تبليغاتX
گفتگو :وبلاگ گروهی کتابداری واطلاع رسانی

جهارشنبه از وسط جلسه سخنرانی انجمن برای بستری کردن یکی از بستگانم به بیمارستان فوق تخصصی ! خاتم الانبیاء رفتم.

در زمان بستری شدن هرچه اصرار کردیم که عکس و سیتی اسکن قبلی بیمار را برای درک وضعیت گذشته ایشان در پرونده او قرار دهید مسئول محترم مدارک پزشکی زیر بار نرفتند فقط سیتی اسکنی را که در بدو ورود خودشان گرفته بودند در پرونده قرار دادند. ساعت نه شب بیمار بستری شد . من تا صبح بر بالین بیمار بودم . تا ساعت شش صبح فردا در کمال تعجب ورقه علائم حیاتی وی خالی بود .  ساعت شش پرستاری آمد و درجه حرارت و نبض و فشار بیمار را اندازه گرفت . پس از خروج او با کمال نا باوری دیدم که این یک بار به سه بار در ساعتهای دوازده شب دو صبح و چهار صبح تسری داده شده و تولید اطلاعات ! فرموده بودند .  

ساعت ده صبح پزشک متخصص برای معاینه مراجعه فرمودند . در پرونده ایشان از سیتی اسکن دیشب خبری نبود از روی همان تصویری که دیشب تحویل نگرفته بودند طبابت فرمودند. چند دقیقه بعد با اصرار من سیتی اسکن دیشب در نقطه دیگری پیدا شد.

این هم گونه ای از تولید و مصرف اطلاعات در مراکز درمانی ما در عصر اطلاعات است.

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 6:40 |

به نظرم معیار مناسب برای سنجش اهمیت و جایگاه مطالعه به میزان مراجعه و چگونگی استفاده افراد یک جامعه از منابع اطلاعاتی بستگی دارد. مراجعه افراد به منابع در پاسخ به نیازهای اطلاعاتی آنان صورت می گیرد، نیازهایی که به گستردگی و تنوع  همان منابع اطلاعاتی است. اما تنوع نیازها، گستردگی منابع و میزان استفاده ازمنابع بحث دیگری است که در این مختصر مجال پرداختن به آن نیست. مهم این است که هرگاه فرهنگ مراجعه به و استفاده از منابع اطلاعاتی در زندگی روزمره افراد نهادینه شده باشد آن جامعه را می توان برخوردار از فرهنگ مطالعه و به بیان بهتر برخوردار از سواد اطلاعاتی برشمرد. به خاطر دارم سالهایی که در انگلستان تحصیل می کردم شاهد جایگاه سواد اطلاعاتی در زندگی روزمره افراد بودم. در آنجا مراجعه به کتابخانه و اینترنت برای تصمیم گیریهای معمولی زندگی امری کاملا عادی بود و به قشر خاصی مثل دانشجویان و دانشگاهیان هم محدود نمی شد. از جمله این تصمیم گیریهای معمولی می توانم به موراد متعددی اشاره کنم. مثل خرید یک وسیله برقی و مقایسه قیمت، ویژگیها و تولید کنندگان آن، رفتن به یک سفر کوتاه و کسب آگاهی از وضع هوا و مرور نقشه ها، عزیمت به یک سفر دور و کسب آگاهی از ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آدمهایی که در مقصد زندگی می کنند، مصرف یک دارو و مطالعه منابع معتبر دارویی برای آگاهی از خواص و عوارض جانبی آن، و سرانجام مطالعه برای پر کردن اوقات فراغت یا پاسخگویی به یک کنجکاوی ساده. نکته مهم اینجاست که هرگاه پرسشی در ذهن آنان شکل می گرفت – بدون توجه به اهمیت آن – مراجعه به منابع اطلاعاتی در شکلهای مختلف اولین راهکار پاسخگویی به آن پرسش بود. منابع مکتوب در کتابخانه و منابع برخط در محیط وب از درجه اهمیتی یکسان برخوردار بودند. البته احتیاط  بیشتری در مورد صحت و سقم منابع برخط به خرج می دانند و به منابع چاپی و بویژه منابع موجود در کتابخانه اطمینان بیشتری داشتند. این برداشت از فرهنگ مطالعه و تلقی موجود از مطالعه که به کتاب خواندن محدود می شود کاملا متفاوت است. در پایان این بحث لازم است دوباره به این نکته اشاره کنم که برخورداری افراد از مهارتهای سواد اطلاعاتی می تواند معیار مناسبی برای سنجش اهمیت اطلاعات و الگوی دسترسی و مصرف اطلاعات در یک جامعه محسوب شود. خوشبختانه مدلهای موجود سواد اطلاعاتی مثل مدل اسکانل و ACRL چگونگی سنجش میزان سواد اطلاعاتی افراد را نیز آسان ساخته اند.

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 18:50 |

دیشب در خبرها شنیدم فرهنگستان زبان معادل پیامک را برای اس. ام. اس. انتخاب کرده است. متعجب شدم از اینکه مگر معادل "پیام کوتاه" که تا حدودی هم برای عموم جا افتاده است چه عیبی داشت که آن را به پیامک تغییر دادند. این طور که من شنیده­ام فرهنگستان از همان ابتدا قرار بر این داشته تا با اصطلاحات و واژه­هایی که سالها وارد زبان فارسی شده و در میان مردم مصطلح شده است کاری نداشته باشد و هر واژه­ای از زبان بیگانه وارد زبان فارسی می­شود تا پیش از اینکه رایج شود، به­سرعت معادل­سازی کنند. با این حال فکر می­کنم باید کمی بیشتر به معادل­سازی توجه شود تا در میانه راه تغییری در آن ایجاد نشود. از طرفی، همه می­دانند این معادل­ها فقط در زبان نوشتار رعایت می­شود و من نشنیده­ام در زبان گفتار از واژه­هایی مانند چرخبال، رایانه، پیام کوتاه، ... استفاده شود. پس همان­طورکه ملاحظه می­کنید به­سختی بتوان اینها را وارد گنجینه زبان گفتار مردم کرد تا چه رسد به این که در میانه راه آن را تغییر هم بدهند.

