خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد
كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي كشد
خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد
كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي كشد
با نام دكتر پرويز ناتل خانلري كمتر اهل فرهنگي است كه آشنا نباشد. آثار ، تاليفات ، فعاليتهاي فرهنگي و از همه مهم تر رياست بنياد فرهنگ ايران كه ثمره اين بنياد، انتشار صدها متن كهن از ادبيات پارسي بود كه با تصحيح اساتيد بنام و با چاپي مناسب و يك شكل ، كماكان زينت بخش كتابخانه هاست.
به دنبال مطلبي در خصوص دكتر خانلري بودم كه به صورت اتفاقي به خاطره اي از او برخوردم كه مربوط به سالهاي حضور او در اداره تعليمات عالي وزارت فرهنگ است. با توجه به موضوع فكر كردم بازگويي آن در وبلاگ دكتر خسروي بد نباشد. و اينك ماجرا بدون هيچ شرح و تحليلي از زبان آن مرحوم در كتاب پرويز ناتل خانلري :
در اواخر سلطنت رضاشاه ... مردم حتي در پستوي خانه هم مي ترسيدند كه كمترين نكته اي را درباره وضع كشور به زبان بياورند. در آن روزگار ، كار سانسور بر عهده شهرباني بود ولي درباره متون علمي نظر وزارت فرهنگ را هم مي خواستند. كسي رساله اي تاليف كرده بود درباره بهداشت خانگي كه شهرباني نسخه اي از آن را به وزارت فرهنگ ارسال و آنها نیز براي من فرستادند. با توجه به موضوع كتاب ، دقت خاصي نكردم و گفتم چاپ كتاب بلامانع است. چند روز بعد آقاي شميم ، كه در اداره سانسور بود، تلفن كرد و گفت: آيا اين كتاب را خوانده بودي ؟ من هم پاسخ دادم خير. چون من طبيب نيستم و مطلب هم جنبه سياسي و اجتماعي نداشت كه مشكلي داشته باشد. او گفت: نه آقا نزديك بود توي هچل بيفتيم. خدا رحم كرد كه من لحظه آخر ملتفت شدم . پرسيدم : مگر چه شده؟ گفت: در يك جاي كتاب نوشته بود "پهلوي مستراح" . من كه نوشته جلويم نبود ، از پشت تلفن متوجه مطلب نشدم. گفتم: خوب كجاي كار اشكال دارد؟ شميم گفت : يعني شما متوجه نمي شويد كه اين عبارت اهانت آميز است . ما آن را عوض كرديم و نوشتيم " جنب مستراح" و خوشبختانه خطر برطرف شد.
به تمام دوستان كتابدار شاغل در انواع كتابخانه ها
سلام
نشريه "نامه انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران" در نظر دارد در بخشي با عنوان "خاطرات يك كتابدار" به انعكاس تجربه ها و خاطرات شما كتابداران عزيز در حين كار در بخش هاي مختلف كتابخانه بپردازد. متاسفانه به تبع سنت شفاهي ريشه داري كه در ميان ما ايرانيان وجود دارد، كمتر به مكتوب كردن تجربيات خود مي پردازيم حال آنكه بازگو كردن اين تجربه ها و وقايع مي تواند نقاط كليدي و در عين حال مجهولي را در اين رشته پديدار كند.
بياييد از همين امروز شروع كنيم و تجربه هاي خاص و منحصر به فرد (حتي نه چندان منحصر به فرد) ي را كه در حين كارهاي گوناگون كتابخانه از سفارش و فراهم آوري گرفته تا سازماندهي و اشاعه اطلاعات و زواياي ريز و درشت هر يك از اين مراحل، برايمان پيش مي آيد، مكتوب كنيم. مداومت در انجام اين كار، علاوه بر تشكيل يك حافظه مكتوب براي جامعه كتابداري و اطلاع رساني ايران، سبب راهيابي ما به ادبيات داستاني و اذهان عمومي خواهد شد. به علاوه چنانچه زماني بخواهيم و البته بتوانيم بانكي از مطالعات موردي داشته باشيم، ثبت اين تجربيات به نام نگارندگان آنها، انجام اين امر را تسهيل خواهد كرد.
