تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی
 

سلام به همه دوستانی که با خوبی ها و بدی های نمایشگاه ساختند و وظیفه فرهنگی خود را به انجام رساندند! امروز مطلب جالبی در روزنامه اعتماد خواندم که دوست داشتم توجه دوستان را به آن جلب کنم. اين مطلب را که با عنوان "آفت در نمايشگاه بین المللی کتاب"  در صفحه آخر اين روزنامه منتشر شده است، در این آدرس بخوانید:

http://www.etemaad.com/Released/87-02-23/151.htm

بالاخره این هم یک جور فرهنگ مطالعه است!

+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:26 |
 

چند دقیقه پیش به حسب اتفاق به این خبر برخورد کردم و از خواندنش شگفت زده شدم. برایم جالب است که موسسه تاریخ ده سال تلاشش را توانسته در بیست دقیقه فیلم بازگو کند. کتاب تاریخ ادبیات کودکان ایران به زودی با انتشار جلد دهم به پایان خواهد رسید، اما امیدوارم که شرح این تاریخ نقطه آغازی باشد برای ادبیات کودکان این مرز و بوم. حال خبر را بخوانید:

كتاب 7 جلدي «تاريخ ادبيات كودكان» بر اساس فيلمنامه‌اي نوشته محمدهادى محمدى و كارگرداني بهزاد خسروى به فيلمي كوتاه تبديل شد.

 

به گزارش خبرنگار كتاب فارس، مؤسسه پژوهشى تاريخ ادبيات كودكان فيلم كوتاهى با عنوان «گذرى در تاريخ ادبيات كودكان ايران» تهيه كرده است كه تاريخ چند هزار ساله فرهنگ كودكى ايران را مرور مى‌كند.
اين فيلم كوتاه بر اساس كتابي با همين عنوان ساخته شده است.
موسسه پژوهشى تاريخ ادبيات كودكان از چند سال پيش كار تأليف نخستين تاريخ ادبيات كودك را از قرون گذشته با سرپرستي زهره قائيني شروع كرد.
از كتاب «تاريخ ادبيات كودكان» تاكنون 7 جلد منتشر شده است.
فيلمنامه «گذرى در تاريخ ادبيات كودكان ايران» را محمدهادى محمدى نوشته و كارگرداني آن بر عهده بهزاد خسروى بوده است.
مؤسسه پژوهشي تاريخ ادبيات كودكان، نهادي غيردولتي است كه سال 1379 پايه گذاشته شد.
اين نهاد از سوي پژوهشگراني بنياد نهاده شده كه كار پژوهش تاريخ ادبيات كودكان را در سال 1376 به شكل فردي آغاز كرده بودند.

منبع خبر: خبرگزاری فارس
+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 12:9 |
 

به تمام دوستان كتابدار شاغل در انواع كتابخانه ها

 

سلام

نشريه "نامه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران" در نظر دارد در بخشي با عنوان "خاطرات يك كتابدار" به انعكاس تجربه ها و خاطرات شما كتابداران عزيز در حين كار در بخش هاي مختلف كتابخانه بپردازد. متاسفانه به تبع سنت شفاهي ريشه داري كه در ميان ما ايرانيان وجود دارد، كمتر به مكتوب كردن تجربيات خود مي پردازيم حال آنكه بازگو كردن اين تجربه ها و وقايع مي تواند نقاط كليدي و در عين حال مجهولي را در اين رشته پديدار كند.

بياييد از همين امروز شروع كنيم و تجربه هاي خاص و منحصر به فرد (حتي نه چندان منحصر به فرد) ي را كه در حين كارهاي گوناگون كتابخانه از سفارش و فراهم آوري گرفته تا سازماندهي و اشاعه اطلاعات و زواياي ريز و درشت هر يك از اين مراحل، برايمان پيش مي آيد، مكتوب كنيم. مداومت در انجام اين كار، علاوه بر تشكيل يك حافظه مكتوب براي جامعه كتابداري و اطلاع رساني ايران، سبب راهيابي ما به ادبيات داستاني و اذهان عمومي خواهد شد. به علاوه چنانچه زماني بخواهيم و البته بتوانيم بانكي از مطالعات موردي داشته باشيم، ثبت اين تجربيات به نام  نگارندگان آنها، انجام اين امر را تسهيل خواهد كرد.

نوشته هاي خود را به اين آدرس ها ارسال كنيد:

R_maktabi@yahoo.com

RoyaMaktabi@gmail.com

 

كميته انتشارات انجمن 

 

رونوشت به تمام وبلاگ هاي كتابداري شخصي و گروهي و سايت انجمن

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 15:4 |
 

دوستان عزيز، اعضاي محترم انجمن و ساير علاقه مندان

 

شماره صفر نشريه الكترونيكي نامه انجمن منتشر شد. اين نشريه هم اكنون از طريق اين آدرس بر روي سايت انجمن قابل دستيابي است.

http://www.ilisa.ir/framework.jsp?SID=72

اميدوارم كه انتشار اين شماره انگيزه خوبي براي دوستان و اعضاي كميته انتشارات انجمن، براي همكاري هاي بعدي ايجاد كند. پرواضح است كه هر چقدر تعداد همكاران ما در انتشار اين نشريه بيشتر باشد، مطالب آن متنوع تر و پربار تر خواهد بود. از همه دوستاني كه مطلبي براي ما فرستادند و به دلايل گوناگون، از جمله از دست رفتن زمان و كهنه شدن مطلب نتوانستيم از آن استفاده كنيم، پوزش مي طلبم و قول مي دهم از مطالب آنها در يك مطلب كلي استفاده كنيم.

