تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

گفتگو , نظر و اطلاع رسانی در باب کتاب , کتابداری و اطلاع رسانی

مدیریت مومنانه یا مدیریت مومنان!

 

 فعلا ادم دیگری  را در ذهن ندارم ،پس  با احمد عزیزی اغاز میکنم!(یادش را کردم امروز...یعنی او نیز یاد ما بوده است؟)احمد عزیزی دراوائل دهه هفتاد نامش بیشتر بر سر زبانها بود وشعر و شطحش  عجیب سروصدا تولید میکرد و من شیفته شطحیاتش بودم انگاه که سوار بر توسن خیال ، فلسفه و عرفان را بهم می امیخت و از پیچ سیاست با کیاست عبور میکرد و هر انچه از ایما و اشاره و استعاره و کنایه میدانست را میهمان ظرف با ظرفیت ادبیات فارسی میکرد و مینوشت:

 

" خدا بيامرزد پدر و مادر ابوريحان بيرونی را، ما را به ابوريحان اندرونی معرفی کرد و برايم يک چپق «التحقيق ماالهند» آتش زد پک اول از رمه های راما تا بلندی های برهما را يک نفس دويدم، پک دوم به کرشمه های کرشنا نائل آمدم، مهاتما گاندی از بز هند برايم يک اقيانوس شير تازه تجلی دوشيد، دلم می خواست خورخه لوئيس بورخس آنجا بود و يک جرعه، تنها يک جرعه از جمنا می نوشيد"

 

کجا یادم نیست ولی در جایی از او پرسیدند: "چگونه  اینهمه شعر و شطح میگویی؟" و او پاسخ میدهد: "من  نه شعر میگویم و نه شطح  بلکه انها هستند که می آیند و من را میگویند!!!"

 غرض اینکه گاه نه،بلکه بیشتر اوقات این کلمات هستند که ادم را میگویند،عبارات هستند که تو را توضیح میدهند،و نوشته ها هستند که تو را فریاد میزنند،وگرنه  کمینه ی عقل به ادمی نشان میدهد که کماکان "سکوت طلاست"انهم در اتمسفری که یادمان داده اند " انچه بجایی نرسد فریاد است"   ....البته حرف امروزم اینها نیست اما گفتم که بدانید "مولف"  همیشه فاعل نیست و این صفت جعلی ست  وانکه دستور به نوشتن میدهد حس  دیگریست!

 

...و اما مدیریت مومنانه یا مدیریت مومنان!

 

حرف امروزم اینست!

 تو بگو دغدغه،پرسشی که  عمرش بسته به عمق پاسخی دارد که به ان میدهند،سوالی که نمیمیرد تا جوابی درخور پیدا نکند. نمیدانم  شاید برای خیلی ها این مساله قدیمی باشد ،شاید این مساله خارج از سازمانی که من و شما در ان روزگار میگذرانیم بارها طرح شده باشد(که البته شده است) اما بی ضرر نیست انچه قصد طرحش را دارم. و اگر راهی باز و چشم انداز ما را فراخ تر نکند قطعا بسته تر و تنگ تر نخواهد کرد!

اینجا  (۱)   که ما روزگار میگذرانیم مثل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15:11  توسط سید جلال حیدری نژاد  | 

اساتيد گرامي و دوستان كتابدار
با سلام و احترام
 
فهرست گروه‌هاي آموزشي كتابداري و اطلاع‌رساني در ايران در وب سايت انجمن، در بخش راهنماها به همراه ديگر فهرست‌ها آمده است كه براي تكميل آن نياز به ياري شما داريم. لطفاً پس از ملاحظه فهرست، اطلاعات تكميلي را به نشانی پستی (shmoradi AT gmail.com) ارسال نمائيد.
 