نوشته هاي خود را به اين آدرس ها ارسال كنيد:
رونوشت به تمام وبلاگ هاي كتابداري شخصي و گروهي و سايت انجمن
برای آنکه بگوییم، برای آنکه بشنویم. برای آنکه بدانیم و یادمان نرود، سهم انسانها از دنیا به اندازه حضوری ست که درکهکشان رسانه ها دارند.
|
ش |
ی |
ر |
ا |
ز |
ه |
برای کتابداران و آرشیویست های ایران.
برای من ، برای تو.
با مراجعه به اين نشانيhttp://iman.ut.ac.ir/news/psythes.htm ، از رديف ۲۳ به بعد مي توانيد پايان نامه هايي كه در رشته كتابداري و اطلاع رساني دفاع شده اند را با اين نامه رشته ملاحظه كنيد.
1. 400 آجر را در اتاقی بسته بگذار.
2. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند.
3- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.
سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:
الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.
ب: اگر آنها از نو (برای بار دوم) دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.
پ: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.
ت: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.
ث: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.
ج: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.
چ: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.
ح: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.
خ:اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذار.
د: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگداز .
ذ: اگر آنها به بیرون پنچره خيره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.
ر: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده.
اواخر بهمن 1381بود، زمانی که پرونده های دایره المعارف را بدون هیچ حرف و نوشته ای تحویل گرفتم . از علاقه زیاد به هیچ چیزی فکر نکردم جز اینکه این کار باید به سرانجام رسد. اواسط اردیبهشت ویراستار آمد و کار جدی تر شد. البته به مقصد رسیدن خیلی هم آسان نبود؛ اما مشکلات را یکی یکی پشت سر می گذاشتیم: کمبود نیرو( تک تک نیروها با التماس و درخواست های فراوان و به تدریج صید شدند)، پیدا نکردن صاحبان مقاله ها، سفارش های جدید و چانی زنی ها، مشکلات ردو تأیید و بازبینی و باز، رد و سفارش دوباره و... . در کنار اینها پیگیری های رسمی و غیررسمی (البته بیشتر از روی دلسوزی!!) را هم داشتیم. اما بلاخره منتشر شد با تمام مشکلاتی که داشتیم و همه " کاستی هایی که دارد!
در همان جلسه اول که کمیته اجرایی سه نفره تشکیل شد صحبت از ویرایش آنلاین این اثر بعد از انتشار جلد دوم بود. این حرف کمی به نظرم ثقیل می آمد. ویکی پدیایی هم که اونموقع نبود یا اگر هم بود من نمی دانستم که هست. حال که نسخه الکترونیکی را در وب سایت سازمان می بینیم، فکر می کنم مگر می شود در این دنیای صفرویک این اثر دوست داشتنی ما (فکر می کنم برای خیلی از ما کتابداران دوست داشتنی باشد) فقط در مجلد چاپی بماند و همگان از همه جا آن را نبینند.
غرض اینکه من به عنوان عضوی کوچک که از ابتدای شکل گیری جلد اول دائره المعارف (1374) تا جلد دوم و همچنین الکترونیکی شدن آن افتخار همکاری داشته ام مایلم تا به سهم خود از تمام آنانی که دل سوزاندند و با تلاش و کوششان این کار به سر انجام رسید سپاسگزاری کرده و زحمات بی دریغ آنان را به جامعه ی قدردان کتابداری ایران یاد اور می شوم.
از امروز، صفحات دائره المعارف کتابداری (جلد 1 و2) در اینجا باز خواهد بود!
دوستان عزيز، اعضاي محترم انجمن و ساير علاقه مندان
شماره صفر نشريه الكترونيكي نامه انجمن منتشر شد. اين نشريه هم اكنون از طريق اين آدرس بر روي سايت انجمن قابل دستيابي است.
http://www.ilisa.ir/framework.jsp?SID=72
اميدوارم كه انتشار اين شماره انگيزه خوبي براي دوستان و اعضاي كميته انتشارات انجمن، براي همكاري هاي بعدي ايجاد كند. پرواضح است كه هر چقدر تعداد همكاران ما در انتشار اين نشريه بيشتر باشد، مطالب آن متنوع تر و پربار تر خواهد بود. از همه دوستاني كه مطلبي براي ما فرستادند و به دلايل گوناگون، از جمله از دست رفتن زمان و كهنه شدن مطلب نتوانستيم از آن استفاده كنيم، پوزش مي طلبم و قول مي دهم از مطالب آنها در يك مطلب كلي استفاده كنيم.
