تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

زماني كه دانشجوي دانشگاه شفيلد بودم در دپارتمان ما شش گرايش فوق ليسانس كتابداري وجود داشت كه عبارت بودند از: كتابدراي، مديريت اطلاعات، سيستمهاي اطلاعاتي، مديريت اطلاعات پزشكي، مديريت اطلاعات شيمي، و مديريت اطلاعات در سازمانها. جالب است كه در سال تحصيلي جديد با ايجاد چهار گرايش جديد تعداد اين شاخه ها در آن دپارتمان به ده مورد رسيده است. اين گرايشهاي جديد عبارتند از: سواد اطلاعاتي،‌ مديريت اطلاعات حقوقي،‌ مديريت كتابخانه هاي ديجيتالي،‌ و مديريت اطلاعات چند زبانه. در اين ميان شايد "فوق ليسانس سواد اطلاعاتي" از همه جالبتر به نظر برسد چرا كه ما  معمولا اين موضوع را در حد يك واحد درسي  مي بينيم در حالي كه مي تواند در حد يك گرايش براي مقطع فوق ليسانس مطرح باشد. به نظرم اخباري مثل اين شاخصي از پويايي حرفه كتابدراي و اطلاع رساني محسوب مي شود و توان بالقوه اين حرفه را براي سازگاري با تحولات قرن اخير نشان مي دهد. نظر شما چييست؟

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 1:16 |

شاید شما هم سایتهایی را که حاوی جزوه ها و آزمون های دانشگاههای مختلف هستند دیده باشید. این سایتها نمونه هایی از رویکرد حاکم بر وب ۲ محسوب می شوند که امکان اشتراک و تبادل اطلاعات را میان کاربران نهایی وب فراهم می کنند. در اغلب این سایتها محدودیت موضوعی وجود ندارد که البته در جای خود مفید است. اما شاید ما بتوانیم کار مشابه ای با تمرکزموضوعی بر کتابداری و اطلاع رسانی انجام دهیم و سایت یا سایتهایی ایجاد کنیم که حاوی این منابع آموزشی باشند. مثلا دیروز من امتحان درس اصول کار مرجع در مقطع کارشناسی داشتم که پرسشهای آن در ادامه می آید. برای این امتحان یک ساعت و نیم وقت و ۱۵ نمره در نظر گرفته بودم. پنج نمره مابقی مربوط به تکالیف پایان ترم دانشجویان است. به نظرم به اشتراک گذاشتن این منابع  ضمن آنکه می تواند برای دانشجویان سایر دانشگاهها مفید باشد‌ برای مدرسان نیز مفید خواهد بود چرا که از این طریق می توانند از نظر همکاران خود نسبت به نقاط قوت و ضعف کارشان  آگاه شوند. نظر شما چیست؟ پرسشهای این آزمون در ادامه مطلب آمده است ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 10:55 |

فصلنامه "روانشناسي در اطلاع رساني" با حمايت قطب علمي استرس و همكاري دانشگاه تربيت معلم تهران منتشر مي شود و در جستجوي معرفي و گسترش حوزه اي ميان رشته اي در کشور تحت عنوان روانشناسيِ اطلاع رساني است. اين نشريه به منظور اشاعه دانش موجود در خصوص زمينه هاي روانشناختي در پژوهشهای اطلاع رساني ايجاد شده و در صدد برقراري پيوند ميان  این دو رشته مي باشد. از آنجا كه علم اطلاع رساني و بويژه جنبه هاي كاربر مدار آن كاملا بين رشته اي بوده و با بسياري از حوزه هاي موضوعي از جمله روانشناسي پيوند دارد،  اين نشريه مي تواند محمل مناسبي را براي تعامل ميان روانشناسان و متخصصان اطلاع رساني فراهم آورد. تمام موضوعهايي كه به نحوي نشان دهنده پيوند ميان  این دو رشته  باشد براي چاپ مورد بررسي هيات تحريريه قرار مي گيرد. موضوعاتي كه مي تواند در اين زمينه مطرح باشد عبارتند از:

-       جنبه هاي روانشناختي در رفتارهاي اطلاع يابي

-       تاثير ويژگيهاي شخصيتي كاربران در فرايند تعامل انسان و رايانه

-       مطالعات كاربر مدار در نظامهاي ذخيره و بازيابي اطلاعات

-       فناوري اطلاعات و ناهنجاريهاي روانشناختي

-       كاربرد نظريه هاي يادگيري در استفاده از فناوري اطلاعات

-       اختلالات روانشناختي و فناوري اطلاعات (مثل اعتياد به اينترنت)

-       كاربردهاي نظريه هاي روانشناسي در پژوهشهاي اطلاع رساني

-       تاثير ويژگيهاي شخصيتي بر تعامل كاربران با منابع اطلاعاتي

-       بررسي طرحهاي ذهني كاربران نظامهاي رايانه اي

-       تاثير ويژگيهاي شناختي و احساسي بر تعامل كاربران با نظامهاي اطلاع رساني و منابع اطلاعاتي