با سپاس از توجه و همكاري شما
 
شيما مرادي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:54  توسط زهرا تهوري  | 

سپاس خداي را كه هواي سپاسگزاري در كشور ما جريان يافته و هر روز (و گاه بعضي روزها چند بار) خبر از سپاس و قدرداني از آثار علمي و توليدات فرهنگي مي شنويم و مي خوانيم. از جشنواره ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10:41  توسط محسن جعفری مذهب  | 

امروز بعد از ظهر، طبق وعده‌اي كه داده بودند جشن شكوفه‌هاي(!) رشته كتابداري و اطلاع‌رساني در سالن اجتماعات كتابخانه ملي ايران با حضور ميهمانان و جمعی از اساتيد بزرگوار اين حرفه برگزار شد. صحبت‌هاي گرم و دلنشين اساتيد بزرگوار، نوش‌آفرين انصاري و كاظم حافظيان همانگونه كه از دل برمي‌خواست، بر دل مي‌نشست و شور و اشتياقي را در وجود نوگلان اين حرفه ايجاد مي‌كرد. اين اساتيد، روند فعاليت‌هايشان را در اين حرفه به قدري زيبا تشريح مي‌كردند كه اشتياق بنده‌اي كه مدتي نه چندان طولاني است که وارد اين رشته شده ام، براي خدمت به آن دو چندان مي‌كرد. ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 23:2  توسط زهرا تهوري  | 

 كتابداران فردا: ويژه برنامه خوشامد گويي به دانشجويان تازه وارد رشته كتابداري و اطلاع‌رساني

سخنرانان:
سركار خانم نوش آفرين انصاري، استاد بازنشسته دانشگاه تهران و عضو هيات مديره شوراي كتاب كودك
جناب آقاي كاظم حافظيان رضوي، مدير سابق مركز اطلاعات و مدارك علمي جهاد كشاورزي و استاد مدعو دانشگاه‌هاي تهران
جناب آقاي دكتر يزدان منصوريان، دانش آموخته دانشگاه شفيلد انگلستان و عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران

زمان: چهارشنبه 23 آبان 1386 - ساعت 14 تا 17
مكان: تهران - بزرگراه حقاني (محور غرب به شرق) - بعد از ايستگاه مترو ميرداماد - بلوار كتابخانه ملي - سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران - تالار شهيد يوسف شريعت زاده

شركت در همايش ويژه انجمن براي عموم آزاد است


رونوشت: وبلاگ‌ها و وب‌سايت‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني

به نقل از وب سایت انجمن


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 12:17  توسط زهرا تهوري  | 

 

يکی از بخش­های جنبی نمايشگاه کتاب که هميشه خيلی از ديدن آن لذت می بردم نمايشگاه مطبوعات بود. امسال که هم به دليل دوری از مرکز و هم به دليل جا به جايی محل نمايشگاه و ... بعد از چهارده سال سنت شکنی کرده و به نمايشگاه کتاب نرفتم، چيزی ناخودآگاه ته دلم بهانه جور می­کرد که خيلی هم از بابت اين سنت شکنی غصه نخورم. يکی از اين بهانه­ها  نبودن نمايشگاه مطبوعات در کنار نمايشگاه کتاب بود.

وقتی يک ماه و اندی پيش، آگهی نمايشگاه مطبوعات را در مجله "هفت" ديدم، احساس خوبی داشتم از اينکه اينجا هستم و می­توانم به ديدن دوستان قديمی بروم. اين شد که امروز بعد از ظهر با وجود کسالت سرماخوردگی و اختلال در سيستم صوتی که موجب شده بود فقط با ايما و اشاره صحبت کنم، به سمت نمايشگاه که در خيابان حجاب، مرکز آفرينش­های هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برپاست، حرکت کردم. بعد از ظهر پاييزی ابری ملسی بود و تعداد بازديد کننده­ها هم گرچه خيلی زياد نبود، کم هم نبود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:21  توسط رویا مکتبی  | 

