يادم هست در دوره کارشناسی آن جا که بحث مقايسه منابع اطلاعاتی مطرح می شد، يکی هم تازگی و به روز بودن منابع بود و بر مبنای همين معيار گفته می شد که در برخی حوزه ها و علوم مجله ها منابع مهم تری نسبت به کتاب ها هستند زيرا اطلاعات يک کتاب به هنگام انتشار حداقل متعلق به دو سال پيش است، اما مجله ها معمولا مقاله ها و مطالب جدیدی را منتشر می کنند که بیشتر به کار متخصصانی که در پی به روز کردن اطلاعات خود هستند، می آيد.
چند روز پيش شماره جدید یکی از مجلات تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی به دستم رسید. در همان تورق اولیه متوجه شدم که تاریخ نگارش و ارسال برخی از مقاله ها به حدود سه سال پیش بر می گردد! این مسأله به شدت مرا به فکر فرو برد. به ويژه که چندی پيش که با سردربیر یکی از همین نشریات برای ارسال یکی از مقالاتم صحبت می کردم ایشان رسمن اعلام کردند که زودترین زمانی که می توانیم مقاله ات را چاپ کنیم دو سال دیگر است!
نه اینکه تقصیر به گردن گردانندگان این نشریات باشد. حاشا و کلا! آنچه که ما امروز با آن مواجه هستیم یک بازار نامتوازن است: یعنی کثرت تقاضا و قلت عرضه، که موجب می شود نویسندگان و مترجمان ماه ها و سال ها در انتظار چاپ مطالب شان بمانند: از یک طرف تقاضای انبوه برای چاپ مطالب و مقالات در نشریه های علمی پژوهشی و علمی ترویجی و از طرف دیگر تعداد اندک این نشریه ها در رشته ما که سرجمع آنها سه تا بیشتر نیست که یکی هنوز یک سال هم نیست درجه پژوهشی گرفته و آن دوی ديگر هم ترویجی هستند. نویسندگان و اصحاب قلم - که خوشبختانه تعدادشان در رشته ما کم هم نیست- همگی طالب چاپ مقالاتشان در این نشریه ها هستند تا علاوه بر انتشار نتیجه پژوهش ها و اندیشه هایشان، در چرخه تولید علم شرکت کرده و از قبل آن امتیازی هم گرفته و به ارتقای موقعیت حرفه ای شان کمک کنند.
اما با این روندی که در حال حاضر در جریان است، قسمت اول ماجرا دیگر تقریبن منتفی است! وقتی که مطلب کاملا علمی و پژوهشی پس از سه سال منتشر شود، واقعن جایگاه آن در چرخه استناد کجا خواهد بود؟ برای مثال یکی از مقالات همین مجله تازه منتشر شده در خصوص موضوعی بود که اخیرن دستمایه پژوهش های حقیر واقع شده. پس از یک مرور کلی روی مطالب آن نگاهی به فهرست مآخذ آن انداختم. طبیعی است کتابی را که اندکی پس از نگارش این مقاله - که حدود دو سال پیش بود- منتشر شده و کتاب بسیار جامع و مفیدی هم هست، در آن فهرست نیافتم زیرا این مقاله در آن زمان دیگر در نوبت چاپ بوده است.
خوب حاصل این تأخیر چيست؟ با توجه به ده ها مطلب تازه که در این حوزه منتشر شده دیگر کمتر به این مقاله مراجعه و استناد خواهد شد. حال آنکه این حق آن نویسنده پرتلاش را که مطمئنن وقت زیادی را صرف نگارش این مطلب، که در زمان خود بسیار جالب و به روز بوده است، ادا نمی کندو تنها حاصل این مقاله حق التألیفی است که برخی مجله ها می پردازند و امتیازی است که نگارنده آن برای ارتقا می تواند از آن استفاده کند. اما این است حاصل این همه وقت، انرژی و هزينه ای که می کنيم؟ ظریفی که خود دستی هم در این کمیته های ارتقای مجلات وزارت علوم داشت می گفت این فصلنامه های علمی پژوهشی وزارت علوم بیشتر ارتقانامه هستند!
به راستی چه باید کرد؟ نظر شما چیست؟
پ. ن. تو رو خدا به کسی برنخورد! ما فقط طرح مشکل کردیم.
+ نوشته شده توسط رویا مکتبی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت
15:38 |