-       بررسي عوامل شناختي، انگيزشي و ژنتيكي بر تكوين نگرش نسبت به فناوريهاي اطلاعاتي

لطفا مقالات خود را به نشاني پست الكترونيكي اینجانب ارسال فرمایید.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 14:28 |

بازديد از نمايشگاه كتاب امسال فرصتي براي همه ما فراهم كرد كه با تازه هاي نشر در رشته خود آشنا شويم. از آنجا كه امسال من مسئول خريد براي كتابخانه دانشكده بودم لازم بود كه بارها به نمايشگاه مراجعه كرده و از غرفه هاي مختلف بازديد كنم. خوشبختانه آثار متعددي در زمينه هاي گوناگون كتابداري و اطلاع رساني به بازار آمده بود كه از نظر كيفيت و محتوي در طيفي از كتابهاي عالي تا ضعيف قرار مي گرفت. به نظرم يكي از وظايف ما ارائه بازخورد علمي و منصفانه به پديد آورندگان اين آثار است كه خود از ملزومات پويايي هر رشته محسوب مي شود. به همين دليل در كميته پژوهش انجمن كارگروه "نقد و بررسي آثار جديد كتابداري و اطلاع رساني" تشكيل شده است و كار نقد گزيده اي از اين آثار را آغاز كرده ايم. اميدوارم  انتشار اين نقد و بررسي ها گامي در جهت بهبود آثار آتي باشد.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:15 |

یکی از مفاهیم تازه در وب 2 مفهوم جدیدی تحت عنوان "تولید-مصرف اطلاعات" یا Produsage است که منظور از آن مشارکت مستقیم مصرف کنندگان اطلاعات در تولید منابع اطلاعاتی می باشد، به نحوی که دیگر نمی توان مرز مشخصی بین این دو گروه ترسیم کرد. ویکی پدیا نمونه بارز این رویکرد است و وبلاگها مثالی دیگر از آن محسوب می شود. همه این مفاهیم تازه نشان از افزایش سهم "تعامل" مستقیم و فعال کاربران با منابع اطلاعاتی و با یکدیگر در محیط وب دارند که این رویکرد هر روز به توسعه بیشتر وب احتماعی کمک می کند. به نظرم ما کتابداران باید نسبت به این تحولات آگاه بوده و به خاطر داشته باشیم که گسترش این مفاهیم نوین ضرورت بازنگری در بسیاری از پیش فرضهای ما را در زمینه تولید، سازماندهی و اشاعه اطلاعات طلب می کند. نظر شما در این خصوص چیست؟ برای اطلاعات بیشتر لطفا به سایت http://produsage.org مراجعه کنید.

 

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:53 |

کتاب اخیر سرکار خانم رهادوست تحت عنوان "فلسفه کتابداری و اطلاع رسانی" به شکلی علمی و با رویکردی کیفی به این موضوع و البته سایر جنبه های فلسفی و نظری این رشته پرداخته است. این کتاب منبع مفیدی برای دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی برای پاسخگویی به پرسشهایی است که تا کنون جوابهای قانع کننده ای در مورد آنها نشنیده اند. قبلا نیز در این وبلاگ به این کتاب اشاره شده بود اما با توجه به ارزش این اثر به نظرم باید بیشتر به آن پرداخته شود و انجمن نیز می تواند طی نشستی به نقد و بررسی آن بپردازد.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:39 |

این روزها با نزدیک شدن زمان برگزاری نمایشگاه کتاب اخبار زیادی از حوزه نشر و پیشرفتهای آن می شنویم که البته همه خبرهای خوب آن باعث خوشحالی است. اما به نظر می رسد همزمان با پیشرفت "نشر" حوزه "نقد" از رشد قابل توجهی برخوردار نبوده است. نقدهایی هم که کم و بیش نوشته می شود بیشتر جنبه توصیفی دارند و کمتر از نگاه انتقادی و تحلیلی برخوردارند.

مثلا در رشته کتابداری و اطلاع رسانی، شاهد عدم توازن بین "نشر کتاب" و "نقد کتاب" هستیم. طی سالهای اخیر رشد فزاینده در تعداد کتابهای منتشر شده در موضوعات مختلف کتابداری شاخصی از گسترش کمی این رشته در کشور بوده، که در جای خود بسیار خوب است، اما به جز معدودی از کتب منتشر شده بقیه آثار هرگز مورد ارزیابی نقادانه قرار نمی گیرند.

این کم توجهی به نقد کتاب به تدریج به کیفیت آثار منتشر شده آسیب می زند چرا که نویسندگان هیچ بازخورد منتقدانه ای از کارهایی که عرضه کرده اند دریافت نمی کنند. در واقع نقد کتاب تجلی تعاملی سازنده میان خواننده و نویسنده است. تعاملی که برای هر دو طرف فرصت یادگیری محسوب می شود.

به طور کلی نقد کتاب برای هر حوزه علمی چند حسن ویژه دارد.  نخست آنکه نویسندگان آثار خوب به کار بیشتر تشویق می شوند و برای آثارشان نوعی آگاهی رسانی صورت می گیرد. دومین حسن نقد منصفانه روشن شدن کاستیهای آثار متوسط است. گوشزد کردن این کاستیها همواره برای نویسندگان این آثار مفید خواهد بود تا موارد مطرح شده را هم در کارهای بعدی خود و هم در ویرایشهای بعدی همان اثر اصلاح کنند.

