضوعاتي نظير نسخه هاي خطي ، ضعيف تر از مقالات حوزه اطلاع رساني و كتابداري مدرن است.

دليل آن را هم از زمينه هاي كاري و تخصصي  سرويراستار محترم  مي توان فهميد. البته مشاوران علمي در اينجا چه نقشي دارند ، معلوم نيست.

در زير به صورت فهرست وار برخي از ايرادات را به ترتيب الفباي مداخل ذكر مي كنم :

1 - سر عنوان هاي موضوعي فارسي : شيوه نگارش مقاله ، داستان گونه است و مناسبتي با دايره المعارف ندارد.

به اين عبارت توجه كنيد : پنجاه سال پيش اگر سرعنوان موضوعي داشتيم ، طياره و… را بر مي گزيديم

2 – سرگذشتنامه هاي ايراني و اسلامي : زندگينامه علمي دانشوران را در دو جزوه دانسته در حالي كه سالهاست جلد سوم آن منتشر شده كه بر مبناي جزوه ، دوازده عدد مي شود.

3- فرهنگ هاي اردو : حجم مقاله از فرهنگ هاي عربي بيشتر است . منطقي است ؟

4- فرهنگ هاي عربي : چند سالي است كه فرهنگ عربي به فارسي معاصر ، ترجمه دكتر آذرنوش ، به عنوان بهترين و پركاربردترين فرهنگ عربي به فارسي مطرح است كه در اين مقاله نامي از آن به ميان نيامده است.

 5- فهرستنويسي نسخه هاي خطي : نويسنده مقاله ، مجلدات اخير فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه ملي را از بهترين نمونه ها مي داند ، آن هم به استناد مطلبي در نشريه داخلي كتابخانه مجلس كه تخصص نويسنده مطلب در حوزه نشريات است و نه نسخه هاي خطي.

6- فيلم : نامي از روش روسو در طبقه بندي نيامده است .

7- فيلمخانه ملي ايران : نام اين مركز با نام بنيانگذار آن ، فرخ غفاري ، پيوند خورده است كه اتفاقا سال پيش درگدشت. در اين مدخل هيچ نامي از او برده نشده است.

8 – قم ، كتابخانه هاي : در مقاله طوري از كتابخانه دارالتبليغ صحبت شده كه گويي نويسنده محترم 30 سال پيش مطلب را نوشته است. اشاره اي هم به دفتر تبليغات اسلامي نشده است.

9 – كتابخانه ملي تركيه : " كتابخانه از طريق خط اجاره اي به اينترنت وصل است" واقعا ارزش اطلاعاتي بسياري دارد !

10-  كتابخانه هاي سلطنتي : تاريخ تولد بايسنغر را 802 ق. ذكر كرده در حالي كه در جلد اول و در مدخل مستقلي كه به نام وي است ، تاريخ 799 ق. آمده است .

11 -  كتابخانه هاي كهن جهان اسلام : در مورد كتابخانه هاي هند به " كتابخانه سلطنتي پادشاهان تيموري ، گوركاني و يا بابري " اشاره شده است . در حالي كه هر سه به يك معناست.

در همين مدخل به كتابخانه هاي پيرمحمد و خليل سلطان ، دو شاهزاده تيموري ، به عنوان كتابخانه هاي مهم سده هاي مياني اشاره شده  كه متون تاريخي قرن نهم فاقد چنين مطلبي است .

12- كتس ، ويليام اي : در فهرست مآخذ ، دو جا از محل يا دانشگاهي بانام Albang  ياد شده است . اگر كسي آدرس اين مكان را مي داند ، بگويد (در Google Earth كه چيزي يافت نشد).

13-  مصر ، كتابخانه هاي : يكي از نويسندگان با عنوان محمد ام. امان ذكر شده . براي اسم عربي ،  ام. چه معنايي دارد ؟

14- مفتاح السعاده : " به اقلام ... به چاپ اول رسيده " يعني چه ؟

در همين مدخل عبارت " ظاهرا جديدترين چاپ " به كار رفته . آيا در يك دايره المعارف و آن هم در مورد يك واقعيت مشخص (چاپ يك كتاب) "ظاهرا" واژه مناسبي است ؟

15- هندوستان ، كتابخانه هاي : به رغم كتابخانه هاي باشكوه گوركانيان هند ، هيچ نامي از آن به ميان نيامده است . به نظر اينجانب ، اين توجيه كه مقاله ترجمه اي است ، قابل قبول نيست . بايد مداخلي كه با فرهنگ و تاريخ ما مرتبط است را تاليف و يا دست كم بازنويسي كرد.

در پايان ذكري هم از نمايه كتاب شود . بديهي است در دايره المعارف كتابداري بايد نمايه اي وجود داشته باشد كه الگويي براي ساير آثار باشد . بسياري از اسامي و اعلام كه در متن آمده ، در نمايه نيست و يا ارجاع به شماره صفحه اشتباه دارد.