ادامه مطلب در صفحه بعد
چند روز پیش داور یک پایان نامه کارشناسی ارشد بودم. طی چند ماه گذشته این دومین تحقیقی بود که برای داوری می خواندم. جلسه دفاع به خوبی و خوشی برگزار گردید و دانشجو با نمره عالی موفق به دفاع از کار خود شد. این پایان نامه از نظر روش شناسی درست مثل همه پایان نامه های دیگری بود که با آنها آشنا هستیم. در اینجا فقط می خواهم نظر شما را به رویکرد غالب در روش شناسی این پژوهشها جلب کنم. آنچه در این پایان نامه ها می بینیم شامل موادری است مثل تدوین فرضیه ها، نمونه گیری تصادفی، محاسبه میانگین، انحراف معیار، و در نهایت استفاده از یکی از آزمونهای آمار استنباطی و ختم کار با رد یا پذیرش فرضیه ها. همه چیز از قبل پیش بینی شده و رد یا پذیرش فرضیه ها نیز هیچ فرقی در کل قضیه نمی کند. همه چیز سر جای خود است و فقط جای معنا خالی است. منظورم از معنا این است که در نهایت پژوهشگر قادر به ارائه تفسیری روشن از این اعداد و ارقام نمی باشد و تلاشی هم در این خصوص نمی کند چرا که کسی از او نمی پرسد. همه چیز را اعداد محاسبه شده و نرم افزار SPSS نشان می دهد و محقق به عنوان کسی که تحقیق را انجام داده و از ابتدا تا انتها با این فرایند سر وکار مستقیم داشته نقشی بیش از ارائه دهنده آمار ایفا نمی کند. به بیان دیگر، هر فرد دیگری که این اعداد را در اختیار داشته باشد به همین اندازه قادر است در زمینه مورد تحقیق اظهار نظر کند. نکته جالب توجه این است که ...
در اخبار خوانديم كه سفير محترم جمهوري قزاقستان در تهران از سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ديدار و با رئيس آن مذاكراتي داشت. بديهي است در اينگونه مذاكرات معمولأ صحبت از برخي پيشينه هاي مشترك فرهنگي، و زمينه هاي همكاري هاي مشترك بين دو كشور يا سازمانهاي مشابه در آنها بميان مي آيد. از جمله از قول رياست سازمان اسناد وكتابخانه ملي آوردند كه :
"اشعري انتشار كتابي مشترك در مورد تاريخ تمدن ايران و قزاقستان را گامي ديگر در راه گسترش روابط فرهنگي دانست و گفت : ما آماده ايم در ايجاد مركز فارابي شناسي و يا انجام پروژه هاي مشترك تحقيقاتي در مورد اين دانشمند بزرگ با جمهوري قزاقستان مشاركت نماييم .
تنها همين. اما خبرنگار يكي از خبرگزاري ها كه از ميان آنهمه گفته و شنيده تنها همين يك مورد را پسنديده بود (شايد هم كتابدار بوده) تيتر زير را انتخاب كرد:
"رييس كتابخانه ملي : تاريخ تمدن ايران و قزاقستان كتاب ميشود"
و زير تيتر را بصورت زير انتخاب كرد:
"رييس كتابخانه ملي از انتشار مشترك كتابي با موضوع تاريخ تمدن ايران و قزاقستان به منظور گسترش روابط فرهنگي دو كشور خبر داد."
حال اين كتاب در دست انتشار را داشته باشيد تا كتابداري پيدا شود و آن را فهرست نويسي پيش از انتشار نمايد و در كتابنامه ها و كتابشناسي ملي نيز وارد كند. نام نويسندة شايد متولد نشده هم وارد مستند مشاهير گردد. بيچاره كاربري كه از اين كتابخانه تا آن كتابفروشي بدنبال اين كتاب خيالي باشد.
بعدها فکر می کردیم که آن کار نتیجه التهابات دهه شصت و اوائل هفتاد است . دیشب خبر شدم که خیر نهضت ادامه دارد!فیلتر کنندگان مخابرات تشخیص داده اند که نتایج حاصل از جستجو در باره واژه ای مثل تجاوز نیز ممکن است موجب تشویش خاطر مومنان روزه دار شود لذا آب را از سرچشمه بسته و جستجوی بعضی واژه ها را در گوگل هم ممنوع کرده اند. یعنی جستجوی شما با عبارت : تجاوز عراق به ایران غیر مجاز تشخیص داده شده است. امتحان بفرمایید! و البته دبیر محترم شورای عالی اطلاع رسانی هم مطلب را نیمه !تایید فرموده اند. نمی دانم تصمیم گیرندگان محترم نمی دانند با ترفندی بسیار ساده همه این فیلترها دور زده می شوند. حتما می دانند . پس چرا چنین می کنند؟ شاید انجام بعضی کارها فقط برای رفع تکلیف و انجام وظیف است. تقبل الله!
