تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

گفتگو , نظر و اطلاع رسانی در باب کتاب , کتابداری و اطلاع رسانی

به اطلاع کلیه عزیزان می رساند مراسم تقدیر از دکتر خسروی فعلا لغو گردید . بدیهی است در صورت تعیین تاریخ جدید ، علاقه مندان را مطلع خواهیم کرد .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 14:2  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

چند روز پیش در سرعنوانهای موضوعی فارسی دنبال موضوعی می گشتم که نگاهم به سرعنوان

کاغذ توالت افتاد . دیدم علاوه بر اجازه تقسیم جغرافیایی ، ۴ ارجاع نیزدارد: توالت، کاغذ  

دستمال توالت  کاغذ مستراح   و مستراح -- کاغذ

خیلی تعجب کردم به ویژه درجایی که بسیاری از موضوعات مهم به اختصار و با کمترین ارجاعات ذکرشده است.

ولی روز بعد به طور اتفاقی مطلبی را در  از سایت های خبری - تابناک دیدم که تعجبم برطرف شد . یعنی این که فهمیدم این موضوع و موضوع اعم آن چندان بی اهمیت هم نیست :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 15:8  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

 در آمريكا يك محموله هفت كيلويي هروئين به ارزش يك ميليون دلار از دو جلد نفيس كليات سعدي كشف شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از يك پايگاه خبري محلي در آمريكا، يك محموله هروئين با ارزش تقريبي يك ميليون دلار كه در دو جلد كليات سعدي جاسازي شده بود توسط مأمورين گمرك اداره پست آمريكا در ويلمينگتون كشف شد.
برت استورگان از افسران گمرك آمريكا در اين باره گفت: اين كتاب‌ها در دو جلد نفيس بودند و هيچ كدام صفحه‌اي نداشتند. تنها وزن بالاي اين كتاب‌ها ما را به شك انداخت.
پس از اين جريان بود كه افسران گمرك با استفاده از اشعه ايكس اين دو كتاب را بازرسي كرده و محموله هروئين موجود در آنها را كشف كردند.
بنا بر ادعاي اين پايگاه خبري اين دو مجلد از تهران و توسط پست DHL فرستاده شده بود و قرار بود به دو مقصد متفاوت در اونتاريو كانادا فرستاده شود.
مجموع اين دو محموله حدود هفت و نيم كيلوگرم وزن داشت و با قيمت هر كيلو صد و هفتاد و يك هزار و ششصد دلار ارزش تقريبي اين محموله مكشوفه حدود يك ميليون دلار برآورد شده است.
هنوز كسي در اين زمينه بازداشت نشده و تحقيق در اين مورد ادامه دارد. 

ظاهرا پیش درآمد روابط سیاسی ، مبادلات فرهنگیست

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:30  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

فصلنامه کتاب قصد دارد شماره ویژه ای را با موضوع سازماندهی اطلاعات منتشر سازد. از کلیه مولفان و محققان درخواست می شود، مقالات تالیفی خود را در موضوعات : سازماندهی، رده بندی، نمایه سازی و چکیده نویسی مطابق با ضوابط فصلنامه کتاب تا پایان خرداد ۱۳۸۸به آدرس پست الکترونیکی نشریه Faslname@ nlai.ir  ارسال فرمایند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 10:25  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

شماره ۷۴ فصلنامه کتاب منتشر شد . دوستان با مراجعه به آدرس زیر می توانند به متن کامل مطالب دسترسی داشته باشند. نیاز به یادآوری نیست فصلنامه کماکان چشم به راه مقالات ، نقدها و سایر مطالب تالیفی کتابداران و غیرکتابداران علاقه مند به این حوزه است.  

                                                                                  http://nlai.ir/Default.aspx?tabid=204

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 14:9  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

شاید بحث از معضلات عمده و اساسی حوزه کتابداری، فراتر از طرح در یک وبلاگ باشد، ولی برخی مطالب مطرح شده ،و به ویژه دو مطلب اخیر دکتر خسروی که بیان کننده دو گرفتاری حاکم بر این رشته و البته بسیاری از رشته های دیگر است، نشان از فضای نه چندان مساعد حاکم بر جامعه علمی کتابداری و اطلاع رسانی دارد. 