در ضمن كميته انتشارات ديروز با حضور تعدادي از اعضا جلسه تشكيل داد. خانم مريم صابري و محدثه دخت عصمت و آقاي امير حسين عبدالمجيد از حاضران در جلسه بودند، با سپاس ويژه از آقاي حيدري نژاد به خاطر هماهنگي جا.

در جلسه ديروز تعدادي از صفحات آتي نشريه معرفي شد و تقسيم كاري هم انجام گرفت. دوستاني كه مهارت هاي گرافيكي دارند و مي توانند طرح و كاريكاتور بكشند، لطفن با بنده تماس بگيرند. ضمنن قالب الكترونيكي نشريه نيز در دست سفارش است.

در اقدامات بعدي سعي خواهيم كرد مجوز چاپي را هم پي گيري كنيم.

+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 10:0 |

 

يکی از بخش­های جنبی نمايشگاه کتاب که هميشه خيلی از ديدن آن لذت می بردم نمايشگاه مطبوعات بود. امسال که هم به دليل دوری از مرکز و هم به دليل جا به جايی محل نمايشگاه و ... بعد از چهارده سال سنت شکنی کرده و به نمايشگاه کتاب نرفتم، چيزی ناخودآگاه ته دلم بهانه جور می­کرد که خيلی هم از بابت اين سنت شکنی غصه نخورم. يکی از اين بهانه­ها  نبودن نمايشگاه مطبوعات در کنار نمايشگاه کتاب بود.

وقتی يک ماه و اندی پيش، آگهی نمايشگاه مطبوعات را در مجله "هفت" ديدم، احساس خوبی داشتم از اينکه اينجا هستم و می­توانم به ديدن دوستان قديمی بروم. اين شد که امروز بعد از ظهر با وجود کسالت سرماخوردگی و اختلال در سيستم صوتی که موجب شده بود فقط با ايما و اشاره صحبت کنم، به سمت نمايشگاه که در خيابان حجاب، مرکز آفرينش­های هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برپاست، حرکت کردم. بعد از ظهر پاييزی ابری ملسی بود و تعداد بازديد کننده­ها هم گرچه خيلی زياد نبود، کم هم نبود.

 


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 22:21 |
 

سلام و با تبريکی ديرهنگام به مناسبت شروع سال جديد.

خواندن کامنت های پست خانم فتوحی موجب شد، که از بعد از مدت ها به قول دوستی -  دوباره دست به کی بورد شوم. بيش از همه نظر کتابدار جوان، که خيلی صادقانه دغدغه ذهنی اش را مطرح کرده بود، انگيزه ای شد تا مطلبی را که مدت ها بود به آن فکر می کردم، مکتوب کنم.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 13:24 |
 

يادم هست در دوره کارشناسی آن جا که بحث مقايسه منابع اطلاعاتی مطرح می شد، يکی هم تازگی و به روز بودن منابع بود و بر مبنای همين معيار گفته می شد که در برخی حوزه ها و علوم مجله ها منابع مهم تری نسبت به کتاب ها هستند زيرا اطلاعات يک کتاب به هنگام انتشار حداقل متعلق به دو سال پيش است، اما مجله ها معمولا مقاله ها و مطالب جدیدی را منتشر می کنند که بیشتر به کار متخصصانی که در پی به روز کردن اطلاعات خود هستند، می آيد.

چند روز پيش شماره جدید یکی از مجلات تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی به دستم رسید. در همان تورق اولیه متوجه شدم که تاریخ نگارش و ارسال برخی از مقاله ها به حدود سه سال پیش بر می گردد! این مسأله به شدت مرا به فکر فرو برد. به ويژه که چندی پيش که  با سردربیر یکی از همین نشریات برای ارسال یکی از مقالاتم صحبت می کردم ایشان رسمن اعلام کردند که زودترین زمانی که می توانیم مقاله ات را چاپ کنیم دو سال دیگر است!

نه اینکه تقصیر به گردن گردانندگان این نشریات باشد. حاشا و کلا! آنچه که ما امروز با آن مواجه هستیم یک بازار نامتوازن است: یعنی کثرت تقاضا و قلت عرضه، که موجب می شود  نویسندگان و مترجمان ماه ها و سال ها در انتظار چاپ مطالب شان بمانند: از یک طرف تقاضای انبوه برای چاپ مطالب و مقالات در نشریه های علمی پژوهشی و علمی ترویجی و از طرف دیگر تعداد اندک این نشریه ها در رشته ما که سرجمع آنها سه تا بیشتر نیست که یکی هنوز یک سال هم نیست درجه پژوهشی گرفته و آن دوی ديگر هم ترویجی هستند. نویسندگان و اصحاب قلم - که خوشبختانه تعدادشان در رشته ما کم هم نیست- همگی طالب چاپ مقالاتشان در این نشریه ها هستند تا علاوه بر انتشار نتیجه پژوهش ها و اندیشه هایشان، در چرخه تولید علم شرکت کرده و از قبل آن امتیازی هم گرفته و به ارتقای موقعیت حرفه ای شان کمک کنند.