 

+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 11:45 |

هفتاد و هفتمین جلسه هیئت مدیره انجمن دیروز چهارشنبه 27 تیر ماه، ساعت 13:30-16:30 در دفتر معاونت آموزش، پژوهش و فناوری اطلاعات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد. نکته جالب توجه در این جلسه حضور تعداد زیاد حاضران بود؛ 22 نفر را اطراف یک میز 12 نفره مجسم کنید. این نشانی جز علاقه­مندی دوستان به مباحث مطرح در این جلسات نداشت و آن را در طول جلسه از به بحث گذاشتن مسائل مربوط به انجمن می­شد فهمید. حاضران در این جلسه عبارتند بودند از آقایان دکتر افشار، حافظیان­رضوی، حیدری­نژاد، دکتر خسروی، عبدالرسول خسروی، دادرس، رجبی، زین­العابدینی، علیمحمدی، عمرانی، دکتر فتاحی، دکتر قانع، دکتر مرادی، مغربی، و خانم­ها مکتبی­فرد، مرادی، عباسی، تهوری، و همچنین میهمانانی که برخی از آنان در طول جلسه به این جمع پیوستند. گزارش این جلسه تهیه شده است که پس از درج در وب­سایت انجمن می­توانید آن را در قسمت گزارش صورت جلسات در  بخش درباره انجمن وب­سایت در این نشانی ملاحظه کنید: http://ilisa.ir

+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 11:0 |
من کتابداری را مانند یک گیاه می دانم گیاهی با شاخه های مختلف سلیقه های مختلف دانش های مختلف

 

)


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط نوش زاد فتوحی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 13:0 |

(دكتر محمود بهزاد، در مصاحبه با روزنامه شرق، دوشنبه< 25 تير 1386، ص. 21)

... ولي آقاي دکتر يکي از ويژگي هاي کتاب هاي شما نوشتن مطالب پيچيده علمي به زبان ساده است. چطور به اين زبان ساده و درست رسيديد؟

براي پاسخ به اين سوال بايد خاطره اي را از دوستي تعريف کنم که بسيار مديون آن هستم و بزرگترين درس را براي ساده نويسي او به من داد. آقاي عبدالعلي طاعتي ناشر کتابفروشي اي بود که من بعدازظهرها پيشش مي رفتم. او هم نويسنده و هم شاعر بود. «داروين چه مي گويد؟» اولين کتابي بود که نوشتم. وقتي آماده چاپ شد به او دادم که نگاهي بيندازد. بعد از خواندن پاراگراف اول نگاهي به من انداخت و باز دوباره آن را خواند. بار ديگر به من نگاه کرد و گفت؛ «چه مي خواهي بگويي؟» شفاهي به او گفتم. گفت همين را بنويس. نوشتم. بعد گفت همين را لفظ قلم بنويس. نوشتم. گفت؛ «حالا آنها را با هم مقايسه کن.» ديدم چه تفاوت وحشتناکي دارد.
من آنجا مطلب ننوشته بودم، اظهار فضل کرده بودم. طاعتي گفت؛ «هر وقت مي خواهي چيزي بنويسي فکر کن که کسي جلوي تو نشسته است و داري با او حرف مي زني. چون انسان وقتي با ديگري حرف مي زند. خيلي راحت جمله ها را مي گويد.» از آن روز به بعد من ساده نويسي را آموختم و به خيلي ها ياد دادم،

+ نوشته شده توسط ابراهیم افشار در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 10:17 |

يكي از پژوهشكده هاي موجود در ايران قصد دارد در اسفند ماه امسال همايشي ملي برگزار كند. در فراخوان همايش آمده :

چكيدة مقاله هاي فارسي در محيط word با قلم بدر 13 و چكيدة انگليسي آن در محيط Times New Roman با قلم 10 نوشته شود. اصل مقاله دريافتي نيز با قلم بدر 14 نوشته شود و همراه CD ارسال گردد.

ذكر نشاني الكترونيكي و شمارة تماس نويسنده در برگه پيوست خلاصه مقاله الزامي است .

اگر از ماهيت محيط Times New Roman نپرسيم كه چيست ، و از موضوع مقالة دريافتي نيز نپرسيم كه به چه معني است ، بنظر ميرسد مقصود نويسنده فراخوان آن بوده كه نويسندگان ابتدا چكيدة مقاله و سپس اصل مقاله را در محيط word  تايپ كنند سپس آن را پرينت كرده و فايل آن را هم در CD قرار دهند و سپس براي پژوهشكده بفرستند . چگونه ؟ معلوم نيست . با دبيرخانة همايش تماس گرفتم كه مقاله را چگونه بفرستيم ؟ يكي (مسئول يا غير مسئول) پاسخ داد : "يا پست كنيد يا خودتان شخصأ تحويل دهيد" . البته اين هم راهي است ! نويسنده ملزم به ذكر نشاني الكترونيكي خود است اما برگزاركننده نيست. بايد اصل مقاله را در CD قرار داد و در بستة پستي قرار داد تا شايد در راه بشكند ، اما نمي توان آن را بصورت پست الكترونيكي فرستاد!

