سهم انسانها در جهان معاصر به اندازه ی حضوری ست که در کهکشان رسانه ها دارند
شیرازه یک ساله شد!
نشريه الكترونيكي علوم كتابداري،آرشیو و اطلاع رساني
آنچه در این شماره میخوانید....
ادامه مطلب
گفتگو , نظر و اطلاع رسانی در باب کتاب , کتابداری و اطلاع رسانی
سهم انسانها در جهان معاصر به اندازه ی حضوری ست که در کهکشان رسانه ها دارند
شیرازه یک ساله شد!
نشريه الكترونيكي علوم كتابداري،آرشیو و اطلاع رساني
آنچه در این شماره میخوانید....
آیا لزوم این تحقیق و پژوهش احساس می شود ؟
عنوان تحقیق : بررسی میزان تعداد موش در کنار جوی و ....شهر تهران در سال ۱۳۸۷
جامعه آماری : موش و گربه های شهر تهران : به روش تصادفی هم انتخاب می شوند
سوالات پژوهش : چرا دراطراف جوی ها آب شهر تهران تعد اد موش فراوان دیده می شود ؟
چرا گربه های شهر تهران با موشها دوستند و آنها را نمی خورند ؟
فرضیه : مقدار زباله های شهر تهران با میزان چاقی گربه ها و موشها همبستگی دارد
نتایج تحقیق : اگر به فکر از بین بردن موشها نباشیم به زودی اگر به خاطر آلودگی هوای شهر تهران نمیریم به خاطر آبهای آلوده و دارای حصبه و وبا و طاعون از طریق انتقال بیماری موشها در کانالهای آب می میریم
بالاخره می میریم البته به نظر من هم مهم نیست !
منظورم این است زودتر شهرداری چند چادر بزند و ۲ جوان را بگذارد تا بروشور و سم و تله موش توزیع نماید زمان آن رسیده است
من هر روز در راه رفتن به سر کار چند موش را می بینم که بر باقیمانده خوراکی هایی که مردم در جوی آب ریخته اند با هم دعوا دارند و برایم این سوال پیش آمد چرا گربه ها توجهی به این موشها ی هم سایزشان ندارند .
جدا اطلاع رسانی در زمینه بیماریهای واگیر ( مثل سالک : که بیماری پوستی است و... ) چه قدر اهمیت دارد ؟
مکان: تالاردانشکده فیزیک پردیس علوم دانشگاه تهران واقع در امیرآباد – انتهای کارگر شمالی ( جنب خوابگاه فاطمیه ) – دانشکده فیزیک
زمان: دوشنبه ساعت 17:30 الی 19:30
مانور خوب است تمرین برای هر حادثه خوب است اینکه دانش آموز بداند هر موقع زنگ آژیر شد فوری کتابش را روی سرش بگذارد و گوشه دیوار بیاستد خوب است
ولی چیزی که می خواهم بگویم ورای این صحبتهاست برای هر حادثه باید عملکرد واحد نداشت بلکه باید عملکرد خود را نسبت به هر حادثه عوض کرد مثلا زلزله ۴ریشتری با ۵ریشتری
عملکرد متفاوتی دارد ما باید دانش خود را افزایش دهیم تا بتوانیم در حوادث فکر کنیم
بیشتر ما دوست داریم کارهای بزرگ انجام دهیم و برایمان کارهای کوچک بی ارزش کم ارزش و... است
باور کنید گاهی اطلاع رسانی ساعت کار نانوایی - نرخ اجناس و... هزار اطلاع از این قبیل از صد تا اطلاعات مهم مفید تر و پرکاربرد تر است
باور کنید هر چه مردم بفهمند با دانستن راحت تر زندگی شهری خود را ادامه می دهند خود تشویق به دانستن است و این احساس نیاز را در انسان بیدار می کند که آگاه تر شود
در حال مطالعه لبّ لباب مثنوی بودم که در بخش بیان معرفت روح به این ابیات معروف رسیدم. به نظرم مجموعه این چند بیت علاوه بر کاربرد در حوزه معرفت شناسی، یکی از بهترین نمونه های ادب فارسی برای تبیین جایگاه حرفه ما در زمینه آگاهی رسانی باشد:
جان نباشد جز خبر در آزمون هر که را افزون خبر جانش فزون
جان ما از جان حیوان بیشتر از چه؟ زان رو که فزون دارد خبر
