درون کتابخانه ها نیز افرادی هستند که چون کتاب برای انسان یار مهربانند
از ۲ سال ( ۱۳۷۲-۷۴) سابقه کاری که در کتابخانه ملی دارم گنجینه های نفیسی به یادگار برایم مانده است ( البته از لحاظ بیمه ثمری ندیدم چون روزمزد بودم و عمرم به ظاهر باطل شد و یا جز سابقه کارم محاسبه نشد )
یکی از این گنجینه ها که هنوز هم در زندگی ام بی تاثیر نیست آشنایی با دوستانی است که چون یار مهربان همیشه همراهم بودند راهنمایی ام کرده اند
شاید اسامی شان خیلی مطرح نبوده است شاید دارای مدارک تحصیلی خیلی بالا نبوده اند ولیکن اطلاعاتشان و آگاهی فردی شان از خیلی ها بیشتر بوده است
یکی از این دوستان سرکار خانم آروند ( همای عزیزم )هستند که بخش کودکان کتابخانه ملی را در آن زمان بعهده داشتند و کتابهای کودکان را میشناختند و کودکان را می شناختند و صداقت و صمیمیت درونی شان و مهربانی ایشان همیشه برای من قابل تقدیر است و هنوز نیز مشورتهای بیدریغ خود را برای همه و به خصوص من دارند
شاید هیچگاه بزرگداشت انسانهای به ظاهر معمولی برگزار نگردد ولیکن این افراد سایه های بزرگی دارند که همیشه انسان از این سایه ها لذت می برد و از این پایه های تنومند قدرت می گیرد به یاد همه انسانهای خوب و به امید اینکه ما نیز مثل انسانهای خوب سهم کوچک ولی عمیقی در اطرافیانمان داشته باشیم به امید دیدار در نمایشگاه کتاب