در نهایت، رونق بازار نقد منجر به شناسایی آثار ضعیف، برشمردن دلایل ضعف آنها، و ارائه بازخوردی مناسب به پدیدآورندگان این آثار خواهد شد. این بازخوردهای منتقدانه مانع از گسترش کتاب سازی های بیشتر در آینده شده و به تدریج بر کیفیت کارها خواهد افزود.

اما اینکه چرا ما کمتر نقد می نویسیم و کمتر مایلیم که دیگران آثارمان را نقد کنند خود حدیث دیگری است که فرصت جداگانه ای می طلبد. فقط  امیدوارم در آینده شاهد رشد بیشتر فرهنگ نقد نویسی در جامعه کتابداری باشیم. برای تحقق این هدف راهکارهای متعددی وجود دارد. مثلا، می توان در هر یک از دروس تخصصی کتابداری از دانشجویان خواست برای تمرین در نقد نویسی به بررسی آثار جدید الانتشار آن دروس بپردازند.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:55 |

خوشبختانه موضوع "سواد اطلاعاتي"،  كه اتفاقا يكي از زمينه هاي مورد علاقه اينجانب مي باشد، طي سالهاي اخير مورد توجه جامعه كتابدراي كشور قرار گرفته و فعاليتهاي ارزنده اي در اين خصوص انجام شده است. اما در كنار اين علاقه مندي شخصي به موضوع سواد اطلاعاتي و اقبال نسبتا عمومي به آن يك نگراني عمده وجود  دارد. نگراني از اينكه رويكرد ما به اين امر سطحي و گذرا باقي بماند. درست مثل سرنوشت بعضي موضوعهاي ديگر كه گاه بصورت مقطعي و سطحي مطرح شده و بدون آنكه تاثير سازنده اي در عرصه عمل و نظر از خود بجا گذارند پس از مدتي به دست فراموشي سپرده مي شوند.  بنابراين، پرسشهايي در اين خصوص وجود دارد كه مي تواند مورد توجه همه آنهايي قرا گيرد كه قصد فعاليت در حوزه سواد اطلاعاتي را دارند:

1.   با توجه به اينكه ما كمي دير به قافله سواد اطلاعاتي دنيا ملحق شده ايم آيا اين تاخير فرصتي است بر اي استفاده از حجم گسترده و مفصل منابع خارجي موجود در اين زمينه ، يا يك تهديد براي آنكه به دليل عدم پيمودن مسيري مشابه شناختمان نسبت به اين موضوع عمق لازم را پيدا نكند؟

2.  از آنجايي كه موضوع سواد اطلاعاتي بيش از 25 تا 30 سال است كه در مجامع كتابداري دنيا مطرح شده و پشتوانه انتشاراتي و مفصلي براي اين موضوع وجود دارد رويكرد ما به اين واقعيت بايد چگونه باشد؟ آيا ما نيازي به انجام پژوهشهاي بنيادي در اين زمينه داريم يا فقط كافي است كه به ترجمه و استفاده از منابع موجود بپردازيم و زحمت دوباره ساختن چرخ را به خود ندهيم؟

3.  آيا مي توان سواد اطلاعاتي را يك موضوع جهاني تلقي كرد و از استانداردهاي موجود به راحتي بهره گرفت يا لازم است در صدد بومي سازي آن باشيم؟

4.    چگونه بايد مبحث سواد اطلاعاتي را از مرحله نظر به عرصه عمل بكشانيم؟

5.   جايگاه سواد اطلاعاتي را در كتابدراي و اطلاع رساني ايران چگونه بايد تعريف كرد كه گره اي از گرههاي موجود بگشايد نه در حد يك موضوع براي نوشتن مقاله و برگزاري سمينار باقي بماند؟

6.   جايگاه اين موضوع را در آموزش كتابدراي و اطلاع رساني چگونه بايد تدوين كرد كه پيوند لازم را با موضوعات بنيادي كتابدراي برقرار سازد و زمينه براي تداوم توسعه آن فراهم شود؟

7.     دانشجوياني كه قصد انجام پايان نامه خود را در اين زمينه دارند بايد به چه رويكردي اتخاذ كرد كه پزوهش آنان مسئله مدار باشد و نه مسئله ساز؟

اميدوارم كارگروه سواد اطلاعاتي كه به پيشنهاد آقاي دكتر قاسمي به زودي در انجمن شكل مي گيرد بتواند با بهرمندي از نظرات اساتيدي مثل سركار خانم دكتر پريرخ كه تجربه فراواني در اين موضوع دارند به اين پرسشها بپردازد.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 20:40 |

