از سوررئال تا رئال يك اطلاع رسان: روايتي پارادوكسيكال
( اگر معناي سوررئال را دقيقا نمي دانيد، اول معنايش را بازيابي كنيد بعد بقيه متن را بخوانيد . نام سالوادور دالي و آندره بروتون شايد نقاط بازيابي خوبي باشد)
نفس هاي عميقي مي كشيد. مراجعه كننده تلفن كرد و اطلاعاتي در باره ... خواست. كتابدار (ببخشيد اطلاع رسان) نشاني پست الكترونيكي او را گرفت. بعد بلافاصله به دو سه جاي ديگر تلفن كرد و پشت ميز كامپيوترش قرار گرفت. پس از جستجو در سيستم جامع كتابخانه كه از حسن تدبير مديران به خوبي با معماري اطلاعاتي كاربر مداري ساختار يافته بود و "متاديتا" را به "محتوا متصل مي كرد، و چند ارتباط تلفني ديگر با اطلاع رسان هاي ساير مراكز اطلاع رساني ، و دريافت چند منبع برخط و اسكن شده ديگر، يك بسته اطلاعاتي با "درجه ربط" بالا براي كاربر تلفني اش به نشاني پستي او ايميل كرد ( و البته قيمت آن را نيز اعلام نمود). عجب آنكه نه نام معماران، نه قالب هاي ابرداده اي و نه زبان نمايه سازي، هيچكدام در خاطرش نبود. كاربر به خواسته اش رسيد. او نيز رفت تا به كاربر ديگري برسد.
از آن زيرها كه بالا آمد، هنوز ضمير ناخودآگاه جاي خود را به ضمير نيمه خود آگاه و تمام آگاه نداده، در راهرو سروصداي چند فهرستنويس را شنيد كه دنبال قواعد فهرستنويسي ايرانو-آمريتيش مي گشتند و مانده بودند تگ هاي مارك را كجاي ساختار شكسته بسته "اصطلاحنامه اصفا" بچسبانند تا زخم هاي "نما" سرباز نكند. و فريبرز عمراني را ديد كه با آن دره نادري پر نقش و نگار بر سر انجمن كتابداران جدالي به شيوه سوفسطاييان سر داده بودند. وبلاگ هاي حرفه اي كتابداري و اطلاع رساني پا درآورده بودند و عوض اطلاع رساني به يكديگر مي كوفتند. تنه سرعنوان هاي موضوعي فارسي بر سالنامه كتاب و يكسال و نيمنامه اطلاعوكتابولوژي سنگيني مي كرد. ...چشم هايش را بست و با خود زمزمه كرد:
"قايقي خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از اين خاك غريب كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق قهرمانان را بيدار كند ..........پشت درياها شهري است كه در
آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است شاعران وارث آب و خرد و روشني اند پشت درياها شهري است قايقي بايد ساخت..."
دیروز با بکی از تازه دانش آموختگان با استعداد رشته مان دیدار داشتم. با خوشحالی گفت دارد به استخدام کتابخانه ملی در می آید و در آزمون آن او را پذیرفته اند. من هم خوشحال شدم. سئوال قهری بعدی ام این بود که برای چه کاری؟ گفت "اونش فعلا معلوم نیست. بعدا معلوم می شود"
با تعجب گفتم "یعنی چه؟ کتابخانه ملی هنوز نگفته ترا برای چه شغلی می خواهد استخدام کند؟ پس از کجا می دانند که تو برای پستی که بعدا به تو می دهند واجد شرایط هستی و مناسب تر از تو کسی نیست؟ و تو از کجا می دانی که پستی که به تو خواهند داد مورد علاقه ات خواهد بود و می توانی در آن خوب کار کنی؟"
دوست من طبعا برای این دو سوال جوابی نداشت. او به حق، مثل هر تازه دانش آموخته ای، مهم برایش استخدام شدن است. مدیران دستگاهی که اورا استخدام می کنند باید به این سئوال ها جواب دهند.