اشاره درست دکتر خسروی به دو معضل سرقت علمی و چاپلوسی و تملق گویی که متاسفانه این دومی جزو فرهنگ مردم ماست را باید با نکته سومی تکمیل کرد که به نظر می رسد مهم تر و بغرنج تر از بقیه باشد: کم سوادی (اگر نگوییم بی سوادی) حاکم بین جامعه دانشگاهی و گروه کثیری از اساتید این رشته که عامل اصلی آن مدرک گرایی محض در شقوق مختلف آن نظیر ارتقای علمی بر مبنای امتیازات جدولی، چاپ مقاله ISI ، شرکت در کنفرانس های متعدد، طرح های پژوهشی، مشاور و راهنما بودن در پایان نامه ها و نظایر آن است که غالبا پوسته است و خالی از محتوا و در قفسه های کتابخانه ها مشغول خاک خوردن. کتابداری ایران اگر دلیلی بر بالیدن و افتخار دارد و اگر امروز می تواند سری در بین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:9  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

با خبر شدیم آقای دکتر مرتضی کوکبی ، عضو هیئت علمی  دانشگاه شهید چمران اهواز به درجه استادی مفتخر شده اند. این موفقیت را به ایشان که از اساتید برجسته حوزه کتابداری و اطلاع رسانی و همچنین عضو هیئت تحریریه فصلنامه کتاب هستند، تبریک می گویم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 10:40  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

اخیرا مطلع شدم غلام فاروق نیلاب رحیمی، رئیس سابق کتابخانه عامه افغانستان ، در سن ۶۳ سالگی درگذشته است.

وی که پس از سقوط طالبان به ریاست کتابخانه عامه ، که تقریبا نقش کتابخانه ملی را در افغانستان ایفا می کند، منصوب شده بود، به تهران هم چند سفر داشت .

از او چندین کتاب و مقاله برجای مانده که مهمترین آنها کتابی است با عنوان سیر تاریخی کتابخانه ها در افغانستان که در سال ۱۳۶۱ به چاپ رسیده است و در یکی از سفرهایم به کابل نسخه ای را برای کتابخانه ملی تهیه کردم. نیلاب رحیمی در اواخر عمر به سمت رئیس آرشیو (به قول افغانها آرشیف) ملی افغانستان منصوب شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:3  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

سازمان اسناد و کتابخانه ملی در تهران و چند شهر از جمله زاهدان، همدان و بوشهر  قصد استخدام کتابدار و همچنین برخی تخصص های دیگر را دارد. علاقه مندان به روزنامه اطلاعات دوم شهریور ماه برای دریافت اطلاعات تکمیلی مراجعه نمایند(کتابداران ساکن تهران با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر، به تعداد ۵ نفر).

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:28  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

خبر در گذشت احمد بورقاني بسيار ناباورانه بود. همين چندروز پيش او را در نماز جماعت مسجد هدايت (دروس) ديدم. به شوخي گفتم : مگر شماها نماز هم مي خوانيد!

آدمي صبور ، خوش فكر و بذله گو بود. در جريان فوت مرحوم فخرالدين حجازي هنگامي كه از خاطره اولين برخوردش با وي نوشته بود ، احساس كاملا آشنايي به من دست داد: حضور او درايام نوجواني در كتابفروشي بعثت در ساختمان الوند در خيابان انقلاب (شاهرضاي سابق) و راهنمايي مرحوم حجازي براي انتخاب كتابي مناسب و نهايتا حرص و ولع او در خواندن كتاب و مراجعه مجدد او به كتابفروشي بعثت. وقتي مطلب او را مي خواندم به ياد خاطره دكتر خسروي از آشنايي اش با شهيد بهشتي و خريد كتاب از ناشران مذهبي آن زمان ، كه تعدادشان هم انگشت شمار بود و فعالیت در كتابخانه مسجد محل ، افتادم و همين طور خاطرات مشابه خودم كه هر چند در سن و سالي كمتر اتفاق افتاد ولي مشابهت هاي بسياري را حس مي كردم.

در سال 84 مدت كمي را نيز در كتابخانه ملي مشغول خدمت بود كه بسيار كوتاه و گذرا بود ولي از خود ياد نيكي را در اذهان بجا گذاشت.

يقين دارم روحش با مقتدايش ، روح الله، محشور خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 12:29  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

  وقتي در زمان دانشجويي و در درس سازماندهي مواد(1) اصول مستندسازي اسامي را مي خوانديم، با قاعده كلي حذف القاب آشنا شديم . القابي چون دكتر ، مهندس ، استاد ، آيت الله ، حجه الاسلام و نظاير آن. موضوعي كه از همان موقع برايم عجيب بود ، قرارگرفتن لقب سيد در اين دسته از اسامي بود. عليرغم مباحثات و ميزگردهاي چندي كه در طول اين سالها برگزار شده، هنوز نتوانسته ام بفهمم كه دليل حذف اين لقب از شكل مستندشده اسامي چيست. چرا كه واژه سيد ، فلسفه و تاريخچه اي جدا از نمونه هاي فوق داردو اصولا  لقبي نيست كه بتوان به شخصي عطا كرد.  به بيان ديگر بر خلاف نمونه هاي فوق ، اكتسابي نيست و از بدو تولد همراه با نام شخص است و اصطلاحا شناسنامه اي است.