آخری مهلت ارسال اثار تا ۱۵ مهر است.
برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
http://www.nlai.ir/learning_research/Research_Souvenir_Sent.asp
بزرگانمان از گذشته های دور نصیحت فرموده اند که : چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن .به نظر می آید ازین پس در سازمان اسناد و کتابخانه ملی در سطوح مختلف باید شاهد کاهش و آهستگی در ارائه بعضی خدمات باشیم. ظاهرا گریزی نیست . مگر ارباب بودجه از خود حرکتی نشان دهند. اما بیان مختصر ماجرا!
وقتی برنامه طراحی ساختمان در دست تدوین بود --- برنامه ای که خوشبختانه از ابتدا تا انتهایش کتابداران پا بپای مهندسان معمار و ساختمان و دکوراسیون حضور جدی و موثر داشتند--- نگرانی اصلی که از همان جلسات اول مطرح می شد بحث حفظ و نگهداری و اداره این تشکیلات و ساختمانهای عظیم بود.
ساختمان ساخته شد و در حین تکمیل آن ، سازمان اسناد هم با کتابخانه ادغام شد.
مجموعه فضایی که در ساختمانهای پراکنده در تهران در اختیار سازمان بود جمعا کمتر از چهل هزار متر بود.
به سلامتی ، سازمان به دو ساختمان نود و چهار هزار متری و سی و شش هزار متری نقل مکان کرد . یعنی چهل هزار متر شد یکصد و سی هزار متر مربع . آنهم از نوع ساختمان هوشمند با امکانات امروزی.
خدا خیر دهد آقای اهری را ، پیرمردی که با یک جعبه ابزار همه نواقص ساختمانهای قبلی را از برق و
اخيرا به دليل عدم دريافت بودجه سالهاي ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ از وزارت علوم، وضعيت مالي انجمن با چالش هايي مواجه شده است. چندي پيش اين مطلب را براي دوستان عزيز شاخه هاي استاني انجمن ارسال كردم. از همه دوستان خواهش مي كنم راههايي غير از اين راهها را كه براي تقويت مالي انجمن مي شناسند، پيشنهاد كنند. در ضمن به هر طريقي كه مي توانند به بهبود وضع مالي انجمن كمك كنند.
********
"خزانه انجمن: ابزار کاری که نیاز به تقویت دارد"
به استحضار سروران گرامی در شاخه های استانی انجمن می رساند، به منظور ساماندهی و تقویت وضعیت مالی انجمن و صرفه جویی در مخارج، مواردی چند را با شما در میان می گذارم. می دانیم عزیزانی که متولی امور انجمن در استانها هستند بیشتر از این مطالب را می دانند و به کار می بنند. اما چه می توان کرد که آدمی همیشه نیازمند همفکری و تذکار است. پس خواهش می کنم، ادامه نوشته را ملاحظه فرموده و حتما و حتما کمک کنید این نوشته کامل تر شود و محتویات آن به کار گرفته شود:
- به عضویت در آوردن کتابداران و افراد علاقه مند بیشتر
- رایزنی و تلاش برای جذب حمایتهای مالی کتابخانه ها، مراکز اطلاع رسانی، سازمانهای بزرگ و افراد علاقه مند و خیر
- برگزاری دوره ها، کلاسها، نشستها و کارگاههایی که امکان درآمد مالی برای انجمن داشته باشند
- فروش محصولات انجمن مانند کتابها، نشریات (اگر داشته باشد) و سایر محصولاتی که ممکن است در آینده ارائه شوند
- ...و هر ایده خوب دیگری که به کسب درآمد برای انجمن منجر شود
- برای انجام هر فعالیتی، اولویت اول را به استفاده از امکانات دانشگاهی و سازمانی بدهیم و هزینه ای را بر عهده انجمن نگذاریم.