من نمیدانم آيا کارگزيني و مدیران بخش هاي مربوط در كتابخانه ملي برای آدم هائی که می خواهند استخدام کنند شرح شغل به تفصلي تهیه کرده اند یا نه؟ یا آنها را بر حسب خصوصیات عمومی شان به صورت "فله" اسنخدام می کنند؟ اگر شرح شغل تهیه کرده اند چرا آن را در مورد هر استخدام به اطلاع داوطلب نمی رسانند تا هم داوطلب بداند از او چه می خواهد و هم استخدام کننده بداند دقیقا باید دنبال چه توانمندی ها و مهارت هائی در داوطلب باشد. می دانید زحمت دادن به خود و رعایت این امر چه اندازه از گرفتاری ها و پیچیدگی های بعدی می کاهد؟
تهیه شرح شغل تفصیلی برای هر مورد استخدام وبه اطلاع داوطلب رساندن آن، از اولیه ترین وظایف کارگزینی و مدیر بخشی است که تازه استخدام باید در آن به کار آغاز کند. و الا شیپور از سر گشادش دمیده شده و منار قبل از کنده شدن چاه، دزدیده شده!
کافی است دوستان علاقه مندبه اين بحث، به آگهی های استخدام (مثلاْ) کتابداران در سایت کتابخانه های کشورهای دیگر نگاه کنند. حتي شما می توانید به آگهی های استخدام شرکت های خارجی که در روزنامه های کشور خودمان چاپ می شود نگاه کنید و آنها را با آگهی های استخدام "فله" سازمان های دولتی مان مقایسه کنید.
ادامه مطلب در صفحه بعد
موسسه پژوهشي كودكان دنيا؛ كتابخانه حسنيه ارشاد ؛شوراي كتاب كودك و موسسه پژوهشي تاريخ ادبيات كودكان چهارمين سالروز انتشار نشريه بادبادك را بهانه قرار داده تا به بررسي دوره هاي مختلف نشريات كودكان خردسال در ايران و جهان بپردازد.
از علاقمندان دعوت شده است كه در اين نشست شركت نمايند.
زمان: 25 بهمن 85
مكان: كتابخانه حسينيه ارشاد خيابان شريعتي
متن خبر هم در اینجا قابل ملاحظه است:
http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=MainContent&news_num=90550
سال ۱۳۸۳
فصلنامه كتاب رتبه ۲۴
كتابداري رتبه ۷۵
كتابداري و اطلاع رساني رتبه ۸۹
سال ۱۳۸۴دربين ۱۱۳ نشريه منتشر شده
فصلنامه كتاب رتبه ۱۵
كتابداري و اطلاع رساني ۱۶
كتابداري موجود نيست
جالب است كه ضريب تاثير ۳۶ نشريه علمي درسال ۱۳۸۳ صفر بوده است
برای رفع مشکل کهنگی مقالات و صف طولانی آن سه راه کار به نظر می رسد:
1- ازدیاد این نوع نشریات
بر ارباب مطبوعات پوشیده نیست که انتشار فصلنامه های تخصصی آن هم در حوزه دولتی کاری مشکل و پیچیده است. قوانین دست و پا گیر و بوروکراسی علیل این ادارات گاهی توان را از متولیان سلب می کند . و تاخیرهای ناخواسته ای را سبب می شودارتقا این نوع نشریات نیز معضل دیگری است . تنگ نظری ها و عناد بعضی از داوران که علی الاغلب هم در کسوت استادی ظاهرند و دلسوزانه!! ریشه می سوزانند مانع رشد و ارتقا این نوع نشریات است. امیدوارم روزی بعضی معذورات بر طرف شود تا با اعلام مستند بعضی از تظرات صد درصد تخصی این بزرگواران ! ! معلوم شود با چه موجودات شریف و با وجدان و عادل و به ویژه دلسوز برای این رشته طرف بوده ایم.
برای بخش خصوصی هم تولید این نوع نشریات مقرون به صرفه نیست .شاید یکی از راه های مطلوب تولید این نوع نشریات از سوی انجمنهای تخصصی باشد. در انجمن کتابداری مقدمات کار برای گرفتن مجوز فصلنامه تخصصی فراهم شده است که امیدوارم تداوم یابد.