پيشنهاد ميشود :

مقاله اي را كه بايد شخصأ تحويل داد بهتر باشد با دست نوشته شود.

مقاله اي را كه بايد پست كرد بهتر باشد تايپ شود.

و مقاله را كه بايد با پست الكترونيكي فرستاد بهتر باشد در محيط word تايپ كرد.

نمي توان ادعاي حضور در محيط word داشت و در چاپار پست نشست.

 

+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 8:13 |
از دیروز به این فکر بودم آیا این وبلاگ خوب است یا خیر ؟

نتایج بدست آمده :


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط نوش زاد فتوحی در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 8:12 |

بارها شنیده ایم که میزان مطالعه در کشور ما در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر کمتر است و آمارهای متعددی نیز در این خصوص ارائه می شود. در اینجا قصد پرداختن به درستی یا نادرستی این آمارها و دلایل تفاوتهای موجود را ندارم. بحثی که مایلم با شما مطرح کنم معنی و مفهوم مطالعه است که چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. گاهی مطالعه با کتاب خوانی مترادف تلقی می شود. در هفته کتاب هم در مصاحبه های ویژه آن هفته از افراد مختلف می پرسیم آخرین کتابی که خوانده اند چه بوده است و چقدر از درآمد خود را به خرید کتاب اختصاص می دهند. گویی مطالعه یعنی فقط خواندن کتاب و آن هم خواندن آن از ابتدا تا انتها. بدیهی است این تلقی از مطالعه فقط کتابهای داستان و رمان را در بر می گیرد. حتی قرار نیست کتابهای علمی را نیز از ابتدا تا انتها خواند. از طرفی دیگر نیز آماری که در خصوص میزان مطالعه کشورها ارائه می شود بر اساس تعداد ساعات و دقایقی است که افراد هر جامعه به طور متوسط در سال یا در روز به مطالعه اختصاص می دهند. اما تعداد دقایقی که صرف مطالعه مواد نوشتاری می شود را نمی توان معیار دقیقی برای نشان دادن فرهنگ مطالعه افراد تلقی کرد. به نظرم معیارهای بهتری برای این مفهوم می توان تعریف کرد. مثلا میزان اهمیتی که افراد یک جامعه برای مراجعه به منابع اطلاعاتی از جمله کتاب برای امور زندگی خود قائل هستند و در تصمیم گیریهای خود عملا از آنها استفاده می کنند. از سویی دیگر اکنون مطالعه مفهومی فراتر از خواندن کتاب و مجله را در بر می گیرد. مثلا اکنون که شما این نوشته را می خوانید در حال مطالعه هستید اما مطالعه در محیط برخط (برخط ترجمه ای از آن لاین است که به نظرم ترجمه رسایی است). بنابراین شاید بتوان این موضوع را به شکل تازه ای مطرح کرد و شاید بتوان گفت که مولفه های سواد اطلاعاتی می تواند معیارهای دقیقتری از فرهنگ مطالعه در اختیار ما قرار دهد.  به نظرم زمان آن رسیده که جامعه کتابداری و اطلاع رسانی تعریف روشنی از مطالعه ارائه کند و نگاهی تازه از این مسئله در اختیار جامعه قرار دهد. ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 16:0 |
دیروز یکی از استادان گرامی رشته خودمان از روی شفقت متذکر می شد که از نوشتن در وبلاگ ها و وب سایتها خود داری کنید زیرا از وقار و هیبتتان ! کاسته می شود.

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 7:9 |

چند وقتی است رئیس کتابخانه ملی بلاروس برای بازدید از سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در ایران به سر می­برد. دیروز، به همراه تعدادی از مدیران کتابخانه برای بازدید از بخش فهرستنویسی منابع کتابی آمده بودند. آقای رامان ماتولسكي پس از بازدید، در جلسه­ای که در یکی از سالن­های کنفرانس کتابخانه برگزار شد، به معرفی کشور خود و کتابخانه ملی آن پرداخت. وی که از دوران دبيرستان كتابداري خوانده بود و اكنون دانش­آموختة دکترای کتابداری از دانشگاه مینسک (پایتخت بلاروس) است، چنان با اشتیاق و علاقه از کتابخانه­ و شرایط و امکانات آن صحبت می­کرد که هر مخاطبی را به ذوق می­آورد. البته نقش مترجم وی را نیز نباید دست­کم گرفت که تقریباً خوب از عهده اصطلاحات کتابداری بر می­آمد.

این­طور که می­گفت مجموعه کتابخانه ملی بلاروس نیز مانند کتابخانه ملی ایران پیش از افتتاح ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 9:0 |
چشمان مار

آنجا که لیاقت شرط دست یافتن به کرسی مدیریت نیست باید مراقب چشمان مار بود.

چنین جایی، چشمان مدیر، چشمان مار است. می گویند مارها فقط موجودات متحرک را می بینند. در مواجهه احتمالی با مار هرگز " تکان" نخورید . چون دیده می شوید و وقتی هم دیده شدید گزیده می شوید. مدیران نالایق اغلب فقط کارکنان ساعی را می بینند و ساکن هاو بی تاثیرها برای ایشان قابل رویت نیستند. این مدیران با تحمیل بیش از حد وظایف، بهانه های بنی اسرائیلی ،تبعیض های رنگارنگ، و مسکوت گذاشتن فکرها و راه حل های خوب،  کارکنان ساعی و توانا را خسته و دلزده  می کنند و آنها را به کنج عزلت و بی تحرکی سوق می دهند.