در یک نگاه اجمالی به نظرم کتابداری و اطلاع رسانی ایران طی سالهای اخیر از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است. نمی دانم چقدر با من موافق هستید اما می توان شواهد فراوانی برای پویایی و شکوفایی این رشته در کشور ذکر کرد. بدیهی است که همواره جای بهبود و پیشرفت بیشتر وجود دارد و ممکن است شما کاستیهای متعددی را نیز در این خصوص نام ببرید. اما اگر بخواهیم فعلا نیمه پر لیوان را ببینیم دلایل متعددی برای پیشرفت کتابداری ایران می توان برشمرد. مثلا، همایش سازماندهی اطلاعات در اسفند 1385 اولین همایشی بود که پس از چند سال دوری از کتابداری ایران در آن شرکت می کردم. در آنجا متوجه بهبود محسوسی در سطح علمی آثار ارائه شده نسبت به گذشته شدم. علاوه بر آن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 22:48  توسط یزدان منصوریان  | 

دیشب  هیات تحریریه  فصلنامه دانش شناسی  در محل دانشگاه آزاد شمال تهران تشکیل جلسه داد. قرار است اولین شماره این نشریه در زمستان امسال منتشر شود.

امید است انتشار مداوم و منظم این نشریه علمی - تخصصی از صف طولانی مقالات در معدود مجلات این رشته بکاهد.

نویسندگان عزیز می توانند مقالات و مطالب خود را به  danesh.shenasi@gmail.com و یا به دفتر مجله دانش شناسی  به نشانی : گروه کتابداری دانشگاه آزاد واحد شمال تهران - شهرک قدس (غرب) بولوار دریا- خیابان شفق  ارسال نمایند.

دست اندرکاران  نشریه  این افراد  هستند:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 1:34  توسط فریبرز خسروی  | 

 

در سازمان متبوع من به تبلیغات خیلی اهمیت داده می شود. البته تبلیغات خوب است. ولی منصفانه و حقیقت نمایانه اش. سازمان متبوع من کتابخانه است. یک کتابخانه بزرگ و مهم. اما هیچوقت ندیده ام از کسانی تشکر شود که کار اصلی و تخصصی آن را انجام می دهند. یا خیلی خیلی کم دیده ام. به همین علت بعضی از آدمهایی که هیچ علم وهنری ندارند فقط در پی آنند که با ارائه آمار و ارقام اغلب غلو آمیز یا بزرگ کردن کارهایی که جزئ امور روزمره است در تبلیغات سهمی داشته باشند و عزیز شوند. بگذارید هر که هر چه می خواهد بکند اما من می خواهم  حرف دلم را در این وبلاگ بزنم. می خواهم  تشکر کنم:

از نیروهای خدمات که هر روز به علت جابه جایی های مکرر تجهیزات دچار آسیبهای پیدا و پنهان می شوند

از فهرستنویسها و نمایه سازها که بار سازمان دهی را بر دوش می کشند و اگر با کتابشناسی ملی  و نمایه ملی حرفی در جهان داریم که بزنیم با تلاش آنهاست

از بچه های اطلاع رسانی که با کوشش آنها کتابخانه حتی یک روز هم برای جابه جایی تعطیل نشدو آنهمه کتاب را فایل کردندو پاسخ مراجعان را هم -البته گاهی با شرمندگی- دادند.

از کادر مجموعه سازی و مبادلات که علاوه بر وظایف محوله خاک زیادی هم تنفس کردند

از استاد پوری سلطانی و استاد  کامران فانی  و همراهانشان در بخش های مستند سازی که هنوز در سنگر کتابخانه امانت کتابداری ایران را متواضعان بر دوش می کشند

و از دکتر فریبرز خسروی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 12:30  توسط فرزانه شادان پور  | 