2- ازدیاد صفحات این نشریات
اخیرا سعی شده است که درهر شماره فصلنامه کتاب مقالات بیشتری منتشر شود . گاهی این حجم زیاد اعتراض هایی را نیز به دنبال داشته است!.
3-نشر الکترونیک
شاید بهترین و سریعترین و کم مشکل ترین شیوه اطلاع رسانی این نوع مقالات ، نشر آنها از طریق اینترنت باشد. تنها مشکل این شیوه این است که هنوز این نوع نشریات به رسمیت شناخته نشده و ظاهرا در دستگاه اداری ایران دارای وجاهت علمی نیستند!.گرچه بسیاری در صدد اطلاع رسانی اند نه ارتقا یابی.
اخیرا نشریه الکترونیکی سازمان اسناد و کتابخانه ملی(ناس) شروع به کار کرده است .علاقمندان می توانند مقالات خود را در حوزه های کتابداری ؛اطلاع رسانی ؛ علوم آرشیوی به آدرس ذیل ارسال کنند.
مقالات ارسال شده در کمترین زمان ممکن بررسی شده و با کمترین ویرایش در دسترس همگان قرار خواهد گرفت
يادم هست در دوره کارشناسی آن جا که بحث مقايسه منابع اطلاعاتی مطرح می شد، يکی هم تازگی و به روز بودن منابع بود و بر مبنای همين معيار گفته می شد که در برخی حوزه ها و علوم مجله ها منابع مهم تری نسبت به کتاب ها هستند زيرا اطلاعات يک کتاب به هنگام انتشار حداقل متعلق به دو سال پيش است، اما مجله ها معمولا مقاله ها و مطالب جدیدی را منتشر می کنند که بیشتر به کار متخصصانی که در پی به روز کردن اطلاعات خود هستند، می آيد.
چند روز پيش شماره جدید یکی از مجلات تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی به دستم رسید. در همان تورق اولیه متوجه شدم که تاریخ نگارش و ارسال برخی از مقاله ها به حدود سه سال پیش بر می گردد! این مسأله به شدت مرا به فکر فرو برد. به ويژه که چندی پيش که با سردربیر یکی از همین نشریات برای ارسال یکی از مقالاتم صحبت می کردم ایشان رسمن اعلام کردند که زودترین زمانی که می توانیم مقاله ات را چاپ کنیم دو سال دیگر است!
نه اینکه تقصیر به گردن گردانندگان این نشریات باشد. حاشا و کلا! آنچه که ما امروز با آن مواجه هستیم یک بازار نامتوازن است: یعنی کثرت تقاضا و قلت عرضه، که موجب می شود نویسندگان و مترجمان ماه ها و سال ها در انتظار چاپ مطالب شان بمانند: از یک طرف تقاضای انبوه برای چاپ مطالب و مقالات در نشریه های علمی پژوهشی و علمی ترویجی و از طرف دیگر تعداد اندک این نشریه ها در رشته ما که سرجمع آنها سه تا بیشتر نیست که یکی هنوز یک سال هم نیست درجه پژوهشی گرفته و آن دوی ديگر هم ترویجی هستند. نویسندگان و اصحاب قلم - که خوشبختانه تعدادشان در رشته ما کم هم نیست- همگی طالب چاپ مقالاتشان در این نشریه ها هستند تا علاوه بر انتشار نتیجه پژوهش ها و اندیشه هایشان، در چرخه تولید علم شرکت کرده و از قبل آن امتیازی هم گرفته و به ارتقای موقعیت حرفه ای شان کمک کنند.