در ضمن كميته انتشارات ديروز با حضور تعدادي از اعضا جلسه تشكيل داد. خانم مريم صابري و محدثه دخت عصمت و آقاي امير حسين عبدالمجيد از حاضران در جلسه بودند، با سپاس ويژه از آقاي حيدري نژاد به خاطر هماهنگي جا.
در جلسه ديروز تعدادي از صفحات آتي نشريه معرفي شد و تقسيم كاري هم انجام گرفت. دوستاني كه مهارت هاي گرافيكي دارند و مي توانند طرح و كاريكاتور بكشند، لطفن با بنده تماس بگيرند. ضمنن قالب الكترونيكي نشريه نيز در دست سفارش است.
در اقدامات بعدي سعي خواهيم كرد مجوز چاپي را هم پي گيري كنيم.
خیلی خرسندم به اطلاع دوستان برسانم که استاد فرزانه و متواضعم جناب دکتر رحمت الله فتاحی رتبه استاد تمام را دریافت کرده اند، رتبه ای که شاید خیلی زودتر از اینها شایستگی دریافت آن را داشتند.
این موفقیت بزرگ را به ایشان و جامعه کتابداری ایران تبریک عرض می کنم و برای تمامی اساتید و همکاران این حوزه موفقیت و پیروزی آرزومندم.
ما ایرانی ها خیلی زود سرمست و شاد می شویم و کوس پیروزی می نوازیم . ملاحظه بفرمایید: مثلا یک سازمان جاسوسی بنا بر منافع خودشان اعلام می کنند که ما از 4 سال پیش فلان فعالیت را نداشته ایم . بعد کارناوال شادی راه می افتد که بیا و ببین! و این اعلام را نقطه عطفی در روند همه فعالیت های ارضی و سماوی تلقی می کنند
در حوزه کار خودمان نیز کنفرانس ها و کارگاه های زیادی برگزار شده و می شود و معمولا در افتتاحییه و اختتامیه که معمولا همه را شور حسینی می گیرد بانگ برآورده ایم که این کار نقطه عطفی در این حوزه تلقی می شود . غافل از اینکه وجود این همه نقطه عطف ممکن است گاهی جهت را منفی کند!.ازاین مقدمه بگذریم:
در یک سال گذشته همایش های زیادی در حوزه کتابداری برگزار شده است. بر کسی پوشیده نیست که برگزاری این جلسات همت بالایی را می طلبد و زحمات زیادی را در پی دارد که باید سپاسگزار همه این عزیزان بود. به ویژه وقتی دانشجویانی با کمترین امکانات دست به تجربه می زنند . تجربه ای که نوید دهنده آینده ای پربار و پویا است.
اما به نظر می آید چند نکته و پیشنهاد قابل ذکرباشد:
1- شاید تعداد نسبتا زیاد این همایش ها باعث سطحی شدن بسیاری از مقالات شده است. پایین بودن تراز علمی مقالات و تداوم آن در همایش های مختلف ممکن است موچب بد آموزی برای جوانان رشته شده ، تصویر نا مناسبی هم از این حوزه در اذهان دیگران پدید آورد.
به نظر می اید لازم است با محوریت انجمن مطالب این کنفرانس ها نقد شوند. نقدی علمیِ صریح و خارج از تعارف ها و تعریف ها و مجیزگوییهای خانمانسوز متداول در کشور . این کار
" معاون اول رئیس جمهور با اشاره به تشکیل کمیته ای برای انجام مطالعات مبانی نظری برنامه چهارم توسعه، خاطر نشان کرد: این مطالعات در سال 83 در قالب کتابی با عنوان "مبانی نظری برنامه چهارم توسعه" توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت به چاپ رسید که خدا را شکر می کنیم در همان زمان برخی مسئولان این کتاب را ملاحظه کردند و ضمن جلوگیری از انتشار آن، دستور جمع آوری آن صادر شد. زیرا مفاهیمی که دراین کتاب گنجانده شده بود، همگی مبتنی بر اصول وابسته به غرب بود که آمریکا را در راس امور جهان قلمداد می کرد. ...معاون اول رئیس جمهوری تصریح کرد: اساتید دانشگاه هنوز هم باید بسیار هوشیار باشند، اگر آن کتابها خمیر شده اند افکار که خمیر نشده اند."