چندي پيش يكي از دوستان يادداشتي بر يكي از پست‌هاي بنده گذاشت و پيشنهادي در ارتباط با آن پست ارائه كرد. براي پيگيري پيشنهاد ايشان و ادامه بحث ترجيح دادم از طريق ايميل مكاتبه كنيم. از آنجا كه ايميلي از ايشان نداشتم، پس از كلي جستجو در اينترنت بالاخره نشاني پست الكترونيكي‌ وبلاگشان را يافتم و برايشان نامه‌اي ارسال كردم. باوجودي‌كه دو هفته از اين جريان مي‌گذرد و بنده دوبار هم براي ايشان نامه فرستادم، تاكنون پاسخي دريافت نشده است. ظاهراً آن نشاني به‌قول انگليسي‌ها آوت بوده است و ما نمي‌دانستيم.

اين گذشت تا ديروز كه يكي از نشريات تخصصي‌مان به‌دستم رسيد. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:9  توسط زهرا تهوري  | 

عنوان:
غيبت اسناد اقتصادي در مطالعات تاريخ ايران در عصر قاجار
موضوع:
تاريخ معاصر و اسناد
زمان آغاز همايش:
‫۱۴‏/۸‏/۱۳۸۶
محل برگزاری:
ساختمان گنجينه اسناد طبقه هفتم
توضیحات:
سخنراني آقاي سيروس سعدونديان
 
برنامه سخنراني جناب آفاي سعدونديان پژوهشگر و مولف تاريخ معاصر ايران با همت پژوهشكده اسناد و با همكاري معاونت محترم اسناد ، در تازيخ دوشنبه 14 /8 /86 ساعت 30 /14 در طبقه هفتم ساختمان گنجينه برگزار مي شود.
 
رويكرد اكثر محققان تاريخ معاصر ايران به كنكاش در حوزه تاريخ سياسي محدود مي شود به اين سبب حوزه تاريخ اقتصادي و اسناد مربوط به آن اغلب مغفول مانده است. آقاي سعدونديان با پژوهش هاي زيادي كه در اين قسمت نموده اند ، تلاش دارند نشان دهند كه اولا اسناد اقتصادي براي نشان دادن زندگي واقعي مردم از مهم ترين مدارك تاريخي است . در بخش بعدي نگاه و جستجو در اين اسناد چگونه بايد باشد.
 
به نقل از سایت داخلی سازمان اسناد و کتابخانه ملی(خانم سعیدی) 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 4:16  توسط فریبرز خسروی  | 