اما با این روندی که در حال حاضر در جریان است، قسمت اول ماجرا دیگر تقریبن منتفی است! وقتی که مطلب کاملا علمی و پژوهشی پس از سه سال منتشر شود، واقعن جایگاه آن در چرخه استناد کجا خواهد بود؟ برای مثال یکی از مقالات همین مجله تازه منتشر شده در خصوص موضوعی بود که اخیرن دستمایه پژوهش های حقیر واقع شده. پس از یک مرور کلی روی مطالب آن نگاهی به فهرست مآخذ آن انداختم. طبیعی است کتابی را که اندکی پس از نگارش این مقاله - که حدود دو سال پیش بود- منتشر شده و کتاب بسیار جامع و مفیدی هم هست، در آن فهرست نیافتم زیرا این مقاله در آن زمان دیگر در نوبت چاپ بوده است.
خوب حاصل این تأخیر چيست؟ با توجه به ده ها مطلب تازه که در این حوزه منتشر شده دیگر کمتر به این مقاله مراجعه و استناد خواهد شد. حال آنکه این حق آن نویسنده پرتلاش را که مطمئنن وقت زیادی را صرف نگارش این مطلب، که در زمان خود بسیار جالب و به روز بوده است، ادا نمی کندو تنها حاصل این مقاله حق التألیفی است که برخی مجله ها می پردازند و امتیازی است که نگارنده آن برای ارتقا می تواند از آن استفاده کند. اما این است حاصل این همه وقت، انرژی و هزينه ای که می کنيم؟ ظریفی که خود دستی هم در این کمیته های ارتقای مجلات وزارت علوم داشت می گفت این فصلنامه های علمی پژوهشی وزارت علوم بیشتر ارتقانامه هستند!
به راستی چه باید کرد؟ نظر شما چیست؟
پ. ن. تو رو خدا به کسی برنخورد! ما فقط طرح مشکل کردیم.
با سلام حضور تمام دوستان ارجمند
انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران متعلق به تمامی کتابداران این کشور است. بنابراین لازم نیست منتظر باشیم تا برای عضویت در هیات مدیره آن و برداشتن قدمی در زمینه کتابداری و اطلاع رسانی ایران از ما دعوت شود. هر کتابداری که حرفی برای گفتن دارد، باید خود پیش قدم شده و برای شرکت در انتخابات هیات مدیره انجمن کاندید شود.
به همین دلیل و با توجه به نزديک شدن زمان سومین دوره انتخابات هیات مدیره انجمن کتابداري و اطلاع رساني ايران، پایگاهی طراحی شده است که همه علاقه مندان بتوانند نامزدی و برنامه های خود را از این طریق اعلام کنند. زمان برگزاری انتخابات روز چهارشنبه 16/۱۲/1385 از ساعت 16 در سالن یوسف شریعت زاده کتابخانه ملی خواهد بود.
لذا از تمامی کسانی که تمایل به نامزد شدن دارند، خواهشمند است که اطلاعات خود در این سایت وارد کنند. علاقمندان به حضور در جمع هيات مديره مي توانند براي ثبت نام به نشانی http://cep.cua.ac.ir/sem/candidate/input.asp
مراجعه نموده و ثبت نام نمايند. ديگر علاقمندان نيز براي اطلاع از اسامي متقاضيان و ثبت نام شدگان به نشانی زير مراجعه نمايندhttp://cep.cua.ac.ir/sem/candidate/list.asp
در صورت امکان به تمامی علاقمندان و همکاران اطلاع دهيد.
امیدواریم شاهد جمعی گرم و انتخاباتی پر شور باشیم.
با سلام
در جلسه ای که با حضور جمعی از استادان کتابداری و اطلاع رسانی تشکیل شده بود موضوع وضعیت کتابهای تخصصی و درسی اخیر در این حوزه مورد بحث قرار گرفت و نظر بیشتر این دوستان این بود که بهتر است این کتابها قبل از انتشار به نحوی مورد داوری قرار گیرند. نظر این بود که بهتر است وزارت رشاد در این زمینه نظر انجمن های علمی را در این رابطه ملاک قرار دهد . نظر شما چیست ؟ا
سید کاظم حافظیان رضوی
خبرنامه انجمن ما هم همین سرنوشت را یافته است با این تفاوت که هنوز تقصیری برای آن نیافته اند.