امروز 10 آذر ۱۳۸۶ برابر با اول دسامبر ۲۰۰۸، كارگاه آموزشي مطالعات آرشيوي بين روسيه و دنياي اسلام،
در دانشگاه كلمبياي نيويورك برگزار خواهد شد. شايد آگاهي از برنامة اين كارگاه بي فايده نباشد: "كارگاه آموزشي: روسيه و دنياي اسلام در آرشيوهاي اوراسيا"
"Russia and Islam in the Archives of Eurasia : A Workshop"
وبسنجي: با نگاهي به مجلات دسترسي آزاد
دكتر عليرضا نوروزي
(دانش آموخته دانشگاه پاول سزن فرانسه و عضو هيات علمي دانشگاه تهران)
بررسي معيارهاي پذيرش و داوري مقاله در مجلههاي كتابداري و اطلاعرساني فارسي
علي لفته
(دانش آموخته دانشگاه آزاد اسلامي (تهران شمال) و كارشناس ارشد كتابخانه دانشكده علوم پايه دانشگاه تهران)
زمان: چهارشنبه 7 آذر 1386 - ساعت 30/16 تا 30/18
مكان : تهران - بزرگراه حقاني (محور غرب به شرق) - بعد از ايستگاه مترو ميرداماد - بلوار كتابخانه ملي - سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران - تالار شهيد يوسف شريعت زاده
شركت در همايش ماهانه انجمن براي عموم آزاد است
دومین همایش سراسری دانشجویان کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان با تلاش گروه کتابداری و اطلاعرسانی پزشکی، کمیته تحقیقات دانشجویی معاونت پژوهشی این دانشگاه و با همکاری انجمن علمی دانشجویان کتابداری پزشکی روزهای ۳۰ آبان و ۱ آذر در تالار فارابی این دانشگاه برگزار شد. این همایش که با حضور اساتید بزرگواری چون دکتر دیانی، استاد رهادوست، دکتر پریرخ، به همراه جمعی دیگر از اساتید، برخی اعضای هیئت مدیره انجمن و جمعی از علاقهمندان برگزار شد، حسن ختامی بود بر برنامههای هفته کتاب و کتابداری در سطح کشور.
هفته پیش همایش اصطلاحنامه برگزار شد. باید سپاسگزار کسانی بود که زحمت برگزاری آن نشست را بر خود هموار کرده بودند. آن همایش را بهانه قرار داده چند نکته را یادآور می شوم . شما هم در این زمینه اعلام نظر فرمایید.شاید برای برنامه های آینده مفید باشد.
· در کنفرانس های تخصصی ده دقیقه و یک ربع وقت برای ارائه مطلب بسیار کم و ناقض غرض است. معمولا ارائه دهندگان جوان تر نمی توانند مطالب خود را در این مدت جمع کنند . گاهی حتی با تجربه ها هم به علت کمی وقت چنان با شتاب مطلب را از رو می خوانند که گویا با عجله مشغول خواندن زیارتنامه هستند!؟. در ایفلای امسال افریقای جنوبی برای بعضی مقالات تخصصی بیش از نیم ساعت وقت گذاشته بودند.
· در بحث های تخصصی ، سوال و جواب ها می تواند بر غنای نشست افزوده و کج فهمی های بسیاری را اصلاح کند. سوال و جواب نیز باید در پایان هر قسمت انجام شود تا تازه و پویا باشد.معمولا به علت بی نظمی در شروع و ارائه این قسمت حذف می شود و یا به انتهای برنامه که همه برای رفتن نیم خیز شده اند احاله می شود.
· بعضی سخنرانان پیش از دستور چنان از مناقب و معجزات اصطلاح نامه می گفتند که برای من که چند سالی است با این مقوله آشنایم عجیب و جالب بود. بهتر نیست از هر پدیده ای معرفی علمی دقیقی انجام شود تا انتظارات غیر واقعی برای استفاده کنندگان نهایی ایجاد نشود.آیا بهتر نیست که این سخنرانی ها از حالت تشریفاتی و تعارف و تعریف خارج شده و در مسیر اهداف کنفرانس قرار گیرد. نظر شما چیست؟.