"وب شناسي" يا به بيان ديگر "علم وب" حوزه اي نوين و كاملا ميان رشته اي است كه اخيرا توسط يك تيم تحقيقاتي به سرپرستي تيم برنرز لي (پدر وب) و همكارانش در پروژه اي مشترك در دانشگاه ساوت همتون انگلستان و ام آي تي امريكا معرفي شده است. سايت جديدي تحت همين عنوان اطلاعات مفيدي در اين خصوص ارائه كرده و چشم انداز اين رشته را ترسيم مي كند. در تصوير پروانه اي شكل پيوست (در ادامه مطلب) رابطه وب شناسي با موضوعات گوناگوني مثل كامپيوتر،‌ هوش مصنوعي، ‌روانشناسي،‌ جامعه شناسي و ارتباطات نشان داده شده و مولفه هاي سازنده آن مانند "وب معنايي" نيز مشخص گرديده است. جالب اينجاست كه در اجزاء سازنده وب شناسي گرايش موضوعي مولفه ها بيش از آنكه مبتني بر جنبه هاي فني وب باشد به جنبه هاي اجتماعي و انساني آن متمايل است. در واقع سهم جنبه انساني وب شناسي به مراتب پررنگتر از سهم ماشيني آن است. مجريان اين پروژه معتقدند اكنون كه 15 سال از تولد وب مي گذرد زمان آن فرا رسيده كه اين پديده را با نگاهي تازه و از زوايايي نوين مورد بررسي جدي تري قرار دهيم. پديده اي كه همه شئون زندگي ما را تحت تاثير قرار داده اما وجود نامرئي آن را احساس نمي كنيم.  به نظرم نقش كتابداران در اين علم جديد مي تواند به نحو قابل توجهي سازنده  و تاثير گذار باشد. نظر شما چيست؟


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 22:33 |

یکی از زمینه های مورد علاقه اینجانب در کتابداری و اطلاع رسانی رویکرد آموزشی  این حرفه است. زمینه های فراوانی برای کار و پژوهش در این خصوص وجود دارد که خود حدیث مفصلی است. اما فقط به عنوان چند پیشنهاد عملی ساده برای کتابدارن به موارد ذیل اشاره می کنم. 1. برگزاری تورهای کتابخانه برای کاربران در مقاطع مختلف و آموزش مهارت های اطلاع یابی به آنان، 2. تهیه و انتشار دستنامه ها و بروشورهای آموزشی، 3.ایجاد وب سایت های تعاملی جهت گسترش مهارت های کتابخانه ای، 4.برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی ویژه ی کاربران در سطوح مختلف، 5. تدوین وتهیه ی پوسترها و و راهنماهای ساده و نصب آن ها در کتابخانه ها، 6. تولید مواد دیداری - شنیداری جهت معرفی خدمات کتابخانه ها و توزیع آن ها میان کاربران، 7. برگزاری دوره های کتابخوانی , نقد کتاب و فعالیت های جانبی برای آشنایی کاربران با کتابخانه ، 8.افزایش تعامل میان کتابداران و متولیان امر آموزش ( آموزگاران و اساتید دانشگاه)، 9.گنجاندن دروس مرتبط با مهارت های سواد اطلاعاتی و تدریس این دروس توسط کتابداران در برنامه های درسی مدارس و دانشگاه ها، 10.  فراهم آوردن امکان تعامل بیشتر میان کاربران و کتابداران از طریق خدمات مرجع رودر رو و خدمات مرجع الکترو نیکی.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 9:59 |

اخيرا در درس اصول كار مرجع به الگوي ارتباطي شانون و ويور اشاره كردم و به نظرم رسيد كه اين الگو مي تواند در پ‍ژوهشهاي كتابداري و اطلاع رساني به شكلهاي گوناگوني كاربرد داشته باشد. چند پرسش مقدماتی در اين زمينه وجود دارد كه مي تواند مورد توجه دانشجوياني قرار گيرد كه در جستجوي موضوع پايان نامه هستند. شايد پاسخ به اين پرسشها قبل از طرح موضوع پژوهشي با اين مضمون مفيد باشد: 1. به نظر شما و با توجه به  الگوی شانون و ویور, منابع اصلی اختلال در فرایند کار مرجع کدامند؟ 2. چه اقداماتی می توان با توجه به اين الگو برای بهبود فرایند مرجع اندیشید؟ 3. در یک مصاحبه ی مرجع معمولی  عناصر الگوی شانون و ویور را مشخص کنید، 4. عناصر موجود در این الگو  را در فرایند مرجع سنتی با مرجع الکترونیکی مقایسه کنید، 5. در یک تقسیم بندی کلی پیام هایی که بین مراجعه کنندگان و کتابداران در فرایند مرجع مبادله می شود را مشخص سازيد، 6. به نظر شما  اگر الگوی شانون و ویور محور یک پژوهش  در کتابداری باشد نوع و عناصر اين پژوهش چگونه خواهد بود،‌7. با مراجعه به پایان نامه های کتابداری و اطلاع رسانی میزان استفاده از الگوی شانون و ویور را در پژوهش های کتابداری  بطور تقریبی چگونه ارزيابي مي كنيد؟8. با توجه به اين الگو, بعنوان متخصص کتابداری  چه توصیه هاي عملی  به کتابداران خواهيد داشت؟ 9. به نظر شما اين الگو بجز در فرایند مرجع در چه زمینه هایی از کتابداری و اطلاع رسانی  می تواند مفید باشد؟ 10. سرانجام،‌ حرفه ی کتابداری و اطلاع رسانی چگونه می تواند در پیشرفت رشته ی ارتباطات مشارکت کند؟

