تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی
روز چهارشنبه مادرم  را برای عمل چشم به بیمارستان بردیم ۳ ساختمان به هم چسبیده بود آسانسور سوار می شدیم بماند که هر آسانسور یک طبقه نگاه می داشت و هر طبقه به ساختمان مجاور راهرو نداشت فقط از طبقه ۵ و ۷ می توانستیم به ساختمان مجاور بیمارستان برویم بماند ما از طبقه ۶ درمانگاه به طبقه ۲ پذیرش و بعد طبقه ۴ اتاق عمل رفتیم ( البته بماند که هر از چندی نیز که باید ساختمان عوض می کردیم به طبقه ۵ و ۷ هم رفتیم ) آخرش از وسط اتاق عمل سر در آوردیم فقط مانده بودیم چرا لباس سبز جراحی نپوشیدیم  مادر بیچاره ام که ناشتا باید این مسیر ها را می آمد . ما هم که تشنگی یادمان رفته بود بیشتر سرگیجه داشتیم  

 


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط نوش زاد فتوحی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 10:47 |

چند روز پیش داور یک پایان نامه کارشناسی ارشد بودم. طی چند ماه گذشته این دومین تحقیقی بود که برای داوری می خواندم. جلسه دفاع به خوبی و خوشی برگزار گردید و دانشجو با نمره عالی موفق به دفاع از کار خود شد. این پایان نامه از نظر روش شناسی درست مثل همه پایان نامه های دیگری بود که با آنها آشنا هستیم.  در اینجا فقط می خواهم نظر شما را به رویکرد غالب در روش شناسی این پژوهشها جلب کنم. آنچه در این پایان نامه ها می بینیم شامل  موادری است مثل تدوین فرضیه ها، نمونه گیری تصادفی، محاسبه میانگین، انحراف معیار، و در نهایت استفاده از یکی از آزمونهای آمار استنباطی و ختم کار با رد یا پذیرش فرضیه ها. همه چیز از قبل پیش بینی شده و رد یا پذیرش فرضیه ها نیز هیچ فرقی در کل قضیه نمی کند. همه چیز سر جای خود است و فقط جای معنا خالی است. منظورم از معنا این است که در نهایت پژوهشگر قادر به ارائه تفسیری روشن از این اعداد و ارقام نمی باشد و تلاشی هم در این خصوص نمی کند چرا که کسی از او نمی پرسد. همه چیز را اعداد محاسبه شده و نرم افزار SPSS نشان می دهد و محقق به عنوان کسی که تحقیق را انجام داده و از ابتدا تا انتها با این فرایند سر وکار مستقیم داشته نقشی بیش از ارائه دهنده آمار ایفا نمی کند. به بیان دیگر، هر فرد دیگری که این اعداد را در اختیار داشته باشد به همین اندازه قادر است در زمینه مورد تحقیق اظهار نظر کند. نکته جالب توجه این است که ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 19:10 |

در اخبار خوانديم كه سفير محترم جمهوري قزاقستان در تهران از سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ديدار و با رئيس آن مذاكراتي داشت. بديهي است در اينگونه مذاكرات معمولأ صحبت از برخي پيشينه هاي مشترك فرهنگي، و زمينه هاي همكاري هاي مشترك بين دو كشور يا سازمانهاي مشابه در آنها بميان مي آيد. از جمله از قول رياست سازمان اسناد وكتابخانه ملي آوردند كه :

"اشعري انتشار كتابي مشترك در مورد تاريخ تمدن ايران و قزاقستان را گامي ديگر در راه گسترش روابط فرهنگي دانست و گفت : ما آماده ايم در ايجاد مركز فارابي شناسي و يا انجام پروژه هاي مشترك تحقيقاتي در مورد اين دانشمند بزرگ با جمهوري قزاقستان مشاركت نماييم .

تنها همين. اما خبرنگار يكي از خبرگزاري ها كه از ميان آنهمه گفته و شنيده تنها همين يك مورد را پسنديده  بود (شايد هم كتابدار بوده) تيتر زير را انتخاب كرد:

"رييس كتابخانه ملي : تاريخ تمدن ايران و قزاقستان كتاب مي‌شود"

و زير تيتر را بصورت زير انتخاب كرد:

"رييس كتابخانه ملي از انتشار مشترك كتابي با موضوع تاريخ تمدن ايران و قزاقستان به منظور گسترش روابط فرهنگي دو كشور خبر داد."

حال اين كتاب در دست انتشار را داشته باشيد تا كتابداري پيدا شود و آن را فهرست نويسي پيش از انتشار نمايد و در كتابنامه ها و كتابشناسي ملي نيز وارد كند. نام نويسندة شايد متولد نشده هم وارد مستند مشاهير گردد. بيچاره كاربري كه از اين كتابخانه تا آن كتابفروشي بدنبال اين كتاب خيالي باشد.

+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 15:27 |
زمانی ممیزان  اداره کل نگارش عکس مرحوم گاندی با آن هیکل نحیف و استخوانی را به علت برهنگی محرک تشخیص داده بودند و باید حذف می شد. ظریفی می گفت فردی که با آن تصویر تحریک شود یا منحرف است و یا نابغه! در همان زمان گاهی واژه هایی نظیر گردن وسینه و پا و لب هم گرفتار غضب می شدند زیرا  لابد به تشخیص ممیزان خاصیت کج فهمی داشتند! و ممکن بود مومنی را منحرف سازند .

بعدها فکر می کردیم که آن کار نتیجه التهابات دهه شصت و اوائل هفتاد است . دیشب خبر شدم که خیر نهضت ادامه دارد!فیلتر کنندگان مخابرات تشخیص داده اند که نتایج حاصل از جستجو در باره  واژه ای مثل تجاوز نیز ممکن است موجب تشویش خاطر مومنان روزه دار شود لذا آب را از سرچشمه بسته و جستجوی بعضی واژه ها  را در گوگل هم ممنوع کرده اند. یعنی جستجوی شما با عبارت : تجاوز عراق به ایران غیر مجاز تشخیص داده شده است. امتحان بفرمایید! و البته دبیر محترم شورای عالی اطلاع رسانی هم مطلب را نیمه !تایید فرموده اند. نمی دانم تصمیم گیرندگان محترم نمی دانند با ترفندی بسیار ساده همه این فیلترها دور زده می شوند. حتما می دانند . پس چرا چنین می کنند؟ شاید انجام بعضی کارها فقط برای رفع تکلیف و انجام وظیف است. تقبل الله!

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 7:48 |
قبلا اعلام شده بود سازمان اسناد و کتابخانه ملی در نظر دارد از میان پایان نامه ها و پژو هش های دو سال گذشته نسبت به انتخاب پژو هش و پایان نامه برتر سال در حوزه های کتابداری و اطلاع رسانی و علوم آرشیوی اقدام نماید.

آخری مهلت ارسال اثار تا ۱۵ مهر است. 

برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://www.nlai.ir/learning_research/Research_Souvenir_Sent.asp

 

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 11:57 |

 

بزرگانمان از گذشته های دور نصیحت فرموده اند که : چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن .به نظر می آید ازین پس در سازمان اسناد  و کتابخانه ملی در سطوح مختلف باید شاهد کاهش و آهستگی در ارائه بعضی خدمات  باشیم. ظاهرا گریزی نیست . مگر ارباب بودجه از خود حرکتی نشان دهند. اما بیان مختصر ماجرا!

 

وقتی برنامه طراحی ساختمان در دست تدوین بود --- برنامه ای  که خوشبختانه از ابتدا تا انتهایش کتابداران پا بپای مهندسان معمار و ساختمان و دکوراسیون حضور جدی و موثر داشتند--- نگرانی اصلی که از همان جلسات اول مطرح می شد بحث حفظ و نگهداری و اداره این تشکیلات و ساختمانهای عظیم بود.

ساختمان ساخته شد و در حین تکمیل آن ، سازمان اسناد هم با کتابخانه ادغام شد.

مجموعه فضایی که در ساختمانهای پراکنده در تهران در اختیار سازمان بود جمعا کمتر از چهل هزار متر بود.

به سلامتی ، سازمان به دو ساختمان نود و چهار هزار متری و سی و شش هزار متری نقل مکان کرد . یعنی چهل هزار متر شد یکصد و سی هزار متر مربع . آنهم از نوع ساختمان هوشمند با امکانات امروزی.

 خدا خیر دهد آقای اهری را ، پیرمردی که با یک جعبه ابزار همه نواقص ساختمانهای قبلی را از برق و

                                           لطفا دنباله مطلب را ببینید 


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 8:14 |

اخيرا به دليل عدم دريافت بودجه سالهاي ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ از وزارت علوم، وضعيت مالي انجمن با چالش هايي مواجه شده است. چندي پيش اين مطلب را براي دوستان عزيز شاخه هاي استاني انجمن ارسال كردم. از همه دوستان خواهش مي كنم راههايي غير از اين راهها را كه براي تقويت مالي انجمن مي شناسند، پيشنهاد كنند. در ضمن به هر طريقي كه مي توانند به بهبود وضع مالي انجمن كمك كنند.

********

"خزانه انجمن: ابزار کاری که نیاز به تقویت دارد"

به استحضار سروران گرامی در شاخه های استانی انجمن می رساند، به منظور ساماندهی و تقویت وضعیت مالی انجمن و صرفه جویی در مخارج، مواردی چند را با شما در میان می گذارم. می دانیم  عزیزانی که متولی امور انجمن در استانها هستند بیشتر از این مطالب را می دانند و به کار می بنند. اما چه می توان کرد که آدمی همیشه نیازمند همفکری و تذکار است. پس خواهش می کنم، ادامه نوشته را ملاحظه فرموده و حتما و حتما کمک کنید این نوشته کامل تر شود و محتویات آن به کار گرفته شود:

  1. مسلما بدون در اختیار داشتن منابع مالی مناسب، انجام هر فعالیتی، اگر نگوئیم ناممکن ولی قطعا بسیار دشوار خواهد بود.
  2. همانگونه که اطلاع دارید، انجمن از منابع مالی نامحدود برخوردار نیست. منابع مالی انجمن شامل بودجه سالانه تخصیصی از سوی وزارت علوم، حق عضویت سالانه اعضای انجمن (اگر پرداخت شود)، حمایت های برخی از سازمانها و موسسات بزرگ کتابداری و اطلاع رسانی کشور و برخی کتابداران دلسوز و علاقه مند است.
  3. وظیفه حفظ و تقویت بنیه مالی انجمن، وظیفه یکایک اعضای آن است. قاعدتا سروران گرامی در شاخه های استانی به نمایندگی از سوی انجمن این وظیفه خطیر را بر عهده دارند.  
  4. برخی از راه هایی که می توان به تقویت بنیه مالی انجمن کمک کرد چنین است:

-        به عضویت در آوردن کتابداران و افراد علاقه مند بیشتر

-    رایزنی و تلاش برای جذب حمایتهای مالی کتابخانه ها، مراکز اطلاع رسانی، سازمانهای بزرگ و افراد علاقه مند و خیر

-        برگزاری دوره ها، کلاسها، نشستها و کارگاههایی که امکان درآمد مالی برای انجمن داشته باشند

-    فروش محصولات انجمن مانند کتابها، نشریات (اگر داشته باشد) و سایر محصولاتی که ممکن است در آینده ارائه شوند

-        ...و هر ایده خوب دیگری که به کسب درآمد برای انجمن منجر شود

  

  1. یکی دیگر از راه های تقویت خزانه انجمن کاهش هزینه های غیر ضروری است که برخی از نمونه های آن چنین است:

-    برای انجام هر فعالیتی، اولویت اول را به استفاده از امکانات دانشگاهی و سازمانی بدهیم و هزینه ای را بر عهده انجمن نگذاریم.

-    تقریبا تمامی کسانی که برای برگزاری سخنرانی، کلاس یا کارگاه به استان شما دعوت می شوند، اغلب از آشنایان انجمن هستند و وضعیت آن را درک می کنند. شکی نیست که آنها از ارزش زیادی برخوردار هستند اما خود ایشان بهتر می دانند که تا حد ممکن باید به یک نهاد غیر دولتی و در عین حال نوپا به نام انجمن کمک کرد. بنابراین ضمن رعایت شان والای این عزیزان و سایر مدعوین محترم، از تجملات غیر ضروری خودداری شده و تا حد امکان با هزینه های پائین این جلسات برگزار شود.

-    تا جایی که ممکن است از نیروهای داوطلب به خصوص دانشجویان علاقه مند (که خوشبختانه کم هم نیستند) برای برنامه ها و فعالیت های مختلف استفاده شود. فراموش نکنیم که افراد بسیار زیادی هستند که فقط منتظرند تا از سوی انجمن به کمک فراخوانده شوند و حاضرند بدون هیچ چشمداشت مادی، فعالیتهای زیادی را برای انجمن به سرانجام برسانند.

 

                                             با سپاس فراوان

محسن حاجی زین العابدینی

خزانه دار انجمن

23/3/1386

 

+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 18:9 |
مي دانيم كه سازمانهاي علمي - پژوهشي ، مانند همة نهادهاي دولتي و غيردولتي ديگر، همواره فرصتهايي براي اعزام پرسنل به مراكز مشابه يا فرصتهاي علمي تفريحي دارند كه در قالب اجلاسهاي جهاني و منطقه اي ، سالانه يا دو سالانه، در قالب پروتوكولهاي دوجانبه يا مأموريت دولتي، ... بدست مي آيد. حق نانوشته و اما شناخته شدة مديران ارشد است كه از اين فرصتها بهره برند.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 11:20 |

اصطلاحنامه اين گنجينه نظام‌يافته اصطلاحات از نيمه دوم قرن نوزده ميلادي به‌عنوان ابزاري براي ذخيره و بازيابي اطلاعات به‌كار مي‌رفت. اين ابزار كنترل واژگان در شكل ابتدايي خود فقط سياهه الفبايي اصطلاحات را تشكيل مي‌داد. ولي، پيشرفت‌هاي علم اطلاع‌رساني اوايل قرن بيستم، مقدمه‌اي شد براي توليد اصطلاحنامه‌هايي به‌شكل امروزي كه بانك واژگاني را با روابط معنايي، رده‌اي، و سلسله‌مراتبي ميان آنها تشكيل مي‌دهند. در ايران نيز انتشار اصطلاحنامه‌ها از نيمه دوم دهه 70 آغاز شده است و تاكنون برخي مراكز اطلاع‌رساني در سطح كشور در اين حوزه فعال بوده‌اند. يكي از اين مراكز، مركز اطلاع‌رساني و مدارك اسلامي دفتر تبليغات حوزه علميه قم است كه از ابتداي دهه هفتاد كار روي مجموعه "اصطلاحنامه‌هاي علوم اسلامي" را آغاز كرده است. تاكنون 5 اصطلاحنامه از اين مجموعه با عنوان‌هاي اصول فقه، منطق، علوم قرآني، كلام اسلامي (2 جلد)، و فلسفه اسلامي (2 جلد) منتشر شده است. ادامه...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 9:49 |

سالها پيش يادداشتي نوشتم بنام "با ذكر مأخذ هم مجاز نيست" (منتشره در كتاب هفته، شمارة 234 ، 3 ارديبهشت 1384) و اشاره به عبارتي داشتم كه در ابتداي يك كتاب مثلأ مرجع آمده بود كه :

" هرگونه استفاده از اين اثر به طور مستقيم يا غير مستقيم ممنوع است"

آن موقع نمي دانستم كه چرا ناشر ، اين كتاب را براي استفاده نكردن منتشر كرده است. هنوز هم نمي دانم.

بتازگي وبلاگي ديدم كه نام آرشيويستهاي ايران را بر خود دارد. جالب است كه از مطالب اين وبلاگ هم نمي توان كپي كرد، دانلود كرد، پرينت كرد، راست كليك كرد، ... .

بنظر ميرسد كه اين وبلاگ هم براي استفاده و استناد نكردن باز شده باشد. مبارك باشد . نمي دانم چرا نام صاحبان وبلاگ را آرشيويست گذاشته اند . آيا مقصود آن است كه "آرشيويست كسي است كه اجازة استفاده به كسي نمي دهد" ؟ يا همان تعريف مشهور آرشيو و مارشيو؟      

+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:25 |
 ایران و مصر از کشورهایی هستند که به لحاظ سابقه تمدنی و ظرفیتهای گوناگون وضعیت ویژه ای دارند .شاید در بین کشورهای اسلامی از نادر کشورهایی است که هم شان و اندازه کشورمان است.شیخ نشینهای حاشیه خلیج فارس  در مقایسه با مصر محلی از اعراب ندارند. براستی در این کشورها هنوز" ملت " در مفهوم نوینش شکل نگرفته است. دیدیم که چگونه یک صبح تا ظهر در اثر حمله صدام  از امیر نشین کویت نه شیخی برجای ماند و نه ارتشی و نه مقاومتی.

با تمام این احوال به علل سیاسی از بعد از انقلاب هیچ گاه رابطه خوبی بین ایران و مصر بر قرار نبوده است. و رسانه های دولتی دو کشور نیز اغلب تصویر درستی از طرف مقابل ارائه نداده اند. در حالیکه این


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 18:38 |
دیروز هر چه در اداره ایستادیم    دریغ از یک تبریک !!!!

 به جایش امروز خودم  به همگی کارکنان زحمتکش و فعال دولت تبریک می گویم امیدوارم همیشه در انجام کارهای محوله موفق و پیروز باشید .

البته شاید در   دلتان بگویید ما کارمند نیستیم ما کتابداریم  ولی  به طور معمول روز کتابدار که به ما تبریک نمی گویند  این دیگر اتفاق غیر منتظره ای نیست حداقل روز کارمند تبریک بشنویم

همیشه انسان نباید از دیگران متوقع باشد    

+ نوشته شده توسط نوش زاد فتوحی در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 8:22 |