اما این مدیران  یک فرق مهم با مارها دارند و آن این که دیدن یا ندیدن  و گزیدن و نگزیدنشان بر طریقت فطرت نیست بلکه بر طبیعت جاه طلبی  است و رقیب نپروری. چرا محیط های کاری ما وابسته به مدیران فعلی هستند ای بسا که به همین علت است. مدیری پرورش داده نمی شود تا جایگزین گردد.

بیچاره مار.  

+ نوشته شده توسط فرزانه شادان پور در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 11:13 |

آرتور کریستن سن در کتاب فراسوی دریای خزر (ترجمة منیژة احد زادگان/ علی آلفونه، تهران: طهوری، 1385، صص 45 و 46) از خاطرات سفر تفلیس می نویسد:

از سفر به تفلیس قصد دو گانه داشتم : نخست ، می خواستم از مجموعه ی مشهور آثار باستانی سکاها در موزة تفلیس بازدید کنم ... . دوم می خواستم متون ادادبیات عامه ی اوستی بخرم . ... استاد آندریاس توجه مرا به ادبیات عامیانه ی اوستی جلب کرده بود . او می گفت :

"اگر به تفلیس می روید ، هرچه متون ادبیات عامیانه ی اوستی یافتید بخرید . این نوشته ها بصورت کتابچه های کوچک موجود است که می توان به چند کوپک خرید ، اما تعدادشان رو به کاهش است . این ادبیات در حال انقراض است و به زودی چیزی از آن باقی نخواهد ماند.".

در طول اقامت سه روزه ام در تفلیس، همه ی کتاب فروشی ها را زیر و رو کردم و هرچه متون ادبیات اوستی در تفلیس بود خریدم. مجموعه ی بزرگی نبود ، روی هم رفته یازده عدد می شد: یک نمایشنامه، شعر، چند کمدی، شرح حال قدیسین مسیحی، یک کتاب الفبا، روایت کوتاهی از تاریخ اوست ها، و ترجمه ی داستان بلبل از هانس کریستین آندرسن. چند جزوه ی کوچک نیز بزبان های ارمنی و گرجی برای کتابخانه ی سلطنتی خریدم.

سیزدهم ماه مارس، پس از فرستادن کتابها به دانمارک و خداحافظی با آشنایان مهربانم، آمادة سفر شدم. ... " 

گاه می شود که ما شرقیان با خواندن اینگونه خاطرات، و آگاهی از اینکه نسخه های شرقی ما در کتابخانه ها و موزه های غرب موجود و در دسترسند، خون غیرتمان بجوش می آید و هرچه می توانیم به آن غربیان غارتگر فحش نثار می کنیم، اما از خود نمی پرسیم که همان زمان مأمورین سیاسی و کنسولی ما کجا بودند تا آن آثار را از غارت نجات دهند، کتابخانة ملی، موزة ملی ، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دانشگاه تهران، و دیگر افراد و گروه های مدعی کجا بودند؟

اگر بگویند و بپرسند : در آن زمان که کتابخانة ملی، موزة ملی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دانشگاه تهران، و دیگر نهادهای مدعی وجود نداشتند، آیا می توان گفت و پرسید که پس امثال کریستن سن چه تقصیری در نجات فرهنگ ایرانی و انتقال آن آثار به کتابخانه ها و موزه های غرب و حفظ آنها داشتند؟ مگر الأن که نهادهای مدعی وجود دارند و مأمورین رنگ و وارنگ ما هم در کشورهای همسایه مشغول مأموریت هستند، آیا هنوز آثار فرهنگ ایرانی به غرب نمی روند و در دسترس قرار نمی گیرند؟  

+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 8:25 |
ساعت 30: 14 روز چهارشنبه 20 تير ماه 1386 بدعوت پژوهشكدة اسناد سازمان اسناد و كتابخانة ملي ايران ، جناب آقاي عماد الدين شيخ الحكمايي سند شناس و كتيبه شناس موسسة باستانشناسي دانشگاه تهران با عنوان "نقص عمدي اسناد: پيشينه و علل آن" سخنراني خواهند كرد . خلاصة سخنراني چنين است كه كاتبان در گذشته بدليل باور به نحوست تربيع يا نحس دانستن چهار گوشه سازي و چهار گوشه نويسي، سعي در ناقص كردن يا ناقص نماياندن اسناد مي نمودند تا توهم چهارگوشه سازي و نويسي فراهم نيايد . بقيه را بياييد و بشنويد. محل برگزاري سخنراني در تالار اجتماعات طبقة هفتم ساختمان گنجينه اسناد در بزرگراه حقاني خواهد بود. 
+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 13:38 |

 
 
کامران فانی
کامران فانی: در اين صد و پنجاه سال ترجمه باعث شده که ما به يک زبان معيار برسيم
کامران فانی از مترجمان بنام ايران بيشتر اهل کتابداری است. قرار بود اوايل تير ماه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی بزرگداشتی برای او برگزار شود که معلوم نيست به چه علتی مراسم آن لغو شد. او عضو هیأت علمی کتابخانه ملی و عضو شورای عالی مشاوران اين کتابخانه است. چند سال در رشته کتابداری تدريس کرده و در تأليف و تدوين چند دائرة المعارف شرکت داشته است.

ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 10:27 |

امروز دوستم ميكلوش شاركوزي كتاب مجموعه مقالات دومين همايش آرمينيوس وامبري را كه در سال 2005 در شهر دوناسردوهي جمهوري اسلواكي منتشر شده بود برايم آورد . موضوع مقالات دربارة آرمينيوس وامبري شرق شناس مشهور مجاري است كه كاري به آنها ندارم . طرح روي جلد (كه البته ربطي به مقالات مجموعه ندارد و تنها از جهت تزئين آمده) دست نوشتة وامبري است از الفباي مخفي ساخته شده بدست او براي نوشتن خاطرات سفر ايراني او و البته بزبان مجاري و خط فارسي . جالب آنكه برخي كلمات مانند يك البته فارسي است در كنار كلمات مجاري. بعدها دربارة اين يادداشتها بيشتر خواهم نوشت . فعلأ عكسي از آن را ببينيد.

 

 

+ نوشته شده توسط محسن جعفری مذهب در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 14:21 |
 چند روز پیش دو دانش آموز مدرسه روزبه که برای تحقیق به کتابخانه ملی آمده بودند متاسفانه در زمان بازگشت  در حین عبور از عرض بزرگراه حقانی دچار حادثه شدند و جان خود را از دست دادند.

آنان می توانستند از سرویسهای مترو --با همه کاستیهایش-- ویا پل عابر پیاده استفاده کنند . این را فقط برای یادآوری به عزیزانی نوشتم که به کتابخانه مراجعه دارند. برای آن دو نوگل رحمت و برای والدینشان صبر مسالت دارم

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 12:4 |
عنوان سخنراني: سواد اطلاعاتي:آزادي يا ضرورت؟  

سخنران:دكتر علي حسين قاسمي (دانش آموخته دانشگاه فردوسي مشهد )

زمان:چهارشنبه 27 (بيست و هفتم) تيرماه 1386 از ساعت 30/16 الي 30/18 
مكان: تهران- تالار يوسف شريعت زاده ،كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران-بزرگراه حقاني (محور غرب به شرق)-بعد از ايستگاه مترو ميرداماد-بلوار كتابخانه ملي 

براي آگاهي از ساير اخبار و برنامه ها به وب سايت انجمن مراجعه كنيد.

+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 9:17 |
ساعت ۳ بعدازظهر روز چهارشنبه کمیسیون iscکه رسالتش پیاده سازی isiدر جهان اسلام است در دفتر معاونت  وزارت علوم برقرار است. من هم به عنوان عضو شرکت دارم. جمله شرکت کنندگان بر لزوم رعایت و  پیاده سازی ضوابط اعلام شده در isi تاکید می کنند و بر آن پافشاری دارند . یکی از همکاران می گوید رمز موفقیت پیاده سازی مو به موی آن ضوابط و اصول گارفیلدی است.

 

ساعت ۶ بعد ازظهر همان روز در سالن اجتماعات کتابخانه ملی هستم و پای سخنان آقای دکتر کوشا.

سنجشها به سنتی و غیر سنتی تقسیم شده و isiدر گروه سنتی قرار می گیرد. به نکته خوبی اشاره می شود: در شیوه گارفیلدی ملاک میزان ارجاع است. مثلا اگر یک مقاله جزو منابع مراجعه یک درس دانشگاهی قرار بگیرد و خواندنش هم توصیه شود تاثیری در ضریب تاثیر نخواهد داشت.

به گوگل اسکالار و میزان همپوشانی با isi اشاره شد و... 

با خود می اندیشیدم که فناوری راه خود را بر ما تحمیل خواهد کرد اما با آن که  از  شهرک غرب تا  تپه های عباس آباد فاصله زیاد نیست اما فاصله بحثها از زمین تا آسمان است!!!

+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 4:34 |
به خاطر می آورم چندسال پیش یکی از همکاران مؤنث مان در مصاحبه با روزنامه ای گفته بود کتابداری  "مادر علوم" است.فکر می کنم او اگر اندکی تآمل می کرد به  اقتضای مؤنث بودن باید بهتر می دانست که مادر بودن مستلزم زائیدن فرزند است! و در عالم علم این نسبت را  تا آنجا که معروف است به فلسفه می توان داد،  اگر بخواهیم از استعاره مناسبات خانوادگی برای کتابداری استفاده کنیم به اقتضای خدمتی که کتابداری  به علوم می کند واقعبینانه تر آن است که  آن را " للة"علوم  بنامیم نه مادر!
+ نوشته شده توسط ابراهیم افشار در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 19:27 |
گفتگوی زیر که به تازگی با وی انجام شده خواندنی است!

 


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 6:19 |

نخستین جلسه کمیته پژوهش انجمن کتابداری و اطلاع­رسانی ایران با حضور جمعی از اعضای هیئت علمی و کارشناسان ارشد کتابخانه ملی ایران، اعضای کمیته پژوهش، و برخی میهمانان افتخاری (از جمله آقای حافظیان­رضوی و دکتر کوشا)، روز چهارشنبه ساعت ۱۴-۱۶در سالن شماره دو همایش­های کتابخانه ملی ایران برگزار شد. هدف این جلسه، معرفی برنامه­های کمیته پژوهش و بررسی پیش­نویس برنامه کاری این کمیته در سال ۸۶ بود. ابتدای جلسه، دکتر منصوریان اهداف کلی کمیته را به­طور خلاصه برای حاضران مطرح کردند. پس از آن حوزه­های فعالیت کمیته در سه محور اساسی زیر ...