وبلاگ نویسی پدیده منحصر به فردی است که طرفداران فراوانی دارد. با این حال وبلاگها معمولا به طور نامنظم و گاهی با تاخیر فراوان روزآمد می شوند. در موادری هم اولین پست یا مدخل یک وبلاگ تبدیل به آخرین پست آن می شود (منظورم از پست یا مدخل همان اجزاء یا بندهای یک وبلاگ است که در هر یک در تاریخ مشخصی نوشته می شود و از توالی آنها محتوی یک وبلاگ شکل می گیرد). علاوه بر آن در وبلاگهای گروهی نیز بیشتر مشارکت کنندگان در آن - از جمله در اینجا خود من! - بیشتر از آنکه نویسنده باشند خواننده مطالب دوستانشان هستند که البته اگر این مطالعه نقادانه باشد در جای خود ارزشمند است. به نظرم دلایل متعددی برای کمتر نوشتن یا در مواردی اصلا ننوشتن وجود دارد. شاید دلیل اول کمال گرایی است. از آنجایی که می خواهیم خیلی خوب بنویسیم معمولا نتیجه این می شود که اصلا نمی نویسیم!  اگر توقعمان را کمی کمتر کنیم شاید بتوان بیشتر نوشت. دلیل دیگر شاید نگرانی از انتقاد دیگران باشد که ما را از نوشتن باز می دارد. بدیهی است که هرگز نمی توان همه را راضی نگه داشت و هر چه بنویسیم در نهایت ممکن است انتقاد بعضی از خوانندگان را در پی داشته باشند. هرچند به نظرم انتقاد دیگران به محتوی یا سبک نگارش می تواند خیلی سازنده باشد و من همواره آن را به عنوان یک فرصت یادگیری می بینم و نه دلیلی برای توقف درنوشتن. یکی دیگر از دلایل این موضوع غلبه فرهنگ شفاهی بر فرهنگ نوشتاری است. تمایل ما به گفتن و شنیدن بیشتر از نوشتن و خواندن است. به همین سبب ساعات مطالعه ما کمتر از آن است که باید باشد. ضمنا نباید نگارش و ویرایش را همزمان انجام داد چرا این دو فرایند مجزا و متفاوتند. بهترین نویسندگان نیز نمی توانند این دو را همزمان انجام  دهند. ابتدا  باید مطلب را نوشت و سپس آن را ویرایش کرد. علاوه بر همه اینها معمولترین دلیلی که اغلب به آن مبتلا هستیم کمبود وقت است. امروزه تقریبا همه در هر سطحی  وهر شغلی از کمبود وقت شکایت می کنند. البته اگر کمی دقیقتر به این موضوع نگاه کنیم معمولا کمبود وقت بیش از آنکه واقعی باشد ناشی ازضعف در مدیریت زمان است. اینها تعدادی از دلایل کلی کم نوشتن یا ننوشتن است که عمومیت بیشتری دارد. بدیهی است که باید چند عامل دیگر هم به این فهرست افزود که مربوط به کم نوشتن در محیط اینترنت و وبلاگها می شود. شاید هنوزبه فواید نوشتن دراین محیط مجازی اعتقادی نداریم. اما بد نیست بدانیم که همین وبلاگهای فارسی علاوه برتمام فایده هایی که تا کنون داشته اند طی چند سال اخیرنقش عمدی در افزایش سهم زبان فارسی در محیط وب ایفا کرده اند. به هر حال می توان با همین شرایط موجود بیشتر نوشت و از این رهگذر امکان تبادل آرا و افکار را در محیط مجازی وب بیش از پیش فراهم کرد. حالا به نظر شما چطور و چگونه می توان بر رونق این وبلاگ گروهی افزود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 18:43  توسط یزدان منصوریان  | 

 

چند روزی است نویسندگان پستی در وبلاگ نگذاشته اند. آیا سکوت قلم است و حبس تراوشات ذهنی؟

فکر کردم شاید همه در فکرند. اندیشه همیشگی است. فکر کردم شاید همه ما در خلسه تفکر فرو رفته ایم.  تفکر در مطلق وجود، بی توجه به عوارض آن، بی توجه به این که کتابداریم یا اطلاع رسان، به این که به آن کتاب منتظر فهرستنویسی چه شماره ای در دیویی بدهیم که خداوندان رده بندی را بد نیاید، به ابرداده و موضوع مقاله ای که می خواهیم ناب باشد، بی توجه به سند و وب و ....

من هم در فکرم . در این فکر که هر لحظه می میرم. و همان لحظه حیاتی نو می یابم و به سوی حیات ابدی و خیر مطلق روانم. در قرآن آمده : کل شیئ هالک الا وجهه.   مرگ و هلاک، دائمی و متعلق به حال است  و  فقط سمت و سوی اوست که نمی میرد و ما به سوی او در حرکتیم. در این فکرم که از وقتی قادر مطلق خلقم کرد- و زمانی برای آن متصور نیست - حیات ابدی را برایم رقم زد، حیاتی رو به کمال. تنها باید دریابمش. کمال را می گویم. او که کمال مطلق است مگر می شود هستی را به نیست بکشاند؟

در رودخانه جاری مرگ و حیات، مرگ و حیات در هر آن، کاش  هستی ما نیل به نیکی و زیبایی کند و از اندیشه هایمان، دانایی هایمان، کارهایمان و حتی نقدهایمان خیر بتراود.  

عجب خلسه ای است اندیشیدن!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 8:11  توسط فرزانه شادان پور  |