با سلام و احترام
کمیته آموزش انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران با همکاری سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می کند:
"زبان نشانه گذاری گسترش پذیر(XML) و کاربرد آن در مدیریت اطلاعات"
مدرس: سید مهدی طاهری (کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی و مدیر بخش مدیریت اطلاعات مرکز اطلاعات و مدارک علمی اسلامی)
به نظر می رسد این روزها تورم موجود در ایران و جهان دامن ترافیک تهران هم گرفته است. واقعا شلوغی نفس گیر شده است. روز پنج شنبه پس از دوساعت تدریس در کتابخانه ، سرخوش از خلوت تر بودن خیابانها عازم جلسه کاری بودم. در ضلع شرقی بلوار کتابخانه راه عبور بسته بود . دو مراجعه کننده فرهیخته به کتابخانه دست به یقه بودند و الفلظ چارواداری و بلکه چهارپاداری رد و بدل می فرمودند.مجبور شدم برای خاتمه دادن به قضیه پیاده شوم. اتو مبیل جلویی برای پیدا کردن جای پارک دنده عقب می آمده اتومبیل دوم پنجاه متری هم با او همراهی می کند . وفتی می بیند فاصله بیشتری را باید با دنده عقب برود استنکاف می کند. راننده اولی که سعی می کرد با مداخله فرد سوم خود را خیلی با فرهنگ نشان دهد می گفت: ما اصلا گذشت نداریم و به حقوق هم احترام نمی گذاریم. وقتی به او یاداوری کردم در جاییکه یک ماشین با احتیاط عبور می کند شما با دنده عقب گرفتن حق را رعایت نکرده اید . برآشفت که معنای حق در این دیار دگرگونه است ! خلاصه با تحکم راه باز شد . یاد مطلبی افتادم که جند روز پیش یکی از دوستان با ایمیل برایم ارسال کرده بود: یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه می شود که خروجی مورد نظرش را رد کرده است. به عادت دیرینه می ایستد و با دنده عقب،به سمت خروجی حرکت می کند. در همان لحظه با اتومبیل دیگری تصادف می کند. پلیس می آید. اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکند. بعد به سراغ راننده ایرانی می آید و می گوید:
ما باید این آقا را بازداشت کنیم،ایشان آنقدر مست است که فکر میکند شما داشتید دنده عقب می آمدید!؟
فکر می کنم صبح تا شب همه ما مستیم که شاهد صحنه های دنده عقب در بزرگره ها ، عبور از ورود ممنوع ها چراغ قرمزها و ... هستیم. تخلفاتی که نمی تواند به عقل هیچ شهروند جامعه اطلاعاتی و معرفتی راه پیدا کند. به نظر می رسد : گر حکم شود که مست گیرند در شهر "ما" هرآنکه هست گیرند.
عصر جمعه است. دقیق 8اذر ماه 87. از سالی که مسعود کیمیایی قهرمان فیلم "ضیافتش "را
لباس مرد قانون !! پوشاند و دیگر نه از فریاد های قیصر خبری بود و نه زرنگی های
رضاموتوری و ونه چاقویدسته سفید ساخت زنجان
"سید" در گوزنها ،با خودم عهد کردم که سینمای ایران را بوسیده و کناری گذاشته و هیچ گاه پا به سالن های سینما برای دیدن فیلم
های وطنی نگذارم که البته نگذاشته ام در طول این 15 سال. برای اینکه راست تر باشد
همه چیز و بی پرده تر باید بگویم که در این 15 سال تنها 2 فیلم دیگر را در سالن
های سینما دیدم. یکی سگ کشی بیضایی و دیگری لیلی با من است تبریزی!
بار سوم که قصد
میکنم به سینما بروم ان هم به اصرار یک عزیز همین عصر دیروز بود. از میان فیلم ها
ی مملو از لوده گی و مسخره گی وعده کردیم که میهمان "دعوت" حاتمی
کیا شویم. سینما ازادی اولین انتخاب ماست. .....