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:27 |

 مجله سواد اطلاعاتی  (Journal of Information Literacyبه صورت الکترونیکی و با دسترسی آزاد منتشر می شود و اختصاصا به موضوع سواد اطلاعاتی می پردازد. نمونه های متعدد دیگری نیز در سایر مباحث مربوط به کتابدرای و اطلاع رسانی در دنیا وجود دارد مانند (Cataloging and Classification) که حوزه موضوعی خود را کاملا خاص و محدود کرده اند. اهمیت این نشریه ها رویکرد کاملا ویژه و تخصصی  آنهاست چرا که انحصارا به یک موضوع می پردازند و به همین دلیل مطالب آنها از انسجام و یکدستی قابل توجهی برخوردار است. این نشریه ها به تدریج به یک منبع علمی مهم در زمینه کار خود تبدیل می شوند. بنابراین در کنار مجله هایی که موضوعهای مختلف را در یک رشته پوشش می دهند می توان مجله های دیگری نیز ایجاد کرد که اختصاصا به یک موضوع محدود شوند. مثلا ما می توانیم در ایران به فکر ایجاد مجله ای در خصوص یکی از مباحث اصلی کتابداری و اطلاع رسانی باشیم. مثلا نشریه ای که فقط سازماندهی اطلاعات و مباحث مربوط به آن را در بر گیرد.  البته انتشار ویژه نامه ها توسط مجله های موجود  تا حدی این هدف را محقق می سازد اما اگر تصور می کنیم که میزان تولیدات علمی در یک حوزه خاص به حدی است که می تواند محتوی یک مجله مستقل را تامین کند شاید فکر ایجاد آن قابل بررسی باشد، نظر شما چیست؟

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 11:42 |

اگر مجله های کتابداری و اطلاع رسانی بتوانند از چکیده ساختاریافته استفاده کنند، شاید کیفیت چکیده مقاله ها در این حوزه بهتر شود. به نظرم اگر این چکیده ها حاوی هدف از مقاله، روش تحقیق، رویکرد، یافته ها، محدوده و محدویتها، نتیجه گیری و کاربرد یافته ها باشد می توانند تصویر روشنتری از محتوای مقالات ارائه دهند. مقاله آقای حیدر مختاری تحت عنوان " چکيده ساختاري و نقش آن در فشرده سازي اطلاعات علوم پزشکي و بهداشتي" نیز که در فصلنامه کتاب، دوره 16، شماره 4. ص. 79-73 چاپ شده توضیحات مناسبی در این خصوص دارد.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 22:11 |

در یک نگاه اجمالی به نظرم کتابداری و اطلاع رسانی ایران طی سالهای اخیر از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. نمی دانم چقدر با من موافق هستید اما می توان شواهد فراوانی برای پویایی و شکوفایی این رشته در کشور ذکر کرد. بدیهی است که همواره جای بهبود و پیشرفت بیشتر وجود دارد و ممکن است شما کاستیهای متعددی را نیز در این خصوص نام ببرید. اما اگر بخواهیم فعلا نیمه پر لیوان را ببینیم دلایل متعددی برای پیشرفت کتابداری ایران می توان برشمرد. مثلا، همایش سازماندهی اطلاعات در اسفند 1385 اولین همایشی بود که پس از چند سال دوری از کتابداری ایران در آن شرکت می کردم. در آنجا متوجه بهبود محسوسی در سطح علمی آثار ارائه شده نسبت به گذشته شدم. علاوه بر آن ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 22:48 |