  با  بررسي قواعد فهرستنويسي انگلوآمريكن (ويرايش2) نيز به وضوح مي توان به غير منطقي بودن اين كار پي برد. بنده تنها به يك مورد اشاره مي كنم : قاعده 22.22C    كه در بخش قواعد مربوط به نامهاي ساير زبانها و در ذيل نامهايي به الفباي عربي آورده شده است :

"نام افزوده، لقب توصيفي يا لقب افتخاري را كه به منزله بخشي از نام قلمداد مي شود، در صورتي كه به شناخت فرد كمك مي كند، بياوريد " .  خوب حتي اگر واژه سيد را در زمره القاب فوق نيز محسوب كنيم، طبق اين قاعده بايد آن را بياوريم.

  گمان كنم با ادله روشني كه با كمي تامل در قواعد انگلوآمريكن و نظرخواهي از اهل علم  به دست مي آيد، بايد انتظار داشت تا كتابخانه ملي در مستندسازي اسامي ايرانياني كه مفتخر به عنوان سيادت هستند ، تجديد نظر نمايد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:24  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

اشتباه نكنيد . مطلب فوق ، متن درسي دهه 50 شمسي نيست. صفحه اي از كتابي است به قلم يكي از اساتيد كتابداري كه اتفاقا ناشر آن هم متخصص در انتشار متون كتابداري است. تاريخ چاپ آن هم حدودا يك سال و نيم پيش (اين مطلب را نوشتم تا دوباره ايراد نگيرند چرا از خاطرات 60 سال پيش سخن مي گويي)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 16:54  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

با نام دكتر پرويز ناتل خانلري كمتر اهل فرهنگي است كه آشنا نباشد. آثار ، تاليفات ، فعاليتهاي فرهنگي و از همه مهم تر رياست بنياد فرهنگ ايران كه ثمره اين بنياد، انتشار صدها  متن كهن از ادبيات پارسي بود كه با تصحيح اساتيد بنام و با چاپي مناسب و يك شكل ، كماكان زينت بخش كتابخانه هاست.

به دنبال مطلبي در خصوص دكتر خانلري بودم كه به صورت اتفاقي به خاطره اي از او برخوردم كه مربوط  به سالهاي حضور او در اداره تعليمات عالي وزارت فرهنگ است. با توجه به موضوع فكر كردم بازگويي آن در وبلاگ دكتر خسروي  بد نباشد. و اينك ماجرا بدون هيچ شرح و تحليلي از زبان آن مرحوم در كتاب پرويز ناتل خانلري :

 

 در اواخر سلطنت رضاشاه ... مردم حتي در پستوي خانه هم مي ترسيدند كه كمترين نكته اي را درباره وضع  كشور به زبان بياورند. در آن روزگار ، كار سانسور بر عهده شهرباني بود ولي درباره متون علمي نظر وزارت فرهنگ را هم مي خواستند. كسي رساله اي تاليف كرده بود درباره بهداشت خانگي كه شهرباني نسخه اي از آن را به وزارت فرهنگ ارسال  و آنها نیز براي من فرستادند. با توجه به موضوع كتاب ، دقت خاصي نكردم و گفتم چاپ كتاب بلامانع است. چند روز بعد آقاي شميم ، كه در اداره سانسور بود، تلفن كرد و گفت: آيا اين كتاب را خوانده بودي ؟ من هم پاسخ دادم خير. چون من طبيب نيستم و مطلب هم جنبه سياسي و اجتماعي نداشت كه مشكلي داشته باشد. او گفت: نه آقا نزديك بود توي هچل بيفتيم. خدا رحم كرد كه من لحظه آخر ملتفت شدم . پرسيدم : مگر چه شده؟ گفت: در يك جاي كتاب نوشته بود "پهلوي مستراح" . من كه نوشته جلويم نبود ، از پشت تلفن متوجه مطلب نشدم. گفتم: خوب كجاي كار اشكال دارد؟ شميم گفت : يعني شما متوجه نمي شويد كه اين عبارت اهانت آميز است . ما آن را عوض كرديم و نوشتيم " جنب مستراح" و خوشبختانه خطر برطرف شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 16:30  توسط غلامرضا امیرخانی  | 

بسمه تعالي

زماني كه جلد اول دايره المعارف كتابداري منتشر شد، فرصت بيشتري نسبت به امروز داشتم و نقدي را بر آن در فصلنامه كتاب نوشتم. تورقي در جلد دوم نشان مي دهد كه اين جلد نيز همان ايراد اساسي جلد نخست را دارد :

همسنگ نبودن مقالات در حوزه هاي مختلف . به عبارت دقيق تر، مداخل مرتبط با حوزه هاي تاريخ كتابداري

و موضوعاتي نظير نسخه هاي خطي ، ضعيف تر از مقالات حوزه اطلاع رساني و كتابداري مدرن است.