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 12:16 |

بسمه تعالي

زماني كه جلد اول دايره المعارف كتابداري منتشر شد، فرصت بيشتري نسبت به امروز داشتم و نقدي را بر آن در فصلنامه كتاب نوشتم. تورقي در جلد دوم نشان مي دهد كه اين جلد نيز همان ايراد اساسي جلد نخست را دارد :

همسنگ نبودن مقالات در حوزه هاي مختلف . به عبارت دقيق تر، مداخل مرتبط با حوزه هاي تاريخ كتابداري

و موضوعاتي نظير نسخه هاي خطي ، ضعيف تر از مقالات حوزه اطلاع رساني و كتابداري مدرن است.

دليل آن را هم از زمينه هاي كاري و تخصصي  سرويراستار محترم  مي توان فهميد. البته مشاوران علمي در اينجا چه نقشي دارند ، معلوم نيست.

در زير به صورت فهرست وار برخي از ايرادات را به ترتيب الفباي مداخل ذكر مي كنم :

1 - سر عنوان هاي موضوعي فارسي : شيوه نگارش مقاله ، داستان گونه است و مناسبتي با دايره المعارف ندارد.

به اين عبارت توجه كنيد : پنجاه سال پيش اگر سرعنوان موضوعي داشتيم ، طياره و… را بر مي گزيديم

2 – سرگذشتنامه هاي ايراني و اسلامي : زندگينامه علمي دانشوران را در دو جزوه دانسته در حالي كه سالهاست جلد سوم آن منتشر شده كه بر مبناي جزوه ، دوازده عدد مي شود.

3- فرهنگ هاي اردو : حجم مقاله از فرهنگ هاي عربي بيشتر است . منطقي است ؟

4- فرهنگ هاي عربي : چند سالي است كه فرهنگ عربي به فارسي معاصر ، ترجمه دكتر آذرنوش ، به عنوان بهترين و پركاربردترين فرهنگ عربي به فارسي مطرح است كه در اين مقاله نامي از آن به ميان نيامده است.

 5- فهرستنويسي نسخه هاي خطي : نويسنده مقاله ، مجلدات اخير فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه ملي را از بهترين نمونه ها مي داند ، آن هم به استناد مطلبي در نشريه داخلي كتابخانه مجلس كه تخصص نويسنده مطلب در حوزه نشريات است و نه نسخه هاي خطي.

6- فيلم : نامي از روش روسو در طبقه بندي نيامده است .

7- فيلمخانه ملي ايران : نام اين مركز با نام بنيانگذار آن ، فرخ غفاري ، پيوند خورده است كه اتفاقا سال پيش درگدشت. در اين مدخل هيچ نامي از او برده نشده است.

8 – قم ، كتابخانه هاي : در مقاله طوري از كتابخانه دارالتبليغ صحبت شده كه گويي نويسنده محترم 30 سال پيش مطلب را نوشته است. اشاره اي هم به دفتر تبليغات اسلامي نشده است.

9 – كتابخانه ملي تركيه : " كتابخانه از طريق خط اجاره اي به اينترنت وصل است" واقعا ارزش اطلاعاتي بسياري دارد !

10-  كتابخانه هاي سلطنتي : تاريخ تولد بايسنغر را 802 ق. ذكر كرده در حالي كه در جلد اول و در مدخل مستقلي كه به نام وي است ، تاريخ 799 ق. آمده است .

11 -  كتابخانه هاي كهن جهان اسلام : در مورد كتابخانه هاي هند به " كتابخانه سلطنتي پادشاهان تيموري ، گوركاني و يا بابري " اشاره شده است . در حالي كه هر سه به يك معناست.

در همين مدخل به كتابخانه هاي پيرمحمد و خليل سلطان ، دو شاهزاده تيموري ، به عنوان كتابخانه هاي مهم سده هاي مياني اشاره شده  كه متون تاريخي قرن نهم فاقد چنين مطلبي است .

12- كتس ، ويليام اي : در فهرست مآخذ ، دو جا از محل يا دانشگاهي بانام Albang  ياد شده است . اگر كسي آدرس اين مكان را مي داند ، بگويد (در Google Earth كه چيزي يافت نشد).

13-  مصر ، كتابخانه هاي : يكي از نويسندگان با عنوان محمد ام. امان ذكر شده . براي اسم عربي ،  ام. چه معنايي دارد ؟

14- مفتاح السعاده : " به اقلام ... به چاپ اول رسيده " يعني چه ؟

در همين مدخل عبارت " ظاهرا جديدترين چاپ " به كار رفته . آيا در يك دايره المعارف و آن هم در مورد يك واقعيت مشخص (چاپ يك كتاب) "ظاهرا" واژه مناسبي است ؟

15- هندوستان ، كتابخانه هاي : به رغم كتابخانه هاي باشكوه گوركانيان هند ، هيچ نامي از آن به ميان نيامده است . به نظر اينجانب ، اين توجيه كه مقاله ترجمه اي است ، قابل قبول نيست . بايد مداخلي كه با فرهنگ و تاريخ ما مرتبط است را تاليف و يا دست كم بازنويسي كرد.

در پايان ذكري هم از نمايه كتاب شود . بديهي است در دايره المعارف كتابداري بايد نمايه اي وجود داشته باشد كه الگويي براي ساير آثار باشد . بسياري از اسامي و اعلام كه در متن آمده ، در نمايه نيست و يا ارجاع به شماره صفحه اشتباه دارد.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط غلامرضا امیرخانی در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 12:51 |

یکی از کارهای مهمی که قرار است هر انجمن علمی انجام دهد حمایت از پژوهش و پژوهشگری در حوزه ای است که به آن تعلق دارد. انجمن علوم کتابداری و اطلاع رسانی هم از این قاعده مستثنی نیست و تلاش می کند جایگاه پژوهشی خود را بیش از پیش تثبیت و تقویت کند. از آنجا که اکنون افتخار همکاری با این کمیته را دارم به نظرم رسید لازم است کمی درباره آنچه در این کمیته می گذرد و آنچه که در پیش رو داریم مطالبی به اختصار عرض کنم و از همه اعضاء جامعه کتابداری و اطلاع رسانی ایران بخواهم به هر شکل که برایشان میسر است انجمن را دررسیدن به اهداف پژوهشی خود یاری کنند.