وبلاگ نویسی پدیده منحصر به فردی است که طرفداران فراوانی دارد. با این حال وبلاگها معمولا به طور نامنظم و گاهی با تاخیر فراوان روزآمد می شوند. در موادری هم اولین پست یا مدخل یک وبلاگ تبدیل به آخرین پست آن می شود (منظورم از پست یا مدخل همان اجزاء یا بندهای یک وبلاگ است که در هر یک در تاریخ مشخصی نوشته می شود و از توالی آنها محتوی یک وبلاگ شکل می گیرد). علاوه بر آن در وبلاگهای گروهی نیز بیشتر مشارکت کنندگان در آن - از جمله در اینجا خود من! - بیشتر از آنکه نویسنده باشند خواننده مطالب دوستانشان هستند که البته اگر این مطالعه نقادانه باشد در جای خود ارزشمند است. به نظرم دلایل متعددی برای کمتر نوشتن یا در مواردی اصلا ننوشتن وجود دارد. شاید دلیل اول کمال گرایی است. از آنجایی که می خواهیم خیلی خوب بنویسیم معمولا نتیجه این می شود که اصلا نمی نویسیم!  اگر توقعمان را کمی کمتر کنیم شاید بتوان بیشتر نوشت. دلیل دیگر شاید نگرانی از انتقاد دیگران باشد که ما را از نوشتن باز می دارد. بدیهی است که هرگز نمی توان همه را راضی نگه داشت و هر چه بنویسیم در نهایت ممکن است انتقاد بعضی از خوانندگان را در پی داشته باشند. هرچند به نظرم انتقاد دیگران به محتوی یا سبک نگارش می تواند خیلی سازنده باشد و من همواره آن را به عنوان یک فرصت یادگیری می بینم و نه دلیلی برای توقف درنوشتن. یکی دیگر از دلایل این موضوع غلبه فرهنگ شفاهی بر فرهنگ نوشتاری است. تمایل ما به گفتن و شنیدن بیشتر از نوشتن و خواندن است. به همین سبب ساعات مطالعه ما کمتر از آن است که باید باشد. ضمنا نباید نگارش و ویرایش را همزمان انجام داد چرا این دو فرایند مجزا و متفاوتند. بهترین نویسندگان نیز نمی توانند این دو را همزمان انجام  دهند. ابتدا  باید مطلب را نوشت و سپس آن را ویرایش کرد. علاوه بر همه اینها معمولترین دلیلی که اغلب به آن مبتلا هستیم کمبود وقت است. امروزه تقریبا همه در هر سطحی  وهر شغلی از کمبود وقت شکایت می کنند. البته اگر کمی دقیقتر به این موضوع نگاه کنیم معمولا کمبود وقت بیش از آنکه واقعی باشد ناشی ازضعف در مدیریت زمان است. اینها تعدادی از دلایل کلی کم نوشتن یا ننوشتن است که عمومیت بیشتری دارد. بدیهی است که باید چند عامل دیگر هم به این فهرست افزود که مربوط به کم نوشتن در محیط اینترنت و وبلاگها می شود. شاید هنوزبه فواید نوشتن دراین محیط مجازی اعتقادی نداریم. اما بد نیست بدانیم که همین وبلاگهای فارسی علاوه برتمام فایده هایی که تا کنون داشته اند طی چند سال اخیرنقش عمدی در افزایش سهم زبان فارسی در محیط وب ایفا کرده اند. به هر حال می توان با همین شرایط موجود بیشتر نوشت و از این رهگذر امکان تبادل آرا و افکار را در محیط مجازی وب بیش از پیش فراهم کرد. حالا به نظر شما چطور و چگونه می توان بر رونق این وبلاگ گروهی افزود؟

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 18:43 |

در ادامه مطلبی که اخیرا در خصوص سهم کمرنگ و گاهی جای خالی تحلیل و تفسیر در بعضی از پایان نامه های کارشناسی ارشد نوشته بودم مایلم چند مورد را به عنوان تکمیل آن بحث ذکر کنم. هرچند برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب باید این بحثها ادامه یابد تا همه ما به کارهایمان نگاهی نقادانه داشته باشیم.

از همه همکاران و اساتید گرانقدری که در این مورد نظرات ارزشمند خود را به گروه بحث ارسال کردند یا در این وبلاگ نوشتند یا شفاهی به این جانب فرمودند تشکر می کنم. این واکنش نشان دهنده اهمیتی است که اساتید کتابداری و دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای امر پژوهش قائل هستند. نکته دیگر این است که با بیان این موضوع به هیچ وجه قصد یافتن مقصری در این مورد را نداشته و ندارم. منظور از این بحث توجه بیشتر به هدف نهایی هر پژوهش بود تا در فرایند تحقیق از سطح توصیف فراتر رفته و افق شناخت خود را گسترده تر و عمیقتر سازیم. تا اینجا هرچه گفته شد همه در بیان مسئله بود و اکنون باید در جستجوی راهکاری برای این مشکل باشیم. به نظرم اولین قدم برای بهبود وضع موجود بازنگری اساسی در درس روش تحقیق و چگونگی ارزیابی دانشجویان در این درس است.

آقای دکتر قاسمی به درستی به این موضوع اشاره کرده بودند و کاملا با ایشان موافق هستم. به نظر می رسد سرفصلها و منابع مورد استفاده در این درس نیاز به بررسی مجدد دارد. گرچه منابع فارسی در خصوص روش تحقیق در کتابداری انگشت شمارند اما منابع فراوانی در مورد روشهای پژوهش در علوم اجتماعی، روانشناسی، مدیریت و علوم تربیتی وجود دارد که همه می توانند برای ما مفید باشند. به نظرم هیچ دلیلی وجود ندارد که برای تدریس روش تحقیق خود را به منابع کتابداری محدود کنیم. بهترین ویژگی حرفه ما میان رشته ای بودن آن است که باعث می شود بتوانیم از حوزه های مرتبط استفاده کنیم. مثلا، اینجانب در دوره دکترا یافته های استقرایی تحقیقم را با استفاده از مبانی نظری رشته روانشناسی و علوم رفتاری به شکلی قیاسی مورد بررسی مجدد قرار دادم ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 1:11 |