از ابتدای تاسیس انجمن با بضاعت کمی که داشتیم سعی شد که خبرنامه مرتب منتشر شود . با فعال شدن حیدری نژاد خبرنامه رنگ وبوی دیگری یافت وبا تمام نقدها و انتقادهای بجا و نابجایی که بر آن وارد می شد نسبتا مرتب منتشر می شد. برای پرهیز از شاخ نزدن گربه هم هیچگاه وارد حوزه سیاست نشدیم اصلا اگر گربه ای دیدیم از ان پرهیز کردیم. خبرنامه فقط برای اعضا رایگان پخش می شد و .....همان گونه که حیدری نژاد در همین وبلاگ توضیح داده همه شرایط یک خبرنامه داخلی را دارا هستیم حالا چرا مجوز نمی دهند فقط باید گفت:
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
همانطور که مستحضر هستید انتخابات انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در پیش است و دوستان و همکاران شما در انجمن نگران عدم حضور فعال پیشکسوتان و جوانان کتابدار در این حرکت بالنده و مدنی علت این امر هر چه باشد برای انها که به نقش مثبت حرکتهای جمعی اعتقاد دارند پذیرفته نخواهد بود .
بنابر این ضمن تشکر از راه اندازی این وب لاگ برای اظهار عقاید سازنده در راه اعتلای حرفه ای
و علمی رشته کتابداری و اطلاع رسانی امیدوار هستم نظرات عزیزان را در این ارتباط بیشتر بدانم.
اصطلاح "ابر داده" را آن قدر شنیده ایم و دیده ایم که برای همه ما کتابداران عادی شده است. ولی هیچ گاه فکر کرده اید چرا نویسندگان و مترجمان ما " Metadata" را ابر داده ترجمه کرده اند؟
در واژه نامه های انگلیسی، پیشوند "Meta-" مفاهیم: 1. تغییر محل یا شکل و صورت 2. در پس، ورای، ماوراء، فرا را، با نام ، صفت یا فعلی می آمیزد.
اما در لغتنامه دهخدا، برهان قاطع، فرهنگ بزرگ سخن و سایر واژه نامه های فارسی پیشوند "ابر" دارای معانی" بر، ب، با، بالای، روی، سر ، برسر، نسبت به، در، برتر، بزرگ تر و مهم تر" و پیشوند" فرا" حامل معانی "نزد، نزدیک، کنج و گوشه، بالا و بلندی، دور، در، آن سوتر، سوی، به، بر، برابر، در مقابل، ب و بر " دانسته شده اند.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی ظاهرا هنوز معادلي براي آن اعلام نكرده است.
در واژگان كتابداري و اطلاع رساني از ابوالفضل هاشمي( تهران: دبيزش ، 1379) ذيل مدخل "ابرداده" به نقل از پديدآورندگان رشته كتابداري و اطلاع رساني اين معادل ها ذكر شده است:
ابرداده/ احمدي لاري.ن/ شيري. الف.د/كوشا.چ/ گيلوري. ت.ك
ابرداده ها/رادباوه.الف/شيري.آ.م/ فتاحي.پ/ محسني. د.د
داده راهنما/ بهمن آبادي.ز
فراداده ها/ پورسرباز. الف/ فتاحي. ب/ موسوي زاده. ب
متاداده ها/ علي احمد. و
وراداده/ بهشتي.چ
وراداده ها/ فتاحي.م.الف
دانشنامه كتابداري و اطلاع رساني و دايره المعارف كتابداري و اطلاع رساني نيز "ابرداده " به كار برده اند.
شما كدام را مي پسنديد؟
"نهمین دوره برگزاری طرح ده هزار نمایشگاه کتاب در ده هزار مدرسه در ایام الله دهه فجر برگزار می شود.