من معتقدم که انجمن بیش از آنکه باید در صدد انجام پژوهش باشد باید تلاش کند رویکرد پژوهش مدار را در همه زمینه های کتابداری و اطلاع رسانی گسترش دهد. آموزش ما  در همه سطوح این رشته وقتی موفق است که  پژوهش مدار باشد. خدماتی که در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ارائه می دهیم باید مبتنی بر پژوهش باشد تا از پویایی لازم برخوردار بوده و گسترش یابد و خلاصه هر آنچه که در این رشته انجام می دهیم وقتی پویا و مستمر خواهد بود که رنگ و بوی پژوهشی داشته باشد.

خوشبختانه زمینه برای پژوهش در این رشته فراوان است و هنوز ما در اول راه هستیم. کاربرانی که به کتابخانه ما مراجعه می کنند، آنهایی که مراجعه نمی کنند و کاربر بالقوه هستند، دانشجویانی که به این رشته وارد می شوند، دانشجویانی که از این رشته فارغ التحصیل می شوند، خدمت مرجعی که ارائه می دهیم، وب سایتی که برای کتابخانه خودمان درست می کنیم، وبلاگی که من اکنون در آن می نویسم، گروه بحث الکترونیکی که اکنون وارد دهمین سال حیات خود می شود، انجمنی که الان عضو آن هستیم، کاربرانی که در کتابخانه آموزش می دهیم، اعضاء هیات علمی سایر رشته ها که به کتابخانه ما مراجعه می کنند و آنهایی که مراجعه نمی کنند، روشهایی که افراد برای پاسخ به نیازهای اطلاعاتی خود برمی گزینند  و دهها موضوع دیگر که ما هنوز در مورد آنها به شناخت جامع و روشنی نرسیده ایم از جمله زمینه های پژوهش در این رشته هستند. البته باید به این فهرست طولانی زمینه های کار فنی کتابداری و اطلاع رسانی و حوزه های جدید را نیز افزود.


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط یزدان منصوریان در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 22:57 |

ديشب، در بخش چهره هفته اخبار سراسري ساعت 22 شبكه سوم با پروفسور شارل هانری دوفوشه کور مصاحبه كردند. چهره ايشان را ديدم و صحبت‌هايشان را با آن لهجه جالب شنيدم، خيلي بيشتر افسوس خوردم كه چرا نتوانستم در مراسم تجلیل از ایشان در کتابخانه ملی شركت  كنم. وقتي گزارشگر بعد از جويا شدن سن ايشان برايشان آرزوي زندگي در صد سال آينده را كرد، گفت ان‌شاءالله چون قصد دارم روي كتاب ديگري درباره تاريخ ادبيات قرن 8، قرن حافظ، كار كنم. برايم خيلي جالب بود كه عمر زياد مي‌خواست تا بتواند بيشتر در ادبيات ايران كنكاش كند. در پاسخ گزارشگر به اينكه اگر فرانسوي نبوديد دوست داشتيد ايراني بوديد گفت دلم مي‌خواهد با ايرانيان زندگي كنم؛ از ميان اسامي ايراني اسم "فرزاد" را براي خودش برگزيد؛ ... در پايان، وقتي گزارشگر از ايشان خواست سخني با جوانان ايران داشته باشد گفت قدر زندگي در ايران را بدانند و از امكانات و شرايط زيستي اين كشور كه در خيلي جاها پيدا نمي‌شود، استفاده  كنند و مصداق شعر زير نباشند:

سالها دل طلب جام جم از ما مي‌كرد                  آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي‌كرد

گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود                طلب از گمشدگان لب دريا مي‌كرد

 

+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 8:35 |

 

 

 

بازهم دکتر افشار و ایرانشناسی دیگر

 

مراسم اهدای شانزدهمین جایزه ادبی و تاریخی دکتر  افشار به ایران شناس فرانسوی پروفسور " شارل هانری دوفوشه کور " روز شنبه دوم تیرماه از ساعت 18 به رسم همیشه در منزل استاد ایرج افشار برگزار شد. عکسهای مراسم در فتوبلاگ کتابداری ایران

در این مراسم دکتر عزت الله فولادوند درباره کتاب " اخلاقیات " تالیف فوشه کور، دکتر نصرالله پورجوادی درباره " آبستراکتا ایرانیکا " و دکتر تهمورث ساجدی درباره ترجمه فرانسه فوشه کور از دیوان حافظ سخنرانی کردند. در پایان مراسم نیز دکتر مصطفی محقق داماد جایزه و لوح یادبود را به دوفوشه کور اهدا می کند.

شارل هانری دو فوشه کور (متولد 1925) که ترجمه دیوان حافظ  به زبان فرانسوی و "وصف طبیعت در اشعار غنایی فارسی قرن پنجم" را در کارنامه دارد به‌ عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی در مؤسسه‌ ملی زبان‌ ها و تمدن‌ های شرقی وابسته به دانشگاه سوربن فعالیت داشته است.

