6 سیگما
آیا تا به حال چیزی راجع به شش سیگما شنیده اید? ارتباط آن با رشته ما جالب است. طرح آن خالی از فایده نیست.
شش سیگما ، مانند برخی مباحث مدیریتی دیگر که بکارگیری آن در غنای مباحث نظری مدیریت کتابخانه ها مفید بوده است ، یکی از متداول ترین رویکردهای ارتقای کیفیت، کاهش ضایعات و کسب درآمد در یک سازمان محسوب می شود. در شش سیگما با طی کردن چرخه ای متشکل از مراحل تعریف، اندازه گیری، تحلیل، بهبود و کنترل می توان مسائل و مشکلات را به طور ساختار یافته ای حل کرد. نتیجه گرایی و مدت زمان محدود برای اتمام پروژه های بهبود از ویژگی های بارز این رویکرد محسوب می شود.
نخستین اصل در شش سیگما افزایش رضایت مشتری است. اصل بعدی آن کاهش زمان انجام فعالیت ها و کاهش تعداد نقص هاست. شش سیگما در عین اندازه گیری و تحلیل فرایندهای یک سازمان، برنامه ای است که با تعالی سازمان و مشتری گرایی و بهبود فرایندها، سعی در موفقیت امور یک سازمان دارد.
از نگاه آماری رسیدن به هدف شش سیگما به معنی آن است که محصولات یا خدمات تقریبا بدون نقص باشد.
یکی از مطالبی که در شش سیگما مطرح می شود آن است که:
یک مشتری ناراضی حتی اگر با مسئله ای هم که خیلی جدی نیست مواجه شود، آن را برای بیش از ده نفر بیان می کند. همان مشتری در صورتی که مشکلش حل شود آن را برای 5 نفر تعریف می کند!!!