«كتاب حاضر ... فهرستي است به ترتيب الفبايي از غلط‌هاي رايج در نوشته‌هاي امروز، اعم از غلط‌هاي املايي و انشايي، و استعمال نادرست واژه‌ها، از جمله واژه‌هاي مأخوذ از زبان‌هاي خارجي، و نيز اشتباهات صرفي و نحوي به‌خصوص آنچه به‌نام گرته‌برداري معروف است، يعني ترجمة لفظ به لفظ اصطلاحات و تركيبات خارجي كه عمدتاً در سال‌هاي اخير بر اثر شتابزدگي خبرگزاري‌ها و سهل‌انگاري مترجمان و نارسايي‌ زبان دانشجويان از فرنگ برگشته در مطبوعات و راديو و تلويزيون و بسياري از كتاب‌ها رواج يافته و با روح و طبيعت زبان فارسي مغاير است. ... »

مطلب بالا برگرفته از مقدمة كتاب غلط ننويسيم: فرهنگ دشواري‌هاي زبان فارسي اثر ابوالحسن نجفي است. مدت‌ها بود مي‌خواستم اين كتاب را مطالعه كنم ولي عجيب اينكه هر بار به ديدن جلد و عطف آن بر روي قفسه كتاب‌ اكتفا مي‌كردم. براي خودم نيز جالب بود كه چرا حتي يك بار هم فرصت پيش نيامد آن را ورق بزنم، تا اينكه سرانجام امسال، دورة نمايشگاه بين‌المللي كتاب، بعد از گذراندن كارگاه ويراستاري، به‌دنبال خريد كتابچه‌اي كه مربي اين كارگاه معرفي كرده بود، كتاب مذكور را نيز خريدم. از آن پس تاكنون، هر وقت فرصتي پيش مي‌آيد به‌خاطر علاقة شخصي خودم نيم‌نگاهي به آن مي‌اندازم. به نظرم از آن دسته كتاب‌هایي است كه فقط نبايد هنگام نياز به آن مراجعه كرد، بلكه مطالعة هر از گاه آن نيز ضروري است.

تا الان كه دو حرف از آن را مطالعه كرده‌ام تازه متوجه شدم روزانه تا چه حد با املاي غلط ادبي سر و كار داريم؛ از خبرهاي رايو و تلويزيون گرفته تا مطالب روزنامه‌ها و حتي كتاب‌ها؟!، همه پر از غلط‌هاي واضح. برخي غلط‌هاي املايي آنقدر تكرار مي‌شوند كه ملكة ذهن ما شده‌اند و فكرش را  هم نمي‌كنيم شايد اين واژه اشتباه باشد. به‌كارگيري عبارت‌هايي مانند استكبار جهاني به‌جاي مستكبران جهاني، اقشار به‌جاي قشرها، آتش گشودن به‌جاي آتش زدن، ادبيات به‌جاي فهرست منابع و كلمات و عباراتي اينچنين كه وارد زبان و ادبيات فارسي شده، جا خوش كرده‌اند.

به خودم مي‌گويم زبان گفتار را شايد كمتر بتوان كنترل كرد ولي زبان نوشتار را چطور؟! وقتي فرصت مي‌كنيم مطلبي را روي كاغذ يا رايانه بياوريم بهتر است كمي هم زمان بگذاريم و آن را ويرايش كنيم تا با حداقل اشتباهات منتقل شود. اين امر، به‌خصوص در مورد كتاب‌هايي كه در سطح كشور منتشر مي‌شود بسيار ضروري است. فكر مي‌كنم وجود يك ويراستار در هر مؤسسة انتشاراتي به‌اندازة داشتن تايپيست و نمونه‌خوان مي‌تواند كار ناشر را از نظر كمّي و كيفي و فهم جامعه را از نظر ادبي بالا ببرد.