چند روز پیش داور یک پایان نامه کارشناسی ارشد بودم. طی چند ماه گذشته این دومین تحقیقی بود که برای داوری می خواندم. جلسه دفاع به خوبی و خوشی برگزار گردید و دانشجو با نمره عالی موفق به دفاع از کار خود شد. این پایان نامه از نظر روش شناسی درست مثل همه پایان نامه های دیگری بود که با آنها آشنا هستیم.  در اینجا فقط می خواهم نظر شما را به رویکرد غالب در روش شناسی این پژوهشها جلب کنم. آنچه در این پایان نامه ها می بینیم شامل  موادری است مثل تدوین فرضیه ها، نمونه گیری تصادفی، محاسبه میانگین، انحراف معیار، و در نهایت استفاده از یکی از آزمونهای آمار استنباطی و ختم کار با رد یا پذیرش فرضیه ها. همه چیز از قبل پیش بینی شده و رد یا پذیرش فرضیه ها نیز هیچ فرقی در کل قضیه نمی کند. همه چیز سر جای خود است و فقط جای معنا خالی است. منظورم از معنا این است که در نهایت پژوهشگر قادر به ارائه تفسیری روشن از این اعداد و ارقام نمی باشد و تلاشی هم در این خصوص نمی کند چرا که کسی از او نمی پرسد. همه چیز را اعداد محاسبه شده و نرم افزار SPSS نشان می دهد و محقق به عنوان کسی که تحقیق را انجام داده و از ابتدا تا انتها با این فرایند سر وکار مستقیم داشته نقشی بیش از ارائه دهنده آمار ایفا نمی کند. به بیان دیگر، هر فرد دیگری که این اعداد را در اختیار داشته باشد به همین اندازه قادر است در زمینه مورد تحقیق اظهار نظر کند. نکته جالب توجه این است که ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 19:10 |

به نظرم معیار مناسب برای سنجش اهمیت و جایگاه مطالعه به میزان مراجعه و چگونگی استفاده افراد یک جامعه از منابع اطلاعاتی بستگی دارد. مراجعه افراد به منابع در پاسخ به نیازهای اطلاعاتی آنان صورت می گیرد، نیازهایی که به گستردگی و تنوع  همان منابع اطلاعاتی است. اما تنوع نیازها، گستردگی منابع و میزان استفاده ازمنابع بحث دیگری است که در این مختصر مجال پرداختن به آن نیست. مهم این است که هرگاه فرهنگ مراجعه به و استفاده از منابع اطلاعاتی در زندگی روزمره افراد نهادینه شده باشد آن جامعه را می توان برخوردار از فرهنگ مطالعه و به بیان بهتر برخوردار از سواد اطلاعاتی برشمرد. به خاطر دارم سالهایی که در انگلستان تحصیل می کردم شاهد جایگاه سواد اطلاعاتی در زندگی روزمره افراد بودم. در آنجا مراجعه به کتابخانه و اینترنت برای تصمیم گیریهای معمولی زندگی امری کاملا عادی بود و به قشر خاصی مثل دانشجویان و دانشگاهیان هم محدود نمی شد. از جمله این تصمیم گیریهای معمولی می توانم به موراد متعددی اشاره کنم. مثل خرید یک وسیله برقی و مقایسه قیمت، ویژگیها و تولید کنندگان آن، رفتن به یک سفر کوتاه و کسب آگاهی از وضع هوا و مرور نقشه ها، عزیمت به یک سفر دور و کسب آگاهی از ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آدمهایی که در مقصد زندگی می کنند، مصرف یک دارو و مطالعه منابع معتبر دارویی برای آگاهی از خواص و عوارض جانبی آن، و سرانجام مطالعه برای پر کردن اوقات فراغت یا پاسخگویی به یک کنجکاوی ساده. نکته مهم اینجاست که هرگاه پرسشی در ذهن آنان شکل می گرفت – بدون توجه به اهمیت آن – مراجعه به منابع اطلاعاتی در شکلهای مختلف اولین راهکار پاسخگویی به آن پرسش بود. منابع مکتوب در کتابخانه و منابع برخط در محیط وب از درجه اهمیتی یکسان برخوردار بودند. البته احتیاط  بیشتری در مورد صحت و سقم منابع برخط به خرج می دانند و به منابع چاپی و بویژه منابع موجود در کتابخانه اطمینان بیشتری داشتند. این برداشت از فرهنگ مطالعه و تلقی موجود از مطالعه که به کتاب خواندن محدود می شود کاملا متفاوت است. در پایان این بحث لازم است دوباره به این نکته اشاره کنم که برخورداری افراد از مهارتهای سواد اطلاعاتی می تواند معیار مناسبی برای سنجش اهمیت اطلاعات و الگوی دسترسی و مصرف اطلاعات در یک جامعه محسوب شود. خوشبختانه مدلهای موجود سواد اطلاعاتی مثل مدل اسکانل و ACRL چگونگی سنجش میزان سواد اطلاعاتی افراد را نیز آسان ساخته اند.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 18:50 |