وی مدتی هم در سمت مدیر بخش ایران شناسی سفارت فرانسه در ایران اقامت داشته و در ماه گذشته نیز با سفر به ایران در چندین برنامه فرهنگی در تهران و شیراز و مراسم بزرگداشت حافظ شرکت کرد. ایشان در کتابخانه ملی هم حضور یافته بودند که آقای دکتر خسروی در این یادداشتها (1، 2) در وبلاگ گفتگو به آن پرداخته بودند.

نکات

  • این مراسم در باغ منزل دکتر افشار که بخشی از باغ فردوس معروف قدیم بود برگزار شد که حس نوستالژیک خانه های قدیمی و حوض و درخت و ماهی را به همراه داشت.
  • در پایان مراسم به دعوت خانم شکوفه شهیدی (دختر دکتر جعفر شهیدی) از سازمان لغت نامه دهخدا و گنجینه دهخدا بازدید به عمل آمد. جایی که بخشی از دستنوشته ها، فیشهای اصلی و آثار قلمی دهخدا و همکاران ایشان برای تدوین لغت نامه گرد آمده است. اینجا عظمت تلاش و جدیت را واقعا می شد دید. جالب اینکه استاد محمد دبیرسیاقی با افتادگی و نا شناخته به راهنمایی و خوش آمدگویی به میهمانان مشغول بود.
  • جمعی که در این مراسم شرکت کرده بودند، همه از پیشکسوتان و اساتید علمی و فرهنگی کشور بودند که واقعا سرمایه ای هنگفت برای ما هستند و باید قدرشان را بدانیم و به تعبیر جناب حافظیان، اینها دائره المعارفهای ناطق عصر ما هستند.
  • اشاره های آقای فوشه کور با آن لهجه فرانسوی – فارسی به سابقه آشنایی 40 ساله با دکتر افشار و زحمات ایشان در ساخت کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، که به تعبیر ایشان دکتر افشار کندوی زنبوری را ساخته اند که دانشجویان و پژوهشگران شهد شیرین دانش را همچون عسل از آن می­چشند (قابل توجه کتابداران به خصوص آنها که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران مشغول به کار هستند).
  • آقای دکتر نصرالله پورجوادی که درباره چکیده نامه ایرانشناسی (ابسترکتا ایرانیکا) پروفسور فوشه کور صحبت می کردند از پروفسور سئوال کردند که شما بیشتر به فارسی مطلب می خوانید یا به فرانسه؟ چون من می بینم که هر چه در زمینه مورد علاقه شما منتشر می شود را شما خوانده اید و هیچ چیز از دست شما در نمی رود (بازهم قابل توجه کتابداران).
  • ترجمه دیوان حافظ از فارسی به فرانسه توسط آقای فوشه کور، شانزده سال طول کشیده است.
  • برخی پیوندها در ارتباط با پروفسور فوشه کور
  • http://www.hafezstudies.ir/TAJANDefault.aspx
  • http://www.hafezstudies.ir/TAJANDefault.aspx?tabid=691
  • عکسهای مراسم در فتوبلاگ کتابداری ایران
+ نوشته شده توسط محسن حاجی زین العابدینی در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 9:51 |

هفتاد و ششمين جلسه هیئت مدیره انجمن با حضور آقایان دکتر فتاحی (رئیس)، دکتر مرادی (نایب رئیس)، عمرانی (دبیر)، همچنین آقایان حافظیان­رضوی، حیدری­نژاد، دکتر خسروی، دادرس، زین‌العابدینی، علیمحمدی، دکتر منصوریان، موسوی­چلک، و خانم­ها اكرم عینی (مدير کتابخانه، مرکز اسناد و اطلاع­رسانی وزارت آموزش و پرورش)، عباسی، و تهوری روز چهارشنبه 30 خرداد ساعت 14-30/16 در دفتر معاونت توسعه فناوري کتابخانه ملی برگزار شد.

سه ربع ساعت ابتدای جلسه خانم عینی، ضمن ارائه گزارشی از عملکردهای آموزش و پرورش درباره ساماندهی کتابخانه­های آموزشگاهی، پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت این نوع کتابخانه­ها و همکاری انجمن در این خصوص ارائه کرد از جمله: تأسیس شاخه کتابخانه­های آموزشگاهی، تدوین اصول اخلاق کتابداری و شرح وظایف برای کتابداران این کتابخانه­ها، تأسیس بانک مشاوران اطلاعاتی، ... . وی همچنین،


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط زهرا تهوري در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 8:51 |
با تاخیری ۱۴ ساله دو اثر در یونسکو ثبت شد. کمیته ایرانی حافظه ملی به طور جدی در سال ۸۴ کار خود را شروع کرد و بر خلاف معمول دبیرخلنه آن در کتابخانه ملی تشکیل شد. باید از اعضای این کمیته تشکر کرد. به خاطر دارم حدود هشت سال پیش هم این کمیته در یونسکوی ایران تشکیل شد و بیش از دو جلسه دوام نیاورد. اصل خبر در زیر آمده است. برای اطلاعات بیشتر از وظایف و ترکیب این کمیته به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.irwm.ir/irwm/page.aspx

«شاهنامه بايسنقري» يا شاهنامه فردوسي و «وقف نامه رشيدالدين فضل الله» معروف به کتاب «وقف ربع رشيدي» در دفتر «حافظه جهاني بشري» سازمان علمي فرهنگي و آموزشي ملل متحد (يونسکو)


ادامه مطلب در صفحه بعد
+ نوشته شده توسط فریبرز خسروی در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 6:4 |