موسسه منادی تربیت برای رشد و ارتقای فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کشور گام های موثری برداشته است و از موجودی 70 میلیون کتاب در سراسر کشور چیزی حدود 45 میلیون جلد کتاب را در دسترس دانش آموزان قرار داده است". باقی خبر را اينجا بخوانيد
سال هاست داريم نمايشگاه ها و فعاليت های مناسبتی اين چنينی را انجام می دهيم، اما باز هم تفاوتی در ميزان عادت به مطالعه در کودکان ما شکل نمی گيرد و همچنان می شنویم و می بینیم که بچه هایمان کتاب نمی خوانند! در اين مجال اندک نگارنده بر آن نيست که دلايل کتاب نخوانی کودکان را بررسی کند، که در آ صورت مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد.
اين يادداشت را با اين انگيزه شروع کردم که دلايلی چند برای ناکارآمدی اين طور نمايشگاه ها برشمارم.
واقعيت اين است که تا زمانی که فقط به صورت مناسبتی و فرمايشی به ترويج کتاب و کتابخوانی می پردازيم، نبايد توقع داشته باشيم که تحولی بنيادين در رغبت به مطالعه و کتاب به وجود آيد. برعکس من گمان می کنم هنگامی که در خلال برخی مسائل ديگر به کتاب و کتابخوانی می پردازيم، نتايج بهتری حاصل می شود.
خواندن زمانی در کودکان ما نهادينه می شود که جزئی از زندگی چه در خانه و چه در مهد کودک و مدرسه باشد. نه اينکه به مناسبت هايی، چند بار در سال يک باره این بحث داغ شود و بعد از یک هفته هم به فراموشی سپرده شود.
در حقیقت اولیای امور به کتاب خواندن و مطالعه نیز به چشم سایر فعالیت های فوق برنامه که به صورت موردی به آنها پرداخته می شود نگاه می کنند. مثل سینما رفتن، موزه رفتن، یا اردوهای علمی-تفریحی. اما کتاب جزئی از زندگی و فرايند یادگیری و آموزش و پژوهش است، نه فعالیتی فوق برنامه که فقط در وقت فراغت یا برای تمدد اعصاب به سراغ آن برویم.
بنابراین اگرچه هر حرکت و فعالیتی در جای خود جای تحسین و تشکر دارد، اما تا زمانی که این حرکت ها به این شکل ضربتی، فرمایشی و مقطعی باشد نمی توان چندان از آنها امید صواب داشت!
گاهی در تاریخ اندیشه چنان جمود فکری پیش آمده است که عبرت آموز است. در قرن سیزده هجری تفکری ظهور یافت که به نوشته شهید مطهری به کلی عقل را به عنوان یک منبع تشخیص، تعطیل می دانست و برای آن شانیتی قائل نبود. اگر مثلا یکی از آنان که حسن نام داشت می مرد در حاشیه کفن او می نوشتند –اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله-وقتی معترض می شدند که این حسن است که مرده است چرا می نویسید: اسماعیل شهادت می دهد که خدا یگانه است . می گفتند که چون در حدیث امام نام اسماعیل امده ما مجاز به تغییر آن نیستیم. از علامه وحید بهبهانی نقل شده است که جمود این مسلک بحدی بود که اگر فرضا مریضی پیش ائمه رفته و برای آن مریض خاص خوردن آب سرد توضیه شده بود آنان از آن پس برای همه مریضهای عالم و همه مرضها آب سرد تجویز می کردند.
تصور نشود چنین تفکراتی پایان پذیرفته و مربوط به قرون گذشته است. خیر ! صورت مدرن آن در بسیاری از حوزه ها قابل رویت است.
دیروز از کتابدار یکی از کتابخانه های بزرگ دانشگاهی سوال کردم که کتابهای انگلیسی را چگونه فهرست می کنید . مثل اینکه سوال نابجایی شده باشد فرمودند: معلوم است .به انگیسی. عرض شد چرا توصیفی را به انگلیسی و موضوع را به فارسی نمی دهید .توضیح دادند: آن کس که به دنبال کتاب انگیسی است انگلیسی می داند. سوال شد که کتاب روسی و فرانسه و ایتالیایی و .... را چگونه فهرست می کنید ؟ فرمودند به انگلیسی! گفتم به تبعیت از استدلال شما چرا کسی که روسی می داند باید انگلیسی هم بداند تا از فهرست شما بتواند استفاده کند؟ فرمودند که کتابخانه کنگره چنین کرده ما هم به همان سیاق رفته ایم . گفته شد آنان برای امریکاییان که انگلیسی زبان هستند فهرست نویسی کرده اند لذا به انگلیسی نوشته اند . ما که زبانمان فارسی است . و اصولا مراجعه کننده فارسی زبان باید این امکان را در کتابخانه های کشورش داشته باشد که بداند در موضوع مورد جستجوی او چه کتابهایی به سایر زبانها وجود دارد.استدلال همان بود: ما از استاندارد کتابخانه کنگره استفاده می کنیم و تا کنون به این شیوه فکر نکرده ایم .