رئيس جديد كتابخانه مجلس شوراي اسلامي در نخستين مصاحبه مفصل خود پس از انتخاب گفته بود:
"كتابخانه مجلس قرار بوده كتابخانه ملي كشور باشد، چيزي شبيه كتابخانه كنگره آمريكا. اما بعدها به دلايلي اين سياستگذاريها عوض شد و دولت خودش با تأسيس كتابخانه ملي در دهه 40 به فكر جاي ديگري افتاد"
اگر سال 1316 را كه سال رسمي تأسيس ساختمان (و نه نهاد) كتابخانه ملي ايران هم در دهه 40 (شمسي يا قمري بودنش مهم نيست) بپذيريم، بنظر ميرسد ملي نشدن كتابخانه مجلس شوراي اسلامي (پيشتر ملي)، مهمترين دغدغه آقاي جعفريان است. ايشان چند بار از كتابخانه ملي و بصورتهاي گوناگون انتقاد گرده اند، كه مثلأ:
فکر کردم می توانستم حداقل ۱۰ صفحه کتاب بخوانم . همینجوری که ایستاده بودم دیدم انواع جنسهای مختلف (آنهایی که اغلب احتیاج داریم ) در معرض فروش برایم قرار گرفت دستفروشان را می گویم آنها را دیده اید ؟؟؟؟
چندی پیش در فصلنامه کتاب ضمن سرمقاله ای با عنوان مراجعه کننده مولد یاد آور شدم که راهکارهای سنتی ذخیره و بازیابی اطلاعات پاسخگوی دنیای جدید اطلاعات و ارتباطات نیست. توجه به امکانات نوین فناورانه با استفاده از الگوهای هوش مصنوعی ابواب جدیدی را بر روی پردازش اطلاعات گشوده است. شاید بهتر باشد ما کتابداران نیز توجه ویژه ای را به این حوزه مبذول داریم . به خبر زیر به نقل از سایت خبری آفتاب توجه فرمایید:
"گوگل ویژگی جدیدی رای برای نمایش نتایج جستجو ارایه کرده است که به کاربران اجازه می دهد نقطه نظراتشان را در مورد لینکها اضافه کنند.
این ویژگی جدید که عنوان SearchWiki را بخود گرفته است ، نشان می دهد که چطور عمل جستجو روز به روز پویاتر میشود و بگفته گوگل با قرار دادن ابزار در اختیار کاربران، این جستجو مفیدتر هم می شود.
آنتونی هاوس سخنگوی گوگل اعلام کرده است که کاربرانی که یک سایت را بطور مکرر مورد جستجو قرار
چندی است که بحث سرقتهای ادبی در بین نخبگان و تحصیلکردگان بالا گرفته است . اما تا به حال سخنی در مورد سرقت مستقیم آثار آن هم توسط پژوهشگران چیزی نشنیده بودیم. گزارش زیر را ببینید :البته اینکه این فرد توانسته است به چنین عملی دست بزند جای تامل بسیار دارد. زیرا در بازدیدهای مختلف برایم اثبات شده است که کتابخانه بریتانیایکی از منضبط ترین و سخت گیرترین هاست. در بخشهای منابع نادر حتی ورود خودکار هم ممنوع است و پژوهشگران فقط می توانند مداد همراه داشته باشند. دوربینهای زیادی هم از زوایای مختلف مراقبت می کنند!
روزنامه گاردین گزارش داده که دادگاهی در بریتانیا به اتهام یک ایرانی رسیدگی می کند که متهم است در مدت هفت سال کتابهای تاریخی را قرض گرفته و صفحاتی از آنها را جدا کرده است.
گاردین در گزارش مفصلی می نویسد که یک ایرانی ثروتمند به نام فرهاد حکیم زاده به بیش از ۱۵۰ کتاب و اثر تاریخی و بسیار پرقیمت مربوط به قرنهای شانزدهم میلادی به بعد را که در کتابخانه ملی بریتانیا در