بارها شنیده ایم که میزان مطالعه در کشور ما در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر کمتر است و آمارهای متعددی نیز در این خصوص ارائه می شود. در اینجا قصد پرداختن به درستی یا نادرستی این آمارها و دلایل تفاوتهای موجود را ندارم. بحثی که مایلم با شما مطرح کنم معنی و مفهوم مطالعه است که چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. گاهی مطالعه با کتاب خوانی مترادف تلقی می شود. در هفته کتاب هم در مصاحبه های ویژه آن هفته از افراد مختلف می پرسیم آخرین کتابی که خوانده اند چه بوده است و چقدر از درآمد خود را به خرید کتاب اختصاص می دهند. گویی مطالعه یعنی فقط خواندن کتاب و آن هم خواندن آن از ابتدا تا انتها. بدیهی است این تلقی از مطالعه فقط کتابهای داستان و رمان را در بر می گیرد. حتی قرار نیست کتابهای علمی را نیز از ابتدا تا انتها خواند. از طرفی دیگر نیز آماری که در خصوص میزان مطالعه کشورها ارائه می شود بر اساس تعداد ساعات و دقایقی است که افراد هر جامعه به طور متوسط در سال یا در روز به مطالعه اختصاص می دهند. اما تعداد دقایقی که صرف مطالعه مواد نوشتاری می شود را نمی توان معیار دقیقی برای نشان دادن فرهنگ مطالعه افراد تلقی کرد. به نظرم معیارهای بهتری برای این مفهوم می توان تعریف کرد. مثلا میزان اهمیتی که افراد یک جامعه برای مراجعه به منابع اطلاعاتی از جمله کتاب برای امور زندگی خود قائل هستند و در تصمیم گیریهای خود عملا از آنها استفاده می کنند. از سویی دیگر اکنون مطالعه مفهومی فراتر از خواندن کتاب و مجله را در بر می گیرد. مثلا اکنون که شما این نوشته را می خوانید در حال مطالعه هستید اما مطالعه در محیط برخط (برخط ترجمه ای از آن لاین است که به نظرم ترجمه رسایی است). بنابراین شاید بتوان این موضوع را به شکل تازه ای مطرح کرد و شاید بتوان گفت که مولفه های سواد اطلاعاتی می تواند معیارهای دقیقتری از فرهنگ مطالعه در اختیار ما قرار دهد.  به نظرم زمان آن رسیده که جامعه کتابداری و اطلاع رسانی تعریف روشنی از مطالعه ارائه کند و نگاهی تازه از این مسئله در اختیار جامعه قرار دهد. ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 16:0 |

یکی از کارهای مهمی که قرار است هر انجمن علمی انجام دهد حمایت از پژوهش و پژوهشگری در حوزه ای است که به آن تعلق دارد. انجمن علوم کتابداری و اطلاع رسانی هم از این قاعده مستثنی نیست و تلاش می کند جایگاه پژوهشی خود را بیش از پیش تثبیت و تقویت کند. از آنجا که اکنون افتخار همکاری با این کمیته را دارم به نظرم رسید لازم است کمی درباره آنچه در این کمیته می گذرد و آنچه که در پیش رو داریم مطالبی به اختصار عرض کنم و از همه اعضاء جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران بخواهم به هر شکل که برایشان میسر است انجمن را دررسیدن به اهداف پژوهشی خود یاری کنند.

من معتقدم که انجمن بیش از آنکه باید در صدد انجام پژوهش باشد باید تلاش کند رویکرد پژوهش مدار را در همه زمینه های کتابداری و اطلاع رسانی گسترش دهد. آموزش ما  در همه سطوح این رشته وقتی موفق است که  پژوهش مدار باشد. خدماتی که در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ارائه می دهیم باید مبتنی بر پژوهش باشد تا از پویایی لازم برخوردار بوده و گسترش یابد و خلاصه هر آنچه که در این رشته انجام می دهیم وقتی پویا و مستمر خواهد بود که رنگ و بوی پژوهشی داشته باشد.

خوشبختانه زمینه برای پژوهش در این رشته فراوان است و هنوز ما در اول راه هستیم. کاربرانی که به کتابخانه ما مراجعه می کنند، آنهایی که مراجعه نمی کنند و کاربر بالقوه هستند، دانشجویانی که به این رشته وارد می شوند، دانشجویانی که از این رشته فارغ التحصیل می شوند، خدمت مرجعی که ارائه می دهیم، وب سایتی که برای کتابخانه خودمان درست می کنیم، وبلاگی که من اکنون در آن می نویسم، گروه بحث الکترونیکی که اکنون وارد دهمین سال حیات خود می شود، انجمنی که الان عضو آن هستیم، کاربرانی که در کتابخانه آموزش می دهیم، اعضاء هیات علمی سایر رشته ها که به کتابخانه ما مراجعه می کنند و آنهایی که مراجعه نمی کنند، روشهایی که افراد برای پاسخ به نیازهای اطلاعاتی خود برمی گزینند  و دهها موضوع دیگر که ما هنوز در مورد آنها به شناخت جامع و روشنی نرسیده ایم از جمله زمینه های پژوهش در این رشته هستند. البته باید به این فهرست طولانی زمینه های کار فنی کتابداری و اطلاع رسانی و حوزه های جدید را نیز افزود.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 22:57 |