وقتی حدود چهار دهه پیش تب تبدیل رده بندی دیویی به کنگره بالا گرفت اغلب کتابخانه های کوچک و بزرگ با صرف هزینه و بهم ریختن وضع موجود بسرعت تغییر رده دادند تا از غافله تغییر عقب نمانند. وقتی از آنان سوال می شد و-- اکنون نیز می شود-- که آن تغییر به چه علت رخ داد ؟ توضیح این است که دیویی پاسخگوی مجموعه های بزرگ نیست ! و البته ما هم چون معمولا فکر می کنیم بزرگترین و بی بدیل ترین مجموعه ها را در کف با کفایتمان رهبری می کنیم سریعا تبدیل را عملی کردیم که کوچکترین نقصانی در اطلاع رسانیمان رخ ندهد.
اگر در راستای ! تبعیت از استانداردهای جهانی و کنگره ینگه دنیا مثلا به کتاب مکاسب محرمه " تابو" را موضوع داده ایم و یا به 40 جلد تفسیر المیزان با تمام مطالبی که دارد" تفاسیر قرن 14 شیعه" را داده ایم کاری هوشمندانه و سودمند را انجام داده ایم و البته جستجوگر ایرانی هم آنقدر باید هوشمند و متمدن ! باشد که برای یافتن کتابی در مثل مکاسب محرمه با موضوع تابو بدنبال آن بگردد.
ماه پیش توفیق یار بود که کتابخانه دانشگاه کمبریج را زیارت کنم. این کتابخانه با هفت ملیون جلد کتاب با روش دیویی پاسخگوی هزاران دانشجوی کنجکاوی است که روزانه مراجعه دارند. در پردازش اطلاعات نیز هر کجا لازم شده بود در استانداردها و مقررات تغییر داده بودند. البته در آن سفر برایم واضح و مبرهن شد که:
یا این قافله غربیان از اطلاعات و اطلاع رسانی خیلی عقبند و یا ما حدودا چهل سال جلوییم و یا به قول مولانا:
از محقق تا مقلد فرقهاست كاين چو داوود است و آن ديگر صداست
منبع گفتار او سوزى بود وان مقلد كهنه آموزى بود
اكنون نيز كه تب ديجيتالي شدن بالا گرفته و صغير و كبير خود را مدعي و عامل انحصاري اجراي آن مي پندارند،اگر درست و سنجيده و با مراعات اصول و ضوابط عمل نكنيم سالهاي بعد ديگراني خواهند آمد و ما را به فرصت سوزي متهم خواهند ساخت كه براي آن اتهام نيز دفاعي متصور نخواهد بود.
فریبرز خسروی
فصلنامه كتاب شماره 65 در 392 صفحه منتشر شد . آنچه در بالا آمده است سرمقاله اين شماره است . سوال اساسي اين است كه چرا بايد كتابهاي غير فارسي -بجز عربي- به انگليسي فهرست شود ؟چند سالي است در كتابخانه ملي به اين نتيجه رسيده ايم كه قسمت توصيفي اين كتاب ها بايد به زبان و خط اصلي فهرست شوند و قسمت تحليلي آن به زبان فارسي باشد . گرچه امروز شنيدم يكي از كتابخانه ها كتابهاي فارسي را هم به انگليسي فهرست مي كند.
اعلام نظرات موافق و مخالف شما موجب غناي اين بحث خواهد شد