دليل آن را هم از زمينه هاي كاري و تخصصي  سرويراستار محترم  مي توان فهميد. البته مشاوران علمي در اينجا چه نقشي دارند ، معلوم نيست.

در زير به صورت فهرست وار برخي از ايرادات را به ترتيب الفباي مداخل ذكر مي كنم :

1 - سر عنوان هاي موضوعي فارسي : شيوه نگارش مقاله ، داستان گونه است و مناسبتي با دايره المعارف ندارد.

به اين عبارت توجه كنيد : پنجاه سال پيش اگر سرعنوان موضوعي داشتيم ، طياره و… را بر مي گزيديم

2 – سرگذشتنامه هاي ايراني و اسلامي : زندگينامه علمي دانشوران را در دو جزوه دانسته در حالي كه سالهاست جلد سوم آن منتشر شده كه بر مبناي جزوه ، دوازده عدد مي شود.

3- فرهنگ هاي اردو : حجم مقاله از فرهنگ هاي عربي بيشتر است . منطقي است ؟

4- فرهنگ هاي عربي : چند سالي است كه فرهنگ عربي به فارسي معاصر ، ترجمه دكتر آذرنوش ، به عنوان بهترين و پركاربردترين فرهنگ عربي به فارسي مطرح است كه در اين مقاله نامي از آن به ميان نيامده است.

 5- فهرستنويسي نسخه هاي خطي : نويسنده مقاله ، مجلدات اخير فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه ملي را از بهترين نمونه ها مي داند ، آن هم به استناد مطلبي در نشريه داخلي كتابخانه مجلس كه تخصص نويسنده مطلب در حوزه نشريات است و نه نسخه هاي خطي.

6- فيلم : نامي از روش روسو در طبقه بندي نيامده است .

7- فيلمخانه ملي ايران : نام اين مركز با نام بنيانگذار آن ، فرخ غفاري ، پيوند خورده است كه اتفاقا سال پيش درگدشت. در اين مدخل هيچ نامي از او برده نشده است.

8 – قم ، كتابخانه هاي : در مقاله طوري از كتابخانه دارالتبليغ صحبت شده كه گويي نويسنده محترم 30 سال پيش مطلب را نوشته است. اشاره اي هم به دفتر تبليغات اسلامي نشده است.

9 – كتابخانه ملي تركيه : " كتابخانه از طريق خط اجاره اي به اينترنت وصل است" واقعا ارزش اطلاعاتي بسياري دارد !

10-  كتابخانه هاي سلطنتي : تاريخ تولد بايسنغر را 802 ق. ذكر كرده در حالي كه در جلد اول و در مدخل مستقلي كه به نام وي است ، تاريخ 799 ق. آمده است .

11 -  كتابخانه هاي كهن جهان اسلام : در مورد كتابخانه هاي هند به " كتابخانه سلطنتي پادشاهان تيموري ، گوركاني و يا بابري " اشاره شده است . در حالي كه هر سه به يك معناست.

در همين مدخل به كتابخانه هاي پيرمحمد و خليل سلطان ، دو شاهزاده تيموري ، به عنوان كتابخانه هاي مهم سده هاي مياني اشاره شده  كه متون تاريخي قرن نهم فاقد چنين مطلبي است .

12- كتس ، ويليام اي : در فهرست مآخذ ، دو جا از محل يا دانشگاهي بانام Albang  ياد شده است . اگر كسي آدرس اين مكان را مي داند ، بگويد (در Google Earth كه چيزي يافت نشد).

13-  مصر ، كتابخانه هاي : يكي از نويسندگان با عنوان محمد ام. امان ذكر شده . براي اسم عربي ،  ام. چه معنايي دارد ؟

14- مفتاح السعاده : " به اقلام ... به چاپ اول رسيده " يعني چه ؟

در همين مدخل عبارت " ظاهرا جديدترين چاپ " به كار رفته . آيا در يك دايره المعارف و آن هم در مورد يك واقعيت مشخص (چاپ يك كتاب) "ظاهرا" واژه مناسبي است ؟

15- هندوستان ، كتابخانه هاي : به رغم كتابخانه هاي باشكوه گوركانيان هند ، هيچ نامي از آن به ميان نيامده است . به نظر اينجانب ، اين توجيه كه مقاله ترجمه اي است ، قابل قبول نيست . بايد مداخلي كه با فرهنگ و تاريخ ما مرتبط است را تاليف و يا دست كم بازنويسي كرد.

در پايان ذكري هم از نمايه كتاب شود . بديهي است در دايره المعارف كتابداري بايد نمايه اي وجود داشته باشد كه الگويي براي ساير آثار باشد . بسياري از اسامي و اعلام كه در متن آمده ، در نمايه نيست و يا ارجاع به شماره صفحه اشتباه دارد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:51  توسط غلامرضا امیرخانی  |