اما با این روندی که در حال حاضر در جریان است، قسمت اول ماجرا دیگر تقریبن منتفی است! وقتی که مطلب کاملا علمی و پژوهشی پس از سه سال منتشر شود، واقعن جایگاه آن در چرخه استناد کجا خواهد بود؟ برای مثال یکی از مقالات همین مجله تازه منتشر شده در خصوص موضوعی بود که اخیرن دستمایه پژوهش های حقیر واقع شده. پس از یک مرور کلی روی مطالب آن نگاهی به فهرست مآخذ آن انداختم. طبیعی است کتابی را که اندکی پس از نگارش این مقاله - که حدود دو سال پیش بود- منتشر شده و کتاب بسیار جامع و مفیدی هم هست، در آن فهرست نیافتم زیرا این مقاله در آن زمان دیگر در نوبت چاپ بوده است.

خوب حاصل این تأخیر چيست؟ با توجه به ده ها مطلب تازه که در این حوزه منتشر شده دیگر کمتر به این مقاله مراجعه و استناد خواهد شد. حال آنکه این حق آن نویسنده پرتلاش  را که مطمئنن وقت زیادی را صرف نگارش این مطلب، که در زمان خود بسیار جالب و به روز بوده است، ادا نمی کندو تنها حاصل این مقاله حق التألیفی است که برخی مجله ها می پردازند و امتیازی است که نگارنده آن برای ارتقا می تواند از آن استفاده کند. اما این است حاصل این همه وقت، انرژی و هزينه ای که می کنيم؟ ظریفی که خود دستی هم در این کمیته های ارتقای مجلات وزارت علوم داشت می گفت این فصلنامه های علمی پژوهشی وزارت علوم بیشتر ارتقانامه هستند!

به راستی چه باید کرد؟ نظر شما چیست؟

پ. ن. تو رو خدا به کسی برنخورد! ما فقط طرح مشکل کردیم.

+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 15:38 |
چندی پيش در خبرها آمده بود :

"نهمین دوره برگزاری طرح ده هزار نمایشگاه کتاب در ده هزار مدرسه در ایام الله دهه فجر برگزار می شود.

موسسه منادی تربیت برای رشد و ارتقای فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کشور گام های موثری برداشته است و از موجودی 70 میلیون کتاب در سراسر کشور چیزی حدود 45 میلیون جلد کتاب را در دسترس دانش آموزان قرار داده است".  باقی خبر را اينجا بخوانيد

سال هاست داريم نمايشگاه ها و فعاليت های مناسبتی اين چنينی را انجام می دهيم، اما باز هم تفاوتی در ميزان عادت به مطالعه در کودکان ما شکل نمی گيرد و همچنان می شنویم و می بینیم که بچه هایمان کتاب نمی خوانند! در اين مجال اندک نگارنده بر آن نيست که دلايل کتاب نخوانی کودکان را بررسی کند، که در آ صورت مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.

اين يادداشت را با اين انگيزه شروع کردم که دلايلی چند برای ناکارآمدی اين طور نمايشگاه ها برشمارم.

واقعيت اين است که تا زمانی که فقط به صورت مناسبتی و فرمايشی به ترويج کتاب و کتابخوانی می پردازيم، نبايد توقع داشته باشيم که تحولی بنيادين در رغبت به مطالعه و کتاب به وجود آيد. برعکس من گمان می کنم هنگامی که در خلال برخی مسائل ديگر به کتاب و کتابخوانی می پردازيم، نتايج بهتری حاصل می شود.

خواندن زمانی در کودکان ما نهادينه می شود که جزئی از زندگی چه در خانه و چه در مهد کودک و مدرسه باشد. نه اينکه به مناسبت هايی، چند بار در سال يک باره این بحث داغ شود و بعد از یک هفته هم به فراموشی سپرده شود.

در حقیقت اولیای امور به کتاب خواندن و مطالعه نیز به چشم سایر فعالیت های فوق برنامه که به صورت موردی به آنها پرداخته می شود نگاه می کنند. مثل سینما رفتن، موزه رفتن، یا اردوهای علمی-تفریحی. اما کتاب جزئی از زندگی و فرايند یادگیری و آموزش و پژوهش است، نه فعالیتی فوق برنامه که فقط در وقت فراغت یا برای تمدد اعصاب به سراغ آن برویم. 

بنابراین اگرچه هر حرکت و فعالیتی در جای خود جای تحسین و تشکر دارد، اما تا زمانی که این حرکت ها به این شکل ضربتی، فرمایشی و مقطعی باشد نمی توان چندان از آنها امید صواب داشت! 

 

 

+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 9:58 |