- تقریبا تمامی کسانی که برای برگزاری سخنرانی، کلاس یا کارگاه به استان شما دعوت می شوند، اغلب از آشنایان انجمن هستند و وضعیت آن را درک می کنند. شکی نیست که آنها از ارزش زیادی برخوردار هستند اما خود ایشان بهتر می دانند که تا حد ممکن باید به یک نهاد غیر دولتی و در عین حال نوپا به نام انجمن کمک کرد. بنابراین ضمن رعایت شان والای این عزیزان و سایر مدعوین محترم، از تجملات غیر ضروری خودداری شده و تا حد امکان با هزینه های پائین این جلسات برگزار شود.
- تا جایی که ممکن است از نیروهای داوطلب به خصوص دانشجویان علاقه مند (که خوشبختانه کم هم نیستند) برای برنامه ها و فعالیت های مختلف استفاده شود. فراموش نکنیم که افراد بسیار زیادی هستند که فقط منتظرند تا از سوی انجمن به کمک فراخوانده شوند و حاضرند بدون هیچ چشمداشت مادی، فعالیتهای زیادی را برای انجمن به سرانجام برسانند.
محسن حاجی زین العابدینی
خزانه دار انجمن
23/3/1386
اصطلاحنامه اين گنجينه نظاميافته اصطلاحات از نيمه دوم قرن نوزده ميلادي بهعنوان ابزاري براي ذخيره و بازيابي اطلاعات بهكار ميرفت. اين ابزار كنترل واژگان در شكل ابتدايي خود فقط سياهه الفبايي اصطلاحات را تشكيل ميداد. ولي، پيشرفتهاي علم اطلاعرساني اوايل قرن بيستم، مقدمهاي شد براي توليد اصطلاحنامههايي بهشكل امروزي كه بانك واژگاني را با روابط معنايي، ردهاي، و سلسلهمراتبي ميان آنها تشكيل ميدهند. در ايران نيز انتشار اصطلاحنامهها از نيمه دوم دهه 70 آغاز شده است و تاكنون برخي مراكز اطلاعرساني در سطح كشور در اين حوزه فعال بودهاند. يكي از اين مراكز، مركز اطلاعرساني و مدارك اسلامي دفتر تبليغات حوزه علميه قم است كه از ابتداي دهه هفتاد كار روي مجموعه "اصطلاحنامههاي علوم اسلامي" را آغاز كرده است. تاكنون 5 اصطلاحنامه از اين مجموعه با عنوانهاي اصول فقه، منطق، علوم قرآني، كلام اسلامي (2 جلد)، و فلسفه اسلامي (2 جلد) منتشر شده است. ادامه...
سالها پيش يادداشتي نوشتم بنام "با ذكر مأخذ هم مجاز نيست" (منتشره در كتاب هفته، شمارة 234 ، 3 ارديبهشت 1384) و اشاره به عبارتي داشتم كه در ابتداي يك كتاب مثلأ مرجع آمده بود كه :
" هرگونه استفاده از اين اثر به طور مستقيم يا غير مستقيم ممنوع است"
آن موقع نمي دانستم كه چرا ناشر ، اين كتاب را براي استفاده نكردن منتشر كرده است. هنوز هم نمي دانم.
بتازگي وبلاگي ديدم كه نام آرشيويستهاي ايران را بر خود دارد. جالب است كه از مطالب اين وبلاگ هم نمي توان كپي كرد، دانلود كرد، پرينت كرد، راست كليك كرد، ... .
بنظر ميرسد كه اين وبلاگ هم براي استفاده و استناد نكردن باز شده باشد. مبارك باشد . نمي دانم چرا نام صاحبان وبلاگ را آرشيويست گذاشته اند . آيا مقصود آن است كه "آرشيويست كسي است كه اجازة استفاده به كسي نمي دهد" ؟ يا همان تعريف مشهور آرشيو و مارشيو؟
با تمام این احوال به علل سیاسی از بعد از انقلاب هیچ گاه رابطه خوبی بین ایران و مصر بر قرار نبوده است. و رسانه های دولتی دو کشور نیز اغلب تصویر درستی از طرف مقابل ارائه نداده اند. در حالیکه این
به جایش امروز خودم به همگی کارکنان زحمتکش و فعال دولت تبریک می گویم امیدوارم همیشه در انجام کارهای محوله موفق و پیروز باشید .
البته شاید در دلتان بگویید ما کارمند نیستیم ما کتابداریم ولی به طور معمول روز کتابدار که به ما تبریک نمی گویند این دیگر اتفاق غیر منتظره ای نیست حداقل روز کارمند تبریک بشنویم
همیشه انسان نباید